اندیشکده رند: آمریکا از همان ابتدا درافغانستان شکست خورده بود

تهران ایرنا- اندیشکده «رند» دلیل شکست آمریکا در برقراری یک دولت استوار و باثبات در افغانستان را از اشتباهات کاخ سفید در همان سال های نخستین اشغال این کشور دانست و افزود: محاسبات اولیه واشنگتن اشتباه بود و برخی خط مشی های غلط در این دو دهه دستیابی به موفقیت را بعید کرد.

تحولات چند هفته اخیر افغانستان حجم وسیعی از تحلیل های کارشناسی و رسانه ای را به همراه داشته است که بیشتر آن ها تیغ تند اتهام را نخست به سمت نوع برنامه ریزی «جو بایدن» رئیس جمهوری آمریکا در خروج از این کشور نشان رفته اند و سپس سیاست های یک جانبه و غلط واشنگتن در دو دهه گذشته را عامل این فجایع می دانند. اندیشکده «رند» در تحلیل تحولات کابل آورده است که افغانستان از مدت ها از دست رفته بود و آمریکا تلاش های بیهوده ای را انجام می داد. در روزهای سقوط کابل به دست طالبان نیز بیشتر این تلفات از سیاست های مداخله جویانه و اشتباه آمریکا ناشی شد.

«جیمز دابینز» تحلیلگر این اتاق فکر آمریکایی تصریح کرد: اگرچه انتقادهای زیادی به سیاست خروج آمریکا از افغانستان وارد است اما بسیاری هستند که باور دارند دخالت ایالات متحده در افغانستان از همان ابتدا اشتباه و محکوم به نابودی بود. افغانستان قبرستان امپراتوری ها است. همه تلاش های آمریکا در زمینه تثبیت سیاسی و ملت سازی باعث شد تا باتلاقی به وجود بیاید که سرانجام بایدن را مجبور به خروج از آن منطقه کرد.

طبق این گزارش آمریکا شکست در این کشور را پیش بینی نکرده بود اما از همان ابتدا تلاش واقعی را هم برای ایجاد ثبات در این کشور انجام نداد. آمریکا پس از آنکه القاعده را در افغانستان از بین برد به یک دو راهی رسید. اشغال دائمی و حملات دوره ای یا تعهد برای ایجاد یک نظام جایگزین که حداقل شایستگی را دارد. «جورج بوش» مایل به اداره افغانستان نبود اما به دلیل تهدید تجدید حیات القاعده گزینه سوم را انتخاب کرد؛ با این وجود وی ابعاد کامل چالش در این کشور را درک نکرده بود.

تحلیلگر این اندیشکده با برشمردن برخی شکست و ها و موفقیت های اقدامات نظامی ناتو و آمریکا در جهان آورده است: مهمترین برنامه ریزی ها در مراحل اولیه اقدامات صورت می گیرد و اگر از ابتدا خط مشی ها دارای نقص باشد بدون تردید در گذر زمان منابع و زمان از دست می رود و شانس موفقیت پایین می آید. ماموریت آمریکا در افغانستان از ابتدا محکوم به شکست نبود اما بذر شکست از سال ۲۰۰۲ کاشته شد.

در این تحلیل آمده است:  "حمله به افغانستان و نابودی طالبان در سال ۲۰۰۱ به نحو چشمگیری بدون مشکل انجام شد. این مرحله نخست و موفقیت آمیز اقدام دولت بوش بود اما مرحله دوم یا همان شکست ایالات متحده در ملت سازی رخ داد. عدم درک موانع جغرافیایی در بازسازی این کشور، دسترسی سخت و محصور بودن افغانستان در خشکی و محاصره توسط چند همسایه قدرتمند از جمله موانعی بود که آمریکا را دست به دامان اسلام آباد کرد. ولی پاکستان اهداف خود را دنبال می کرد و توجهی به برنامه و سیاست های آمریکا نداشت. جمعیت افغانستان (دو برابر ویتنام) زیاد بود. در حالی که دو سال قبل از آن آمریکا توانست با ۵۰ هزار نظامی وضعیت کشور کوزوو با جمعیت ۱.۵ میلیون نفر را تثبیت کند اما تا پایان سال ۲۰۰۲ در افغانستان فقط ۸ هزار نیروی آمریکایی حضور داشتند. این در حالی بود که کابل هیچ پلیس و ارتش مستقل داخلی نداشت. هدف بوش ملت سازی بود اما امکانات کافی را به این هدف اختصاص نداد و تنها با نیروهای کم به دنبال نابودی عناصر باقیمانده طالبان بود. آمریکا و متحدانش برای بحران بوسنی برای هر شهروند سالانه ۱۶۰۰ دلار پرداخت می کردند اما این رقم برای افغان ها سرانه ناچیز ۵۰ دلار بود."

نویسنده این گزارش افزود: از دیگر اشتباهات واشنگتن آن بود که تلاش سریع و مفیدی را برای ایجاد ارتش و پلیس انجام نداد؛ هیچ نقطه ای برای رهبری بین المللی امور پس از جنگ تعبیه نکرد؛ انسجام کافی در فرایند بازسازی افغانستان وجود نداشت و چند سال طول کشید آمریکا بفهمد که پاکستان هنوز با طالبان ارتباط دارد. بر این اساس، محاسبات غلط چشم انداز موفقیت را از اوایل سال ۲۰۰۳ به تدریج تیره کرد؛ بدتر آنکه دولت بوش همان زمان به دیگر کشور منطقه یعنی عراق نیز حمله کرد. در ضمن دولت بوش و مقاماتش تثبیت و بازسازی در این دو کشور را دست کم گرفته بودند و این رویکرد تا پایان دوره بوش ادامه داشت.

در پایان تحلیل آمده است : اگر واشنگتن منابع و توجه بیشتری را به تثبیت و بازسازی افغانستان اختصاص می داد با دولتی فعال در کابل قادر می شد مناسب تر افغانستان را ترک کند. در هر صورت اشتباهات مراحل ابتدایی شرایطی را ایجاد کرد که آمریکا گزینه های برد و باخت در مقابلش نداشت، بلکه گزینه های کاخ سفید به باختن و نباختن تغییر کرد. پس از بوش سه رئیس جمهوری آمریکا درگیر موضوع افغانستان شدند؛ اوباما و ترامپ با اشاره به پایان یافتن جنگ فقط تصمیم گرفتند آمریکا بازنده نباشد و این بایدن بود که سرانجام خط ارتباطی و حضور نظامیان را قطع و شکست را انتخاب کرد.

*اندیشکده «رَند»(RAND Corporation‎) یک موسسه پژوهشی و سیاستگذاری جهانی در ایالات متحده است. این اتاق فکر غیرانتفاعی بعد از جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۸  با کمک برخی صنایع و چهره های پرنفوذ آمریکایی تاسیس شد.کارشناسان رند نتیجه و دستاورد مجموعه تحقیقات و تحلیل های خود را به مقامات سیاسی و نیروهای نظامی آمریکا ارائه می کنند.

*انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست.

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha