فرهنگي. موسيقي. ادبيات عاشيقي. عاشيقلار
اروميه- اولين جشنواره ساز و سوز عاشيقي آذربايجان غربي در دو بخش موسيقي و شعر عاشيقي در اروميه برگزار شد.
به گزارش روز شنبه ايرنا، در اين جشنواره گروههاي هنري زنجان، آذربايجان شرقي، غربي و اردبيل به مدت دو روز در دو رشته ساز (نوازندگي) و سوز (كلام ) به هنرنمايي پرداختند.
در اين جشنواره ۴۵هنرمند از جمله ۱۱شاعر و ۳۴نوازنده شركت داشتند و بر اساس راي هيات داوران و در بخش ساز ، الله وردي صفرخان زاده از خوي، رضا پوينده از نقده و بولوت ساعد از اروميه به ترتيب به مقامهاي اول تا سوم دست يافتند.
در حوزه سوز (شعر) نيز اسفنديار فيضي پور از شهرستان نقده به عنوان هنرمند برتر شناخته شد.
برگزاري اين جشنواره فرصتي را فراهم كرد تا به ويژگيهاي اين هنر فولكلوريك و ماندگار در تاريخ و آداب و رسوم آذربايجان بپردازيم.
عاشيقهاي آذربايجان را بايد در ميان آن دسته از هنرمنداني جاي داد كه سازشان نواي عشق و شيفتگي و كلامشان بيان معنويت و دلدادگي است.
عاشيقها به معنايي كاملترين هنرمندان آذربايجان هستند زيرا كه آنها هم صاحبان سخن هستند، شعر ميسرايند، هم خالق موسيقياند و كلام موزون و ريتم و آهنگ ميسازند و ابداع گر و توليدكننده وجد و همين طور هم مجري شعر و آهنگ خود هستند ، پس صنعتكاراني را با ويژگيها شاعري، موسيقيداني و اجراي موسيقي در بر ميگيرند.
عاشيقها توان خلق و توليد و اجرا هنرشان را توامان دارند كه اين مزيت بر ابعاد هنرشان ميافزايد.
بر اساس آثار موجود، مسووليت عاشيق ها، گاهي هم حل مشكلات مردم، قضاوت در اختلافات موجود بين مردم، راهنمايي وظايف مردم، حتي معلمي و آموزش بوده است.
خاستگاه عاشيق ها
هرچند براي شكلگيري و زايش هنر عاشيقي تاريخ دقيقي نميتوان مشخص كرد، اما به نوعي ميتوان قدمت صنعت عاشيقي را با حيات مردم منطقه آذربايجان همسان پنداشت.
آنچه كه مهم است توجه به اين نكته است كه هنر عاشيقي در بستر رشد تاريخي خود با باورهاي مردم منطقه، همساز و هماهنگ شده و با ساختهاي اجتماعي آنان همراهي كرده و منجر به ايجاد و تشكل يك سويه هنري با ابعاد گسترده اي مركب از شعر، موسيقي، كلام شده است.
تاثير اين هنر تا جايي است كه با وجود گسترش انواع موسيقي، هنر عاشيقي چنان زنده و پويا در بين اقوام مناطق گيتي پهناور از جمله ايران، تركيه، جمهوريهاي شوروي سابق باقي مانده و تا چين گسترش يافته است.
به استناد آثار بجا مانده تاريخي، عاشيقها در گذشته در منطقه، رل يك شخصيت فيلسوف و عالم را ايفا ميكردند.
بر اساس مطالعات تاريخي انجام گرفته بعد از گرويدن مردم آذربايجان به دين اسلام در قرن هفتم ميلادي، صنعت عاشيقي با باورهاي اسلام هماهنگ شده و به حيات خود ادامه ميدهد.
بنا به رواياتي اولين كسي كه در آذربايجان با دين اسلام آشنا ميشود پيري فرزانه به نام د ده قورقود قهرمان اسطورههاي آذري هاست كه اين معنا يعني پذيرش اسلام از سوي د ده قورقود در مقدمه نسخ مختلف كتاب دده قورقود محفوظ است.
عاشيق در گذر زمان نامهاي مختلفي به خود گرفته و تثبيت نام عاشيق به عنوان شاعران ساز به دست دوره گرد، بعد از پذيرش اسلام در ميان آذربايجاني ها مرتبط است.
براي معادل لفظ عاشيق به عنوان هنرمندان موسيقي سنتي آذربايجان به نام هايي چون باخشي و اوزان نيز بر ميخوريم.
نشانهاي از واژه باخشي، امروزه نيز در جغرافياي استان باقي مانده است، به طوري كه براي نمونه در سلماس هنوز روستايي به نام باخشي كندي (بخش كندي) و يا در اروميه دژي به نام باخشي قلعه سي وجود دارد.
همچنين در كتاب دده قورقود كهنترين اثر مكتوب آذربايجاني، اوزان نام خنياگر دوره گردي است كه در شان قهرمانان حماسه ميسرايد و دعاي خير بدرقه راه آنان ميكند.
خود د ده قورقود نيز يك اوزان قوپوز به دستي است كه ويژگياش حضور در مجالس بعد از پيروزي قهرمانهاي داستان هايش و توصيف و تمجيد و شعر سرايي در خصوص آنهاست.
هنوز هم در برخي از مناطق جغرافيايي آذربايجان به محدوده و آباديهايي مزين به نام اوزان رو به رومي شويم كه نمونههايي از آن در اروميه ده اي است به نام اوزان كندي و در سلماس نيز روستايي به نام گلعذان گل اوزان وجود دارد.
در اهميت و تدوين جايگاه عاشيقها در ميان مردم آذربايجان همين قدر كفايت ميكند كه عاشيق را ائلجه بيلن (داناي ايل و قوم) و ساز آنها را قوپوز ناميده اند.
در مكتب هنري عاشيقي آذربايجان، عاشيقها را رتبه بندي نيز كردهاند و عاليترين مرتبه آن بنا به استشهاد تاريخ، نام د ده برخود گرفته است كه اين مرتبه تا امروز هم ادامه دارد و حتي در دوره معاصر، تخلص شعري برخي شاعران هجايي گو و شاعراني كه اقدام به سرودن انواع اشعار عاشيقي كرده اند نيز دده است.
با ورود به دوره اسلامي، مفاهيمي چون الهيات، عشق به خدا، عشق به همنوع، وطن پرستي، جهاد با نفس و ديگر مفاهيم معنوي و انساني در كلام عاشيق جاي گرفته است.
از دده قورقود تا ديري لي قورباني كه تحقق واژه عاشيق و شكلگيري اين واژه و به نوعي بنيانگذاري مكتب عاشيقي در آذربايجان با او شروع ميشود به نامهاي بزرگي چون عاشيق پاشا، يونس امره و ملا قاسم شيرواني بر مي خوريم.
ديري لي قورباني عاشيقي است كه ايشيق را خطاب نام خود قرار داده و در مرحله گذر اوزان به اوزان عاشيق قرار گرفته و اين يك بيت از اوست كه مي گويد:
من بو دنيادا عاشيقام عاشيق دئييلم ايشيقام (در دنيا من عاشيق هستم - عاشيق نيستم ايشيق هستم)
بنا به اقوالي تبديل ايشيق (روشنايي) به عاشيق با ديري لي قورباني شروع مي شود.
اگر در تكامل لفظ عاشيقي سه مرحله (۱اوزان (۲اوزان - عاشيق و (۳عاشيقي را مبناي مطالعات و رشد پروسه تاريخي عاشيقي قرار دهيم در مرحله اوزاني با لفظ د ده و شخصيتهايي چون د ده قورقود، د ده يادگار در مرحله اوزان عاشيق، نمايندگاني چون عاشيق پاشا، يونس امره و در مرحله سوم يعني دوره صرف عاشيقي با اشخاصي چون خسته قاسم، توفارقانلي عباس و ديگران رو به رو مي شويم كه در راس هرم مرحله سوم نام ديري لي قرباني قرار ميگيرد.
از مرحله اوزاني تا عاشيقي، با تكامل وسيله موسيقي اين صنعت نيز رو به رو هستيم به طوري كه قوپوز به ساز عاشيقي تبديل ميشود.
شعر نيز جز تفكيك ناپذير از هنر عاشيقي است كه با تنوع زيادي روبه روست به طوري كه در ادبيات عاشيقي با انواع شعرها چون قوشما، گرايلي، باياتي، استادنامه، تجنيس و مخمس و در نثر نيز نوعي داستان نويسي حماسي و قهرماني در كنار ادبياتي با مضمون اجتماعي و عاشقانه ميتوان سراغ گرفت.
در مورد ساز عاشيقي يعني قوپوز نيز نظرهاي مختلفي وجود دارد.
