نیما یوشیج، شاعری نواندیش ایستاده بر قله سترگ ادبیات کهن ایران

تهران- ایرنا- محمدرضا سلیمی‌سفتجانی اعتقاد دارد که نیما یوشیج شاعری نواندیش و اشعارش بیانگر تحولات اجتماع بود. شعر نیما بازآفرینی دقیق، کامل و صـادقانه مـحیط اجتماعی جهان‌ معاصر را به تصویر می کشد و در شعرهایش امید جریان دارد.

نگاه نوگرایانه‌ لازمه‌ تـحول‌ هنر برای هنرمند اسـت. نیما این فرزند بحق زمانه خویش، جهان پیرامون عصر خود را با همه‌ زیر و بم‌هایش‌ درک و بـر اسـاس برداشت‌های درست از حوزه‌های ادبیات و اجتماع، حرکتی‌ را آغاز کرد کـه مایه تقویت و تحکیم زبان و ادبیات فارسی شد.

نـیما شاعر متعهد اجتماعی‌ است که‌ با شعرها و سروده‌هایش حقایق تلخ اجـتماعی را بـا زبانی نمادین به مردم و اندیشمندان و روشنفکران‌ نمایاند و مسؤولیت‌ و رسالت خطیر شاعری خود را به درستی ایفا کـرد و شـعر و هـنرش را وقف روشنگری‌ واقعیات‌ اجتماعی کرد. مـوضوع اصلی‌ اشعار او شرح رنج و بینوایی مردم زحمتکش و مصائب گوناگون آنان مانند فقر، گرسنگی، بـیکاری و مـحرومیت از حـقوق‌ طبیعی خویش یا انتقاد از ظلم و بیداد و بهره‌کشی است. نیما آفریده شده بود تا یادآور شود که جهان تغییر کرده و دیگر بـاید طور دیگری دید و طور دیگری شعر گفت پا به‌ پای‌ ادبیات‌ جهانی پیش رفـت. شـعر نـیما گاه به جِد گاه به طنز، گاه‌ به‌ هجو و گاهی آمیخته از همه این‌هاست که بـه نـقد اجتماعی می‌پذیرد. بنابراین در شـعر نیما نقد اجتماعی موج می‌زند به‌ گونه‌ای که‌ در مفهوم‌ مدرن آن بی‌سابقه است.

نیما دردهای انسان و اجتماع را به خوبی می دانست و درکش از سادگی، فریادی پیچیده بود بر بیدادهای روزگار و به همین دلیل وجود خود را با عشق و درکی عمیق در طبیعت خلاصه کرد و خاطر پر درد کوهستانی خویش را از شهر و آشوب های آن جدا دید: «من خوشم با زندگی کوهیان، چون که عادت دارم از طفلی به آن». یأس او ناشی از درد های اجتماعی دوران خودش بود و امید وی نیز راهی برای غلبه بر دردمندی ها: «دلگشا آینده روزی هست پیدا بی گمان با او»، هرچند «خانه اش ابری بود» اما دلش آسمانی آفتابی بود که روشن می دید. او تاریکی شب را فاصله ای برای دمیدن صبح سپید می دانست، آنجا که گفت: قوقولی قو! گشاده شد دل و هوش صبح آمد، خروس می خواند.

ترا من چشم در راهم شباهنگام

که می‌گیرند در شاخ تلاجن سایه‌ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

ترا من چشم در راهم

«اشعار نیما برداشت‌های جدید از وزن‌ و موسیقی‌ و تلقی نو از شعر و زندگی، در مقایسه با پیشینه هزار ساله شـعر فـارسی‌، آثـاری‌ مدرن محسوب می شود. در واقع نیما یوشیج با دمیدن به روح شعر جان تازه ای به آن داد.» این بخشی از سخنان محمدرضا سلیمی سفتجانی ادیب و پژوهشگر و شاعر مجموعه رباعی «از پنجره آپارتمان» است، آنچه که در ادامه می آید، حاصل گفت وگوی پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا با این شاعر، پیرامون اشعار نیما یوشیج است.

