فروچاله تا قله؛ داستان دانشمند ایرانی که رازهای آب را از دل زمین کشف کرد

شیراز- ایرنا- او روستازاده‌ای اهل اردکان فارس و عاشق کوهنوردی است؛ نخستین‌بار در یکی از کوهپیمایی‌ها، چاله‌هایی توجه او را جلب کرد که آب را به درون می‌کشید در حالی که حتی نام آنها را هم نمی‌دانست. چند روز بعد، هنگام ورق زدن یک نشریه علمی، اصطلاح «سینک هول» او را متوقف کرد، واژه‌ای که بعدها به فروچاله ترجمه شد و این همان چیزی بود که عزت‌الله رئیسی اردکانی را به انجام تحقیقات بیشتر تا کسب لقب پدر آب شناسی ایران سوق داد.

به گزارش خبرنگار ایرنا، حوالی ظهر برای یک مصاحبه مفصل در استودیو ایرنا، با او قرار ملاقات داشتم؛ به موقع وارد حیاط اداره شد، کت و شلواری زیبا و ساده بر تن داشت و کیفی روی دوش انداخته بود و لبخندی دلنشین بر لب داشت.

سخت می‌شد پذیرفت که چهره و روحیه جوانش با سن او انطباق دارد، چرا که او گفت اکنون ۸۳ ساله است.

پس از خوشامدگویی کوتاهی، برای مصاحبه به استودیو ایرنا رفتیم؛ پروفسور عزت‌الله رئیسی اردکانی، سوالاتم را با متانت تمام، یک به یک پاسخ داد؛ گزیده‌گو بود، اما هر جا که لازم توضیحات کاملی را اضافه می‌کرد.

او از خودش گفت؛ از گذران روزهای کودکی و نوجوانی در اردکان و شیراز، عشقش به شعرهای ناب فارسی، بویژه غزلیات حافظ، ازدواج، تحصیل، مطالعه و پژوهش، دلیل بازگشتنش به ایران و بحران آب که حتی در بخشی از گفت‌وگو، اشک از چشمانش جاری کرد.

هشتم دسامبر ۲۰۱۰ (سال ۱۳۸۹) بود که مجله علمی Journal Hydrogeology که توسط انجمن بین‌المللی هیدروژئولوژی منتشر می شود، با انتشار مقاله‌ای از مقام علمی دکتر عزت‌الله رئیسی اردکانی استاد بخش علوم زمین دانشگاه شیراز تقدیر کرد و او را پدر هیدرولوژی آب‌های زیرزمینی در ایران نامید.

او تاکنون استاد راهنمای بیش از ۴۰ دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری بوده است که بخش با ارزشی از نتایج تحقیقات وسیع او را تشکیل می دهد.

نخستین بخش این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

کودکی در کنار پدری شاعر و نیک اندیش

ایرنا: کجا متولد و بزرگ شدید؟

رئیسی اردکانی: اهل اردکان فارس هستم اما سال ۱۳۲۳ در شیراز متولد شدم؛ کلاس اول و دوم و چهارمم در اردکان و بقیه دوران تحصیل را در شیراز گذراندم. همه این سال‌ها را تابستان‌ها با پدرم در اردکان می‌گذراندم.

۶ برادر و ۲ خواهر هستیم که چند نفر از آنها هم دیگر بین ما نیستند و سه چهار تا از آنها در قید حیات هستند.

پدرم ثروتمند نبود؛ اوایل معامله‌گری می‌کرد، جنس از اردکان می‌برد و در کازرون می‌فروخت و از آنجا نیز یک سری جنس می آورد و از این طریق امرار معاش می کرد.

اما در ادامه کار عجیبی که کرد؛ در سال‌هایی که اصلا ماشین در اردکان نبود، پدرم به شیراز آمد و نمایندگی یک تعاونی را از دولت گرفت تا قند، چای، شکر و چنین محصولاتی را در روستاهای کامفیروز، بویراحمد و اردکان توزیع کند و از همین طریق نیز موفق شد ثروت‌هایی را کسب کند.