قوپوز، ساز عاشيقهاي محلي آذربايجان آلتي شبيه تار و مركب از ۹سيم است.
عاشيقهايي كه ساز به دست ميگيرند معتقدند ساز تا در فراخناي سينه جاي نگيرد و نميتوان از آن آواي عشق شنيد.
عاشيقهاي آذربايجان شاعراني هستند با قامتي استوار و مقاوم چون سرو و هر چه قدر هم پير و ناتوان هم شوند بازهم ايستاده هنرنمايي ميكنند چرا كه عشق هيچوقت قامت خميده را بر نميتابد.
عاشيقي در دوره اسلامي
اهميت صنعت عاشيقي در دوره اسلامي ضرورت اين نكته را مورد تاكيد قرار مي دهد كه نگاهي خاص به ويژگيهاي اين صنعت بعد از ورود اسلام در بين مردم منطقه داشته باشيم.
ادبيات عاشيقي دوران اسلامي مجموعهاي بسيار غني و گرانبهاست كه معارف قرآني، ميراث نياكان، فولكلور آذربايجان، رشادتهاي قهرمانان و مفاهيمي چون مردي و مردانگي و كفرستيزي را در خود جاي داده است.
نخستين عاشيقي كه در دوره اول اسلامي نام و ذكري از هنر وي در برخي متون آمده فردي است كه (تركي كيشي) نام دارد و به فارسي نيز شعرهايي از او باقي مانده و در دربار غزنويان نيز حرمت خاصي داشته و منزلتي را آزموده است و اين بيت از منوچهري دامغاني :
(به راه تركي، مانا كه طوبتر گويي تو شعر تركي برخوان مراد شعر غزي) خطاب به اوست.
د ده قورقود خود نيز كه امروز از احترام خاصي به خاطر ثبت آثار حماسي و تاريخي قوم ترك در بين اقوام آذري دارد به عنوان بزرگترين نماينده عاشيق هاي دوره اول بر صفحه ادبيات عاشيقي آذربايجان نامش ميدرخشد.
دوره جديد عاشيقي با رسمي شدن تشيع در ايران آغاز ميشود.
از اين دوره به بعد ادبيات عاشيقي، دوشادوش ادبيات رسمي موجوديت خود را به رخ ميكشد و حتي در گسترش خود مساعي تمام بكار ميبرد به طوري كه اين دوران را ميتوان دوره طلايي ادبيات عاشيقي نام نهاد و تبيين آرمانهاي شيعي در كلام و زبان عاشيقهاي ايراني نيز مربوط به اين دوره است.
عاشيق قرباني، عاشيق عباس توفارقانلي، ساري عاشيق، عاشيق جنون، خسته قاسيم، عاشيق پري، عاشيق واله، عاشيق علعسگر، عاشيق حسين از عاشيقهاي دوره اسلامي و دوره شيعي هستند كه آثار جاودانهاي از خود به يادگار نهاده اند.
بيشترين آثار خلق شده توسط اين عاشيق ها، شامل منظومههاي حماسي مذهبي، غنائي - مذهبي و منظومههاي اساطيري هستند كه نمونههاي بسياري از اينها نظير فتح خيبر، كور اوغلو، عاشيق قريب، اصلي و كرم، نرگس خاتون، منظومه علي (ع) در دسترس است.
از اين عاشيقها آثار ديگري نيز بر جاي مانده كه اغلب يادگاري ادبي و هنري دوره دوم عاشيقهاي آذربايجان را تشكيل ميدهند.
اينجا ذكر اين نكته ضروري است كه ادبيات عاشيقي وابستگي عميقي با علايق مردم، آرزوها و آرمانهاي آنان و فولكلور محيط اجتماعي آذربايجان دارد و يا يافته است.
مي توان گفت صنعت عاشيقي تا سالهاي اخير اهميت ويژهاي در ايجاد و تداوم علايق و خواستهاي مردمي ايفا كرده و در اين وادي به آرمانهاي مردمان صورت داستاني و حماسي و قهرماني داده است.
نفوذ عاشيقي تا حدي بود كه در بين اقوام ترك در شهر و روستاهاي اين مناطق ، قهوه خانه يا محل تجمعي را نميتوانستي بيابي كه از وجود يك عاشيق بي بهره باشد.
عاشيقها افرادي بودند كه در دوره اسلامي در آذربايجان ايران تا پيش از