«زنده شور» می‌خواهد مردم، بلندپروازی اخلاقی داشته باشند/نمونه‌ای از «قدرت بی‌قدرتان»+فیلم

تهران- ایرنا- وحید آگاه، استاد حقوق دانشگاه علامه طباطبایی، با اشاره به فیلم «زنده‌شور» ساخته کاظم دانشی گفت: این فیلم می‌خواهد مردم در مواجهه با مسائل اخلاقی و نارسایی‌های نظام حقوقی و قضایی، بلندپروازی اخلاقی داشته باشند و برای نجات جان انسان‌ها از محدوده امن خود فراتر بروند.

وحید آگاه، عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبایی، درباره فیلم «زنده‌شور» ساخته و نوشته کاظم دانشی و محمد داوودی به ایرنا گفت: این فیلم در جشنواره سال گذشته، یعنی جشنواره ۱۴۰۴، در چندین رشته نامزد دریافت سیمرغ شد و در پنج رشته بهترین کارگردانی، فیلم از نگاه تماشاگران، موسیقی، نقش اول مرد و نقش مکمل زن جایزه گرفت. به نظر می‌رسد «زنده‌شور» از فیلم‌های خوب این روزهاست و فروش امیدوارکننده‌ای هم داشته است. با وجود شرایط اقتصادی خاص کشور و وضعیتی که در میانه جنگ به سر می‌بریم، فروش فیلم از ۱۰۰ میلیارد تومان عبور کرده است

وی ادامه داد: کاظم دانشی پیش از این هم درباره مسائل حقوقی فیلم ساخته و به نظر می‌رسد این فضا را می‌شناسد. شاید این شناخت به سابقه کاری او در سازمان امور زندان‌ها برگردد، دانشی سینما را هم خوب می‌شناسد. محمد داوودی نیز در نگارش فیلمنامه کنار کاظم دانشی بوده است. داوودی از فیلم‌نامه‌نویسان درجه‌یک است و پیش از این برای «قصر شیرین» و فیلمنامه اقتباسی «بی‌همه‌چیز» دو سیمرغ از جشنواره فیلم فجر دریافت کرده است.

آگاه ادامه داد: فارغ از جنبه‌های هنری، اگر بخواهیم از منظر حقوقی به فیلم دانشی نگاه کنیم، شاید برخی به آن خرده گرفته و گفته باشند که بعضی بخش‌های فیلم با واقعیت همخوانی ندارد اما اگر از قاب بزرگ‌تری به فیلم نگاه کنیم، به نظر می‌رسد این اثر دقیقاً برای ایران امروز ساخته شده است. می‌خواهم از کتابی با عنوان «قدرت بی‌قدرتان» که نشر نو با ترجمه احسان کیانی‌خواه منتشر کرده است، کمک بگیرم. واتسلاف هاول در این کتاب می‌گوید همه ما باید در حیطه وظیفه و صلاحیتی که داریم، هرچند کوچک، کارمان را درست انجام دهیم و به یک سیستم غلط یا کاری که به آن نقد داریم و قبولش نداریم، تن ندهیم. این کار به هیاهو و قهرمان‌بازی نیاز ندارد؛ هرکس باید در حد بضاعت خودش درست زندگی کند و کار درست را انجام دهد، حتی اگر گام‌های کوچکی باشد.

این استاد حقوق گفت: هاول در این کتاب می‌گوید هرکس باید در محدوده صلاحیت، توان و بضاعت خودش تلاش کند. یکی از خطوط اصلی فیلم هم همین است. فیلم درباره ساعات پایانی پیش از اجرای حکم پنج نفر است که قرار است مجازات مرگ درباره‌شان اجرا شود. حکم یکی از آن‌ها اجرا می‌شود و پس از تلنگری که شخصیت با بازی حامد بهداد به نماینده دادستان، بهرام افشاری، می‌زند، او به این نتیجه می‌رسد که باید کاری انجام دهد. فیلم پیش از آن نشان می‌دهد که افشاری مدام در پی آن است وظیفه خود را در اجرای مجازات قصاص به‌درستی انجام دهد: صورت‌جلسه و پرونده درست باشد، برای بررسی اجرای حکم برود، طناب‌ها را بررسی کند، سربازها را به خط کند و افرادی را که باید در محل حاضر باشند تا بعداً صورت‌جلسه را امضا کنند، جمع کند.