با پولی که به دست آورد، در کامفیروز سه مزرعه خرید و آنها را آباد کرد و از این طریق ثروتمند شد؛ او در نهایت، آنچه که به دست آورد نیز در راه خدا برای ساخت بیمارستان، مسجد، درمانگاه، پل و نخستین حمام‌های دارای دوش دار اردکان به کار گرفت.

پدرم زندگی خاصی داشت و شاعر بود و کتاب شعری هم منتشر کرد؛ بنا بر وصیت او، یک کتابخانه عمومی نیز راه‌اندازی کردم که در میدان اطلسی شیراز، به نام کتابخانه «حاج حسینعلی رئیسی اردکانی» فعال است.

اکنون هم قرار است از محل دو قطعه زمین که پدرم به یادگار گذاشته و به وصیت او، آپارتمان‌های کوچکی به نام «سرای ساحل» بسازم تا خانواده نیازمند بتوانند ۶ تا هشت سال در انها بمانند.

من عاشق حافظ هستم

ایرنا: از شعرهای پدر چیزی به یاد دارید؟ شما هم با شعر و شاعری انس دارید؟

رئیسی اردکانی: یکی از چیزهایی که در زندگی‌ام اثر گذاشته، این است که پدرم سواد خواندن و نوشتن نداشت و فقط جمع و منها بلد بود؛ هر وقت می‌خواست شعر بگوید ما را صدا می‌زد؛ من بسیاری از شعرهای او را نوشتم.

یکی از شعرهایش که یادم مانده این است:

«امشب شبی است که جشن جهانی به پا کنم، هنگام آخر است و به خلقان دعا کنم

شمشیر اشک چشم بگیرم به دست خویش، جوشن به تن بپوشم و جنگ از خدا کنم»

آخرین سروده‌اش هم شعری بسیار عارفانه و نشان دهنده عشقش به خدا و دوری از رریا است:

«گر بی عمل مرا به مسلمانی این بود، سائل به کافری دو جهان ادعا کنم»

من هم عاشق حافظم، هر وقت کمی احساس افسردگی می‌کنم به سراغ حافظ و سعدی می‌روم.

نسبت به فرزندان این سرزمین و شهرستان اردکان احساس دین داشتم

ایرنا: زمان دانش‌آموزی و تحصیلات‌تان چگونه گذشت؟

رئیسی اردکانی: سال اول و دوم ابتدایی من، هیچ ساختمانی به نام مدرسه ساخته نشده بود، یک خانه اجاره کرده بودند؛ زمستان‌ها که هوا سرد می‌شد از سرما می‌لرزیدیم و یا در راه مدرسه آن هایی که کفش خوبی نداشتند با مشکلات بسیاری مواجه می‌شدند.

خاطره ای که از آن روزها یادم مانده این است که می‌رفتیم مسیرها مدرسه را با چکمه‌ می‌کوبیدیم کتا پیمودن آن برای کوچکترها آسان شود؛ البته این ایده بچه‌های بزرگتر بود، اما من هم همکاری می‌کردم.

یکی از همکلاسی‌هایم خیلی از من زرنگ‌تر بود اما پس از ششم ابتدایی، چون دبیرستان در اردکان نبود، مجبور به ترک تحصیل شد.

بعد از پایان کلاس ششم، به طور کامل به شیراز نقل مکان کردیم و در این شهر ادامه تحصیل دادم، پس از آن، بدون هیچ بورسیه‌ای و با هزینه پدرم برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتم و آنجا دکترا گرفتم.

یک احساس در تمام عمرم همراه من بود؛ اینکه این دکترا حق آن هم کلاسی شاگرد اول کلاس بود که از من باسوادتر و باهوش‌تر بود. این احساس در همه زندگی من اثر گذاشت.

با خودم می‌گفتم یادت باشد تو قرار نبوده دکتر بشوی، امکانات خانواده و پدر بوده که تو را به اینجا رسانده بنابراین یک دین داری و این دین را نسبت به شهر و همشهریان اردکانی‌ام بیشتر احساس کردم؛ برای همین هم بود که با همکاری دوستم آقای معینی، دبیرستان اردکان را راه‌اندازی کردم.

مرا برای عصبانیت‌های دوره جوانیم ببخش

ایرنا: از ازدواج و تشکیل خانواده بگویید.

