نامه مهم و تاريخي امام خميني(ره) به گورباچف  در شرايط خاص تاريخي صادر شد و تأثيرات اساسي و پي آمدهاي ويژه اي  در زمينه بيداري اسلامي و پاسخگويي به سؤالات فكري بشريت تشنه حقيقت داشت كه يقيناً بايد به عنوان يكي از اقدامات محوري رهبر كبير انقلاب اسلامي و بينانگذار جمهوري اسلامي، در راستاي نظريه «صدور انقلاب» مورد توجه قرار گيرد. اين نامه در شرايطي صادر شد كه تحليلگران و سياستمداران جهاني در ترديد كامل نسبت به آينده اتحاد جماهير شوروي سابق به سر مي بردند و تنها در انتظار تجديدنظر طلبي دنياي كمونيسم بودند و هيچ گونه پيش بيني مناسبي نسبت به آينده بلوك شرق نداشتند. امام خميني(ره) با برخورداري از يك بينش و بصيرت عميق نسبت به تحولات جهاني و درك مناسب از مشكلات حاكم بر نظام فكري و سياسي شوروي سابق، ضمن پيش بيني فروپاشي قطعي ساختار ايدئولوژيك حاكم بر بلوك قدرتمند شرق، مباني و اصول مورد نياز براي گذر از شرايط تحول را فراروي حكام كاخ كرملين قرار دادند تا آنها با شناخت صحيح از زمان، قادر شوند مسئوليت تاريخي خود را نسبت به ملت عمل نمايند. در انديشه امام خميني(ره) همان گونه كه انقلاب اسلامي، به دليل برخورداري از ماهيت مكتبي و محور بودن هدايت فكري توانست ريشه هاي خود را در دل ملت ايران بگستراند، تداوم اين انقلاب نيز با هدايت و دعوت امكان پذير بود و در اين راستا اعتقاد داشتند نهضت مردم خارج از اين مرز و بوم نيز بايد همانند بيداري ملت ايران با هدايت اعتقادي انجام پذيرد. به تعبير آيت الله جوادي آملي، نماينده حضرت امام خميني(ره) و سرپرست هيئت اعزامي به شوروي براي تقديم و تشريح نامه تاريخي امام خميني(ره) به گورباچف، هدايت فكر و تداوم دعوت فرهنگي در حقيقت صدور انقلاب به حساب مي آيد، چنانچه گفته اند: «... چنان كه بيداري مردم مسلمان ايران با رهبري ديني آغاز شد، نهضت مردم خارج از اين مرز و بوم نيز با هدايت مذهبي امكان پذير است، و اين همان صدور انقلاب اسلامي به خارج از كشورمان است. «صدور انقلاب» به معناي دخالت در شئون مردم كشورهاي ديگر نيست. بلكه به معناي پاسخ دادن به سؤالهاي فكري بشر تشنه معارف الهي است.»
انقلاب اسلامي، تداوم راه پيام آوران الهي و به ويژه پيامبر اسلام(ص) و جانشينان راستين آن حضرت بوده و اين انقلاب به دليل ماهيت خود نبايد در مرزهاي جغرافيايي محدود گردد زيرا داراي يك هدف جهاني است.
محتواي نامه امام(ره) از معارف عميقي در زمينه هاي فلسفي، عرفاني، فقهي، ولائي و... برخوردار است كه طبعاً در اين نوشتار شرح ابعاد مختلف محتوايي آن مورد توجه نبوده بلكه صرفاً از ديدگاه انديشه «صدور انقلاب» به فرازهايي از نامه امام(ره) اشاره خواهد شد.
كاملاً روشن است كه امام خميني(ره) پيوند فقيه جامع الشرايط با مردم را در رابطه امام(ره) و امت تفسير مي نمودند و محدوده اين رابطه را تمام پهنه زمين مي دانستند، و اين اعتقاد و نظر را در ميدان عمل مورد توجه قرار مي دادند، آيت الله جوادي در اين زمينه گفته اند: «... مزيت آن حضرت(ره) در اين بوده كه اولاً تمام پهنه زمين از كران تا كران و همه سينه باز زمان از عصر تا عصر را قلمرو «ولايت فقيه» نائب امام عصر ارواحنا فداه مي دانست و ثانياً، عقل عملي او با ولايت متحد بود. چنان كه عقل نظري او با فقاهت متحد شد و چون در افق والاي تجدد قرار داشت، حجاب بين نظر و عمل رخت بربست»
موضوع ديگري كه در اين زمينه بايد مورد اشاره قرار گيرد، چگونگي و نحوه اعمال ولايت توسط امام خميني(ره) است، زيرا گاهي ممكن است فقيهي درباره امامت فقيه عادل از نظر گفتار و نوشتار تفكر مناسبي داشته باشد ولي در عمل نتواند اعمال ولايت كند. امام(ره) در جايگاه ولايت و امامت در سطح نگرش و اجراي فقه و احكام الهي هر دو را توأمان مورد توجه قرار دادند كه نمونه اي از آن در اين نامه به چشم مي خورد.