دادستان «زنده‌شور»، نمونه‌ای از «قدرت بی‌قدرتان» است

آگاه افزود: اما از جایی به بعد، افشاری، نماینده دادستان، به این نتیجه می‌رسد که هدف بزرگ‌تری هم وجود دارد. همان قانونی که به اولیای دم اجازه قصاص می‌دهد، امکان بخشش را هم به رسمیت شناخته و اتفاقاً این امکان را پررنگ کرده است. فیلم در فضایی که دانشی می‌سازد، به ما نشان می‌دهد که نوعی میزانسن غلط وجود دارد: رئیس زندان راضی نیست، نماینده دادستان راضی نیست، قاضی اجرای احکام، (که در پایان می‌فهمیم او هم راضی نیست)، رضایت ندارد؛ خانواده مقتول راضی نیستند، کارکنان تیم حفاظت زندان راضی نیستند، سرباز وظیفه‌ای که باید گام آخر اجرای مجازات قصاص را بردارد راضی نیست، شخصیت روحانی‌ که می‌خواهد در لحظات آخر آدم‌ها را به خدا نزدیک‌تر کند راضی نیست و پزشکی هم که باید محکوم را معاینه کند تا مشخص شود مشکل خاصی ندارد و امکان اجرای حکم وجود دارد، راضی نیست. با این حال، سیستمی وجود دارد و یک رأی صادر شده که مطابق قانون و شرع است.

وی بیان داشت: حالا همه این میزانسن باید به هم بریزد تا حکم اجرا نشود. در ادامه درمی‌یابیم که حتی اولیای دم هم در دل راضی به اجرای حکم نیستند. همه این مسئولیت بر دوش یک نفر قرار گرفته است؛ کسی که مسئول آنجاست و ناگهان به خودش می‌آید و می‌بیند سیستم کاری نکرده و فقط می‌گوید این رأی را اجرا کن، امضا کن و برو. او به این نتیجه می‌رسد که نباید چنین کند و باید پروتکل‌ها را تا جایی که می‌تواند خم کند، نه اینکه لزوماً آن را بشکند؛ آن‌ها را کنار بگذارد و هر کاری از دستش برمی‌آید برای گرفتن رضایت انجام دهد.

این مدرس دانشگاه گفت: در وضعیت فعلی ایران چه فیلمی بهتر از این می‌خواهیم که به ما بگوید تو «مرده‌شور» نیستی، مأمور و معذور نیستی؛ تو «زنده‌شور» هستی و باید در حیطه مسئولیت خودت نهایت تلاشت را بکنی. خیلی راحت می‌توانی چهار حکم قصاص را اجرا کنی؛ همه‌چیز در یک ربع تمام شود، صورت‌جلسه را امضا کنی و به خانه بروی و بگویی به من ربطی نداشت؛ از اولیای دم خواستم ببخشند، نبخشیدند و تمام اما فیلم از جایی شروع می‌شود که مأمور قانون ریسک می‌کند و از منطقه امن خودش بیرون می‌آید؛ او به نمونه‌ای از «قدرت بی‌قدرتان» تبدیل می‌شود. نمی‌تواند به طور قانونی جلوی اجرای حکم را بگیرد اما بازی را طوری پیش می‌برد و از همه ظرفیت‌های قانونی استفاده می‌کند که چهار نفر را نجات دهد. حتی در پایان فیلم می‌بینیم قاضی اجرای احکام، با وجود همه تندی‌ها و اعتراض‌هایی که می‌کند، در نهایت از اینکه چهار حکم اجرا نشده و رضایت به‌صورت قانونی گرفته شده است، لذت می‌برد.