رئیسی اردکانی: در اطراف خانه ما مزرعه بود، هر روز صبح چند تا دختر از آنجا می‌گذشتند، نخستین بار همسرم را آنجا دیدم و از او خوشم آمد، هر روز رفتن و برگشتنش را نگاه می‌کردم تا اینکه بعد از دو سال موضوع را به او گفتم و در نهایت ازدواج کردیم.

همسرم نقش اساسی و بنیادی در زندگی‌ام داشت هیچ وقت طلا و خانه از من نخواست. من در همه زندگی شب تا صبح پای درس و کتاب بودم.

آن وقت‌ها به همسرم گفتم اکنون ۴۰۰ هزار تومان پول دارم و می‌توانم همین میزان نیز وام بگیرم تا بتوانیم یک خانه بخریم؛ اما او گفت: نه نیازی نیست، در جوانی باید برویم بگردیم و با یکدیگر به ترکیه و بلغارستان رفتیم.

حتی وقتی، نگارش مقاله‌هایم به تعویق افتاده بود، به من می‌گفت چرا مقاله نمی‌نویسی؛ او نقش اساسی و واقعا بنیادی در زندگی من داشت.

در مراسمی که بنیاد نخبگان از من تقدیر کرد به همسرم فقط یک جمله گفتم: «مرا برای عصبانیت‌های دوره جوانیم ببخش».

سه فرزند دارم یکی دخترم (سونا رئیسی اردکانی) استاد دانشگاه شیراز است و به درجه استادی رسیده، دختر دومم در آمریکا زندگی می‌کند و پسرم نیز در کار ساختمان سازی است.

مشاهده اتفاقی تا مطالعه علمی فروچاله‌های ایران

ایرنا: چرا شما را پدر علم آب‌شناسی (هیدروژئولوژی) ایران می‌نامند؟

رئیسی اردکانی: برای پاسخ به این سوال باید به گذشته برگردم؛ سال ۱۳۶۰، از آمریکا که برگشته بودم در سه رشته کارشناسی تدریس می‌کردم. با چند نفر از دوستانم به یکی از کوه های اردکان رفته بودم و در مسیر تعداد زیادی حفره دیدم که آب پایین می رفت و نام آن را نمی‌دانستم.

این موضوع برای من خیلی مایه تعجب بود که این آب در انتها کجا می‌رود، آن زمان هنوز دانشجوی فوق لیسانس نداشتیم و من در سه درس لیسانس را در دانشگاه تدریس می‌کردم.

چند روز بعد، در کتابخانه، ژورنالی را ورق می‌زدم و با پدیده «سینک هول» (فرو چاله) روبرو شدم؛ بعدها بسیار بر روی این پدیده تحقیق و مطالعه کردم.

وقتی از آمریکا برگشتم، تصمیم گرفتم که در همه زندگی،بر علم تمرکز کنم، هیچگاه وارد سیاست نشوم و دنبال پست و مقام هم نباشم.

وقتی از آمریکا برگشتم، تصمیم گرفتم که در همه زندگی،بر علم تمرکز کنم، هیچگاه وارد سیاست نشوم و دنبال پست و مقام هم نباشم.

دیدم که خیلی‌ها هستند که می‌توانند نماینده مجلس یا مدیر بشوند اما دانشی که من دارم ، الان در ایران نیست؛ بنابراین باید از این علم استفاده کرد و در نتیجه یک رشته‌ علمی را آغاز کردم.

بلافاصله یک کپی از آن نشریه گرفتم و بر آن اساس یک طرح تحقیقاتی رمانند آن را به دانشگاه دادم؛ بودجه گرفتم و مطالعاتم را در این زمینه آغاز کردم و نخستین دانشجو را برای این بررسی پذیرفتیم.

انحلال آهک و ایجاد چشمه را «کارست» می‌گوییم،اگرچه دکترا گرفته بودم اما تا آن موقع این کلمه حتی به گوشم نخورده بود, مطالعات متعددی انجام شد که هر یک بر روی یکی از ابعاد و موضوعات آب، بارندگی و سینک هول تمرکز داشت.

موضوع پایان نامه ۱۲ دانشجو، این پدیده بود و چهار مقاله بین المللی نیز درباره همان چشمه شش پیر معروف اردکان چاپ شد.