به نظر آيت الله جوادي بين قايل بودن به «ولايت فقيه» و «فقه ولايي» فرق و تمايز وجود دارد. چنانچه گفته اند: «... البته بين تفوه به امامت و «تفكر امامي» داشتن فرق بوده و نيز بين قائل به «ولايت فقيه بودن» و «فقه ولايي» داشتن تمايز تام است وامتياز اين دو، هم در كيفيت نگرش به فقه است هم درصدد اجراي احكام آن» و امام(ره) با صدور اين نامه در دوران حساسي از زمان و با ويژگي هاي خاص در زمينه ارسال و محتواي آن، فقه ولايي خود را با «دعوت» كاخ نشينان كرملين به شناخت اسلام و برحذر داشتن آنها از ادامه الحاد به صورت عملي ترسيم نمودند. اين دعوت از ديدگاه نماينده امام(ره) و سرپرست هيئت اعزامي تفقد ولايي امام(ره) نسبت به سران كاخ كرملين قلمداد شده كه با هدف رهانيدن آنها از شراره الحاد و رسيدن به نور توحيد انجام شده است. چنانچه نوشته اند «از اين رهگذر امام خميني(ره) گاهي كاخ سفيد غرب را مورد قهر ولايي خود قرار داده» و مي گويد: «آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند» و زماني كاخ كرملين شرق را چون كوخ محروم نشين مورد تفقد ولايي قرار داده و صدر هيئت رئيسه و ديگران را به دين مبين اسلام دعوت مي كند تا از شراره الحاد برهند و به نور توحيد برسند.
اين نامه تاريخ ساز كه مضمون آن كاملاً سري بود و در زماني صادر شد كه جمهوري اسلامي قطعنامه 598 را پذيرفته بود و مرحله بازسازي و ترميم خرابي هاي جنگ تحميلي هشت ساله شروع شده بود در ديدگاه مسئولان كاخ كرملين مي توانست هرگونه احتمالي نسبت به مفاد آن وجود داشته باشد مگر احتمال دعوت به توحيد و اسلام ناب محمدي(ص) و اين خود موضوعي است كه بر اهميت نامه افزوده است.
كيفيت ابلاغ پيام و نحوه دريافت آن، جواب گورباچف به هيئت اعزامي و همچنين پاسخ توسط مسئول هيئت نيز داراي اهميت است كه بايد به آن اشاره شود.
نامه و پيام تاريخي امام خميني(ره) به گورباچف به عنوان صدر هيئت رئيسه اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي سابق در تاريخ يازدهم ديماه 67 نوشته شده و در چهاردهم ديماه 67 توسط هيئتي به رياست حضرت آيت الله جوادي آملي در يك ملاقات دوساعته در كاخ كرملين براي صدر هيئت رئيسه به صورت تبيين و تفسير محتوا توضيح داده شد كه براساس نظر مسئول هيئت، با عزم جدي هيئت اعزامي براي رعايت احترام و ادب اسلامي و شيوه ابلاغ پيام كه با زبان تعليم و ارشاد به نحوه تدريس انجام شد ولي علي رغم رعايت كمال ادب ديپلماسي توسط رهبر شوروي به دليل ناتواني ايشان در هضم محتواي پيام «گاهي نشانه فبهت الذي كفر همراه با انفعال در رخسارش مشهود بود.»
با بررسي نامه فوق نكاتي كاملاً مشهود است كه به تناسب هدف اين نوشتار به آنها اشاره مي شود:
1) پيش بيني اضمحلال و فروپاشي تفكر كمونيسم و اتحاد جماهير شوروي (سابق) و به بن بست رسيدن ماركسيسم در روش هاي اقتصادي و اجتماعي، چنانچه فرموده اند: «براي همه روشن است كه ازاين پس كمونيسم را بايد در موزه هاي تاريخ سياسي جهان جستجو كرد.» و يا «امروز ديگر دولت هاي همسو با شما كه دلشان براي وطن و مردمشان مي تپد، هرگز حاضر نخواهند شد بيش از اين منابع زيرزميني و روزميني كشورشان را براي اثبات موفقيت كمونيسم- كه صداي شكستن استخوان هايش هم به گوش فرزندانشان رسيده است- مصرف كنند.»
2) قابل ستايش شمردن روحيه همراه با جسارت و گستاخي گورباچف به دليل قرار گرفتن ايشان در دور جديدي از بازنگري و تحول و شهامت تجديدنظر در مكتب كمونيسم كه به تعبير امام خميني(ره) اين مكتب، ساليان سال فرزندان انقلابي جهان را در حصارهاي آهنين زنداني نموده بود.
3) هشدار امام خميني(ره) به گورباچف براي رسيدن به موفقيت از راه تجديدنظر در سياست اسلاف خود در زمينه خدازدايي و دين زدايي از جامعه كه بزرگترين و بالاترين ضربه را بر پيكر مردم كشور شوروي وارد كرده است و امام(ره) اين راه را تنها راه برخورد واقعي با قضاياي جهان دانسته اند (بازگشت به دين و معنويت و عدم مبارزه با آن).
4) يادآوري اين موضوع كه: همان گونه كه ماركسيسم به بن بست رسيده است نظام سرمايه داري غرب نيز به بن بست رسيده  و يا خواهد رسيد و همچنين برحذر دادن سران كاخ كرملين براي حل مشكلات خود، با پناه بردن به كانون هاي سرمايه داري غرب.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آرشيو مناسبتها