وی افزود: آنجا که افشاری می‌گوید همه باید پول بدهند و پول جمع کنند، یا وقتی فیلم می‌گیرد و موارد را افشا می‌کند، از منطقه امن خود بیرون می‌آید. او می‌تواند با خودش بگوید اگر فردا گزارشی علیه من نوشته شود، همین سمت را هم از دست می‌دهم، به هیأت تخلفات می‌روم و از کار منفصل می‌شوم؛ شغل و جایگاهم را از دست می‌دهم. با این حال، برای هدفی بزرگ‌تر، یعنی نجات جان چهار انسان، پروتکل‌ها را زیر پا می‌گذارد. این نکته در فیلم بسیار مهم است.

همه ما می‌توانیم «زنده‌شور» باشیم

آگاه ادامه داد: حالا ممکن است به فیلم ایراد بگیریم که چهار مورد حقوقی در آن اشکال دارد اما فیلم می‌گوید تو «زنده‌شور» نیستی و باید در همان بخشی که به تو سپرده شده، کار درست را انجام دهی. قانون نتوانسته است، قاضی اول نتوانسته و قاضی دوم هم نتوانسته است؛ آن‌ها نتوانسته‌اند کاری کنند اما تو در آخرین گام و در خط پایانی قرار داری و باید سهم خود را از تلاش به کار بگیری. برای مثال، جایی افشاری به روحانی می‌گوید: «حاج‌آقا، زیاد اینجا نمان؛ اینجا برایت خوب نیست و برایت عادی می‌شود.» پیش‌تر، پزشک هم به او می‌گوید اگر این صحنه‌ها را دو بار ببینی و اعدام و قصاص را تماشا کنی، برایت عادی می‌شود. اما افشاری می‌گوید: «نه، عادی نمی‌شود.» چرا چنین حرفی می‌زند؟

وی گفت: نباید این کار عادی شود. اگر انجام دادن کاری باعث شود شور و شعله‌ای در درون انسان خاموش شود، آن کار برایش عادی می‌شود و او به رباتی تبدیل خواهد شد. همان‌طور که قاضی اجرای احکام یا نماینده دادستان احتمالاً در قصاص‌ها و اعدام‌های قبلی همین کارها را انجام داده‌اند، اینجا به نتیجه دیگری می‌رسد. چه چیزی او را به این نتیجه می‌رساند؟

آگاه افزود: حامد بهداد تلنگری به او می‌زند و می‌پرسد: «خوشحالی؟» و بعد می‌گوید: «کار تو این شده که ما را بکشی.» در حالی که او دارد کارش را انجام می‌دهد و مأمور قانون است. می‌خواهم بگویم فارغ از ایرادهایی که می‌توان به فیلم گرفت، کاظم دانشی می‌گوید سیستم چیزی را اصلاح نکرده و قانون هم فعلاً تغییر نکرده است؛ من از آن ناامیدم، پس بیاییم خودمان کاری کنیم. ما می‌توانیم آن‌قدر تلاش کنیم که رضایت بگیریم و نگذاریم این فرد قصاص شود.

وی ادامه داد: فیلم اتفاقات هولناکی را هم نشان می‌دهد. یکی به همسرش شک کرده و او را به شکلی فجیع کشته است؛ دیگری پدر و مادرش را کشته است. فیلم نمی‌گوید این افرادِ کشته‌شده شایسته مرگ بوده‌اند یا قتل‌هایی که قاتلان مرتکب شده‌اند ساده بوده است؛ برعکس، نشان می‌دهد قتل‌های فجیع و تکان‌دهنده‌ای اتفاق افتاده است. با این حال، فیلم می‌گوید بهتر است ببخشیم. فیلم‌های زیادی با چنین موضوعی ساخته شده‌اند؛ برای مثال، فیلم «قسم» ساخته محسن تنابنده که فکر می‌کنم مربوط به حدود ده سال پیش است. آثار زیادی به نقاط حساس این موضوع پرداخته‌اند و دیدگاه‌های موافق و مخالف را مطرح کرده‌اند و به جمع‌بندی رسیده‌اند. با این همه، به نظر می‌رسد حتی اگر صد فیلم دیگر هم درباره این موضوع ساخته شود، تغییری در نظام حقوقی و قضایی ما رخ نخواهد داد. بنابراین، جهت‌گیری اصلی فیلم دانشی این است که باید از خودمان شروع کنیم؛ باید آن‌قدر ظرفیت داشته باشیم که اگر خواهرمان مقتول است، انگشترمان را از دست بیرون بیاوریم و بدهیم تا قاتل خواهرمان قصاص نشود.