وقتی که مقالات چاپ شد، به همسرم گفتم من امروز یک دکترای کارست هیدرولوژی به خودم دادم (چون من دکترا دارم می‌توانم دکترا بدهم) و این رشته را برای اولین بار در ایران تاسیس کردم؛ فرآیند نگارش سرفصل‌ها و تعریف دروس حدود دو سال طول کشید.

برای انجام نخستین مطالعات در هر حوزه، تنها استاد ما، کتاب بود؛ استادها در آمریکا بودند و ما در ایران یادگرفتیم که معلم ما کتاب است و این خیلی جالب بود.

به یاد دارم وقتی روی پروژه غار شاپور کار می‌کردیم از روی تصاویر همین کتاب‌ها، ۲۰ پدیده را تشخیص دادیم؛ پس از آن، یک سمینار علمی با حضور ۲۰ استاد خارجی برگزار شد و پس از بررسی، متوجه شدیم که از ۲۰ مورد، ۱۸ مورد به درستی شناسایی شده است.

پس از همه اینها، اتحادیه بین‌المللی هیدرولوژیست‌ها در هیدرولوژی ژورنال، سه صفحه راجع به من نوشت و من را به عنوان پدر هیدروژی ایران معرفی کرد.

پس از آن پذیرش دانشجو در مقطع دکتری این رشته نیز آغاز شد و گروه اول دانش آموختگان این مقطع نیز استادان دانشگاه های مادر ایران شدند؛ اکنون ۱۵ اساتید دانشگاه این رشته از شاگردان من هستند.

وزارت نیرو و دیگر سازمان ها نیز در لوح های تقدیر خود، من را به همین نام خواندند.

باید به همه زندگی خودم برمی‌گشتم

ایرنا: چرا آمریکا نماندید؟

رئیسی اردکانی: لیسانس و فوق لیسانسم را در شیراز گرفتم و برای دوره دکترا به دانشگاه Colorado State University آمریکا رفتم؛ این دانشگاه یکی از سه دانشگاه برتر ایالات متحده در زمینه آب شناسی است.

امکانات برای ماندنم در آمریکا فراوان بود و به راحتی می‌توانستم بمانم، اما چهار سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران برگشتم.

باید به تمام زندگی‌ام برمی‌گشتم؛ من در اردکان زندگی کرده بودم؛ جایی که اگر پیرزنی یا بیمار و ناتوانی در خانه‌ای وجود داشت، همسایه‌ها بدون اینکه چیزی بگویند شب، بام خانه او را برف‌روبی می‌کردند یا وقتی کسی می‌خواست خانه‌ای بسازد، همه برای کمک به او حاضر بودند.

آنها شعر می‌خواندند، شوخی می‌کردند، آواز می‌خواندند و خانه بدون وام ساخته می‌شد و او هم این دین را داشت تا این لطف را تلافی کند.

همین چیزهای زیبا و کوچک باعث شد تا برگردم؛ از جمله همکلاسی دوره دبستانم که زرنگ‌تر بود و حقش بود که دکتری بگیرد؛ شاید برای بعضی‌ها قابل درک نباشد، اما همیشه احساس دین می‌کردم که باید کاری بکنم.

وقتی به اردکان بازگشتم، متوجه شدم که کلاس دهم ندارد و بچه ها مجبورند برای ادامه تحصیل به شهر بروند؛ تصمیم گرفتم در آنجا یک دبیرستان تاسیس کنم و به سختی مجوز آن را با واسطه وزیر فرهنگ دریافت کردم.

دبیر حاضر نمی‌شد به اردکان بیاید، با جمع آوری کمک‌های مردم یک جیپ خریدیم تا دانشجوها را بیاورد و ببرد؛ سپس یک دبیر را با پرداخت پولی بیشتر آوردیم و مدرسه رسما تاسیس شد.

اکنون بسیاری از آن دانش‌آموزان شاغل و کارمند و موفق شده‌اند.
مدیریت بحران آب، نیازمند پژوهش جامعه‌شناسی است

ایرنا: درباره بحران آب در فارس و ایران بگویید؛ وضعیت چطور است؟

رئیسی اردکانی: منبع اصلی آب ما، بارندگی است و بسته به بارش سالانه، منابع کمتر یا بیشتر می‌شود.

در گذشته چاهی در کار نبود، آب یا از چشمه بیرون می آمد یا از قنات؛ هر سال که بارندگی و آب قنات کمتر بود مردم هم زمین کمتری می‌کاشتند یا محصولات آب بر را کمتر کشت می‌کردند.

طبیعت همه چیز را کنترل می‌کرد و حتی مردم در سال‌های قحطی نیز زندگی خود را با آن، تطبیق می‌دادند؛ یعنی سالی که بارندگی کم بود، خانه نمی‌ساختند، کربلا و مسافرت نمی‌رفتند، عروسی نمی‌گرفتند و برای سال بعد برنامه‌ریزی می‌کردند.

پس از آنکه مردم دانستند که آب در عمق زمین وجود دارد، حفر جاه انجام شد. اما این فقط یک بار قابل استفاده است و اگر پایان یافت، دیگر جبران نمی‌شود.

در ایران از سال ۱۳۴۸، حفر چاه و برداشت آب از اعماق زمین با استفاده از تلمبه آغاز شد. طی ۳۰ تا ۴۰ سال از این ذخیره آب استفاده شد، دیگر در زمان خشکسالی، آبی برای برداشت وجود نداشت و دچار بحران آب شدیم.

نمونه بارز آن، ممنوعه شدن برداشت آب از چاه‌های عمیق در جهرم بود که پیش‌بینی شده بود، ۳۰ سال بعد دچار بحران خواهد شد و دقیقا همینطور نیز شد.

باید موضوع را مدیریت کرد؛ یعنی سال‌های خشکسالی که آب کمتری وجود دارد، محصولات کم آب‌بر کشت شود و مهمتر از همه آب را درست مصرف کنیم؛ یعنی بیینیم به ازای هر یک متر مکعب‌ آب که ما مصرف می‌کنیم، چقدر تولید می‌شود.

براساس آماری که از چندسال پیش به خاطر دارم، در دنیا به ازای هر یک متر مکعب آب، یک‌هزار و ۲۰۰ کیلوگرم بذر خشک تولید می شود اما در ایران، این میزان ۸۰۰ کیلوگرم است.

۶ سال پیش ۱۰ میلیون متر مکعب در ایران تولید و ۱۴ میلیون مصرف می‌شد؛ ما نتوانستیم یک مدیریت علمی در مصرف آب و کشاورزی ایحاد کنیم.

علت آن این است که ۱۷ سازمان از مجلس تا دستگاه‌های اجرایی مختلف در مدیریت آب کشور نقش دارند و بین اینها به هیچ وجه هماهنگی وجود ندارد.

یک نمونه بارز این است مثلا امسال باران کم است و بر همین اساس، دولت اعلام می‌کند که در زیر دست کامفیروز و مرودشت، کاشت شلتوک ممنوع است، اما همه کاشت می‌کنند.

قانون می‌گوید که نیروی انتظامی برود تخلفات را صورت جلسه کند؛ اما مگر یک یا دو مزرعه است، اگر وارد روند قضایی شود، مگر ما چقدر قاضی و دادگاه برای رسیدگی به همه این پرونده‌ها داریم.

۱۷ سازمان از مجلس تا دستگاه‌های اجرایی مختلف در مدیریت آب کشور نقش دارند و بین اینها به هیچ وجه هماهنگی وجود ندارد.

زمانی آمریکا بودم یک روز اخبار ساعت پنج عصر، اعلام کرد که یک اتفاقی در شهر افتاده و مصرف خود را پ ۲۰ درصد کاهش دهید؛ روز بعد اعلام شد که همه این توصیه را رعایت کرده‌ و مساله حل شده است.

می‌خواهم بگویم که همه باید در این شرایط آبی، پای کار بیایند.

البته دولت اقداماتی را انجام داده، اما آن انسجام و برنامه‌ریزی دقیق و لازم را ندارد.