آگاه گفت: به نظر من، فیلم می‌گوید باید دچار بلندپروازی اخلاقی شویم و جاه‌طلبی اخلاقی داشته باشیم. البته سوی دیگر این موضوع، ناامیدی از اصلاح قوانین و مقررات است. به این نکته هم توجه کنید که افشاری در این فیلم از پوسته خود بیرون می‌آید و قاضی اجرای احکام نیز از پوسته امن حقوقی و قضایی خود خارج می‌شود و برای به دست آوردن چیزی بزرگ‌تر، یعنی نجات جان چهار انسان، ریسک می‌کند. روحانی‌ای که تازه به اینجا آمده است، کارهایی انجام می‌دهد که از نظر مقررات در حیطه صلاحیتش نیست: تلفن همراهش را به متهم محکوم به قصاص می‌دهد، قرار ملاقاتی ترتیب می‌دهد و اقدام‌هایی می‌کند که هیچ‌کدام در محدوده صلاحیت او نیست؛ اما همه این کارها را برای منفعتی بزرگ‌تر و هدفی مهم‌تر انجام می‌دهد.

وی افزود: در پایان می‌فهمیم قاضی‌ای هم که آن‌همه انتقاد می‌کرد و می‌گفت «اعلام می‌کنم» یا «ول می‌کنم»، در نهایت راضی است. یعنی در چارچوبی قرار گرفته‌ای که همه قوانین و مقرراتش را درست نمی‌دانی و فکر می‌کنی می‌توان به شکل دیگری عمل کرد. اتفاقاً همان قانون بد، یا قانونی که شاید بد باشد، به تو اجازه داده است طور دیگری رفتار کنی؛ اما باید جرئت انجام این کار را داشته باشی و ریسک کنی. این افراد ریسک می‌کنند و از این جهت، من فیلم را بسیار درخشان می‌دانم. فیلم راهی پیش پای ما می‌گذارد و می‌گوید همه ما می‌توانیم «زنده‌شور» باشیم.

راهی که کاظم دانشی نشان می‌دهد، راه درستی است

آگاه ادامه داد: فیلم به طور کلی فضای زندان و اجرای مجازات قصاص یا مرگ را به‌درستی نشان می‌دهد. برای مثال، در مورد خانواده‌ای افغانستانی نشان می‌دهد که اجرای حکم ممکن است به روابط ایران و افغانستان خدشه وارد کند؛ استاندار و فرماندار تماس گرفته‌اند و نگرانی‌هایی درباره واکنش افغانستانی‌ها و مشکلات احتمالی وجود دارد. فیلم این موارد را هم نشان می‌دهد. یا اگر ایران را در نظر بگیریم، آیا واقعاً نماینده دادستانی داریم که این‌گونه خطر کند، فیلم بگیرد و بفرستد و بگوید اگر پول را دیر بدهید، چهار نفر را از اجرای حکم نجات می‌دهم و فلان کار را می‌کنم؟ آیا قاضی اجرای احکام نیمه‌شب از خواب بلند می‌شود و این‌گونه می‌آید و برخورد می‌کند؟

وی گفت: کاظم دانشی می‌گوید دوست دارم آدم‌ها چنین کارهایی انجام دهند. اساساً نمی‌توانیم به این خواسته ایراد بگیریم. او می‌گوید می‌خواهم آدم‌هایی که در آن موقعیت حضور دارند چنین باشند؛ همان‌طور که حتماً ریشه‌هایی در واقعیت دارد و در عالم واقعی هم افرادی چنین کارهایی می‌کنند اما منظورم این است که فیلمساز می‌گوید دوست دارم نماینده دادستان این‌طور باشد، رئیس زندان این‌طور باشد و روحانی‌ای که در دقایق آخر کنار متهم محکوم به قصاص می‌آید، چنین رفتاری داشته باشد. تخیل من این است؛ چه اشکالی دارد؟