من بعد از سال‌ها به این نتیجه رسیده‌ام که مردم هنگامی از یک دستور یا توصیه تبعیت می‌کنند که بدانند منافعی برای آنها به دنبال دارد؛ بنابراین دستورالعمل انتظامی و دادگاه کارساز نیست؛ بلکه مردم باید احساس کنند که اجرای هر دستورالعمل برای آنها منافعی به همراه دارد.

حالا باید یک گروهی جامعه‌شناس دلایل و عوامل این مساله را بررسی کنند و ببینند که چطور می‌توان، این تغییر را در جامعه ایجاد کرد.

عدم هماهنگی بین ارگان ها بزرگترین مشکل مدیریت آب در ایران است

ایرنا: بزرگترین مشکل در حوزه آب چیست؟

رئیسی اردکانی: به نظرم نخستین مشکل، عدم هماهنگی بین ارگان ها است و دوم اینکه ما نتوانستیم مردم را قانع کنیم.

برای مثال ما حدود ۶۰ میلیون متر مکعب آب از سد درودزن برداشت می‌کنیم و در شهرستان شیراز ۱۲۰ میلیون متر مکعب آب در خانه ها مصرف می شود؛ مصرف سرانه آب شبانه روزی در دنیا به طور متوسط ۱۵۰ لیتر در ثانیه است، در حالی که این میزان در ایران به ۲۵۰ لیتر در ثانیه می‌رسد.

روش های بسیاری برای صرفه‌جویی در مصرف وجود دارد. علاوه بر این، ۴۰ درصد آب پمپاژ شده از سد درودزن نیز اتلاف و وارد زمین می‌شود.

باید آموزش هایی برای مصرف کمتر به مردم داده شود. برای نمونه، سیفون هایی که قبلا در خانه‌ها بود بین ۶ تا هفت لیتر آب مصرف می‌کرد اما اکنون سیفون‌هایی تولید شده که با یک لیتر آب کار می‌کند و مصرف آب آن بسیار پایین‌تر است، همچنین دوش‌هایی تولید شده که مصرف آب بسیار کمی دارند.

به نظرم باید قانونی تصویب شود که در ساخت خانه‌ها، همه این موارد رعایت شود.

آموزش مردم بخصوص از دبستان‌ها و دبیرستان‌ها بسیار مهم است؛ روزانه ۱۴ میلیون دانش آموز در مدارس حضور دارند، می‌توان آموزش را از آنجا شروع کرد.

شوخی نیست، اگر ۴۰ درصد ۱۲۰ میلیون متر مکعب آب مصرفی کاهش یابد، ۵۰ میلیون متر مکعب صرفه‌جویی خواهد شد؛ اما گفتنش آسان و اجرای آن سخت است.

ابر دزدی را قبول ندارم

ایرنا: شما مساله ابر دزدی را قبول دارید؟

ایرنا: نه این موضوع ابردزدی را قبول ندارم؛ ما آمار بارندگی ۱۰۰ ساله را داریم. به عنوان نمونه، وقتی به دوره های خشکسالی شیراز نگاه می‌کنیم، سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۰ یعنی حدود ۱۴ سال با خشکسالی مواجه بوده‌ایم، مجددا از سال ۱۳۸۶ این دوره خشکسالی وجود داشته است.

سال ۱۳۴۶ بود میانگین ۸۰ میلی‌متر بارندگی بود و به قدری وضع خراب شده بود که عشایر بچه‌هایشان را به مردم محلی می‌دادند تا به ازای آب و غذا برای آنها کار کنند.

یکی از مشکلات ما در مملکت این است ما باید بر اساس داده حرف بزنیم؛ آنچه که می‌گویم بر اساس مطالعه است و روی آن کار کرده‌ام.

در مورد دریاچه بختگان چهار مقاله بین المللی نوشتم و درباره پ دریاچه مهارلو نیز بخش آب‌شناسی دانشگاه شیراز حداقل ۱۵ مقاله بین المللی دارد.

باید بر اساس داده صحبت کرد و از این حرفه‌های کلی دوری کنیم. بخصوص خبرگزاری‌ها بر اساس داده خبر تهیه کنند، اما متاسفانه گاهی می‌بینیم که هر کسی در زمینه های مختلف اظهار نظر می‌کند.

ادامه این گفت‌وگو نیز در بخشی دیگر بر روی سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی استان فارس قرار می‌گیرد.