آگاه افزود: مشکلی ندارد و نمی‌توانیم از این جهت ایراد حقوقی به فیلم وارد کنیم. اتفاقاً می‌خواهم بگویم بسیاری از جزئیات فیلم مو به مو به آیین‌نامه شباهت دارد؛ همان آیین‌نامه‌ای که مفاد قانونی دارد و به تصویب رئیس قوه قضاییه رسیده و درباره نحوه اجرای مجازات مرگ است. بسیاری از موارد در فیلم آمده و بعضی عیناً مطابق آیین‌نامه است. برای مثال، قاضی و نماینده دادستان، یعنی مسئول قضایی اجرای حکم مرگ، باید دادنامه را با صدای بلند بخوانند؛ در فیلم هم این کار را انجام می‌دهد. او باید طناب‌ها و ابزار اجرای حکم را بررسی کند و این کار را انجام می‌دهد. پزشک نیز باید معاینه کند تا مشکلی وجود نداشته باشد؛ اگر برای مثال ضرب‌وشتم یا کبودی دیده شود، اجرای حکم به تعویق می‌افتد. همه این موارد در فیلم وجود دارد.

این استاد حقوق ادامه داد: درباره روحانی نیز، اگر محکوم به قصاص رضایت داشته باشد، روحانی می‌تواند برای او طلب آمرزش کند، دعایی بخواند یا وصیتش را بگیرد. همچنین وکیل اولیای دم یا وکیل متهم محکوم به مرگ می‌تواند در محل حضور داشته باشد. در بخشی از فیلم می‌بینیم که از صحنه فیلم و عکس تهیه می‌کنند. اگر فیلم و عکس برای درج در پرونده باشد، اشکالی ندارد؛ اما فردی، که طلبه‌ای است، در آنجا فیلم می‌گیرد و امیر جعفری، اگر اشتباه نکنم، از او می‌پرسد چرا فیلم می‌گیرد.

آگاه گفت: آن فرد ابتدا می‌گوید اگر راضی نیستم، فیلم نگیرید؛ بعد می‌گوید فیلم بگیرید. یعنی حتی کسی که پنج دقیقه دیگر در میان ما نیست، حق بر تصویر دارد و می‌تواند بگوید شما حق ندارید از من فیلم بگیرید. درباره آخرین خواسته محکوم نیز در آیین‌نامه آمده است که اگر محکوم به مرگ خوردنی یا آشامیدنی بخواهد، باید در حد بضاعت، خواسته او را اجابت کنند. برای مثال، در فیلم می‌بینیم که می‌گوید سازم را بیاورید و بعد می‌پرسد چرا آن را نیاورده‌اند.

وی افزود: به او می‌گویند اینجا جای بزن‌وبکوب است؟ این چه کاری است؟ مطربی است؟ اما او می‌گوید ساز را بیاورید. مدام هم بر این تأکید می‌شود که کار باید شبیه پروتکل و مطابق پروتکل باشد. این مورد شاید در هیچ‌جای آیین‌نامه نیامده باشد اما خواسته‌ای عقلانی است: فردی در آستانه مرگ می‌گوید سازی دارم و می‌خواهم پیش از آنکه بمیرم، آن را بنوازم؛ اتفاقاً همان کار او را نجات می‌دهد.

آگاه در پایان گفت: در اینجا هم هنر به متهم محکوم به مرگ کمک می‌کند تا بتواند خودش را نجات دهد. در نهایت، به نظر من، درباره فیلم‌هایی که در حوزه حقوق، قضا، دادگاه و پاسگاه ساخته می‌شوند، فارغ از اینکه بگوییم چقدر با قوانین و مقررات ما همخوانی دارند، باید ببینیم خود آن قوانین و مقررات تا چه اندازه درست‌ هستند و سینماگر چه راهی را در لابه‌لای این قوانین و مقررات به ما نشان می‌دهد. راهی که کاظم دانشی نشان می‌دهد، به نظر من راه درستی است.