نیما یوشیج، شاعری نواندیش ایستاده بر قله سترگ ادبیات کهن ایران

عدالت دغدغه اصلی نیما در سروده هایش

محمدرضا سلیمی سفتجانی با بیان این موضوع که نیما در تمام اشعارش واژه عدالت را آورده است، گفت: دغدغه اصلی‌ نیما در تمام سروده های اجتماعی و سیاسی‌اش عدالت اسـت. تنوع‌ طلبی‌ و نوع آوری، کوتاه بودن و آسانی قالب و یک نواختی قالب و محتوای قصیده از جمله مشخصات شعری نیما محسوب می شود. در واقع آنچه نیما را به سوی برگزیدن قطعه سوق داده اسـت بـه نظر مـی‌رسد که تنوع طلبی و همگانی شدن شعر باشد. همچنین او در قطعه هایی داستان وار و حکایت هایش طنز را روحی می داند که در جسم ظاهر شده و بـه دردهـای غـم‌انگیزی اشـاره دارد. نیما در اشعار خود نیز از طنز به شکل متفکرانه و موشکافانه استفاده می کند.

زبان و بیان نیما متناسب با درک‌، شعور و آگاهی‌ عوام

این شاعر با اشاره به اینکه برخی از ادب دوستان معتقدند که طنز جزو ضعف های اشعار نیما است، بیان داشت: گرچه این موضوع اعتقاد تعداد اندکی از ادیبان است اما باید گفت که طنز در واقع دلبستگی نیما به مردم عامه بود که موجب شد تا زبان و بیان نـیما مـتناسب بـا درک‌، شعور و آگاهی‌ عوام شود و این ضعف نیما نبود، بلکه هنر و خلاقیت او را نشان می داد. او توانایی‌ خود را در برقراری ارتباط با همه اقشار جامعه در ارتباط با اشعارش‌ به‌ اثبات‌ رسانده است. نیما با سـرودن قـطعاتی مانند بز ملا حسن، کچبی و غیره با آن بیان زیبای‌ خود که با حجب و حیایی خاص همراه‌ بود، بـه بـیان‌ مـسایل‌ اخلاقی‌ می‌پردازد. بنابراین شعر نیما باز آفرینی دقیق، کامل و صـادقانه مـحیط اجتماعی جهان‌ معاصر است.

نیما شعر را به موسیقی نزدیک کرد و اعتقاد داشت که شعر فارسی باید از اصول و معیارهای سنتی زیبایی شناختی فاصله بگیرد. نخستین تلاش نیما برای رها شدن از قید و بند قافیه بود، استفاده از تخیل شاعرانه، احساسات فردی شاعر و عناصر طبیعت از ویژگی های اشعار او محسوب می شود.

مبارزه در شعر نیما

سلیمی در ادامه روح مبارزه را در اشعار نیما برجسته می داند و می گوید: مبارزه نیما با شخص خاصی نیست، بلکه با ظالمان نظام است، نظامی که با عدالت اجتماعی مخالف است. شعر «قلب قوی» از مهمترین سروده های نیما است که در آن چهره مبارز برجسته می شود. ‌همچنین «شعر وقت» نیز از نمونه شعری نیما به است که در آن مـبارزه آشـکارا دیده می شود. در واقع این گونه شعرهایش جنبه انـقلابی و احساساتی آشکار دارد. در شعرهای نیما امید جریان دارد، او مردم را به مبارزه دعوت می کند و صدای آنان را به اعتراض و ستیزه تبدیل می کند و انسان مبارز را به اتحاد دعوت می کند.

اشعار سنتی نیما بر پایه معیار سروده های پیشینیان

وی با اشاره به اینکه اشعار سنتی نیما بر پایه معیارهای پیشینیان سروده شده است، تصریح کرد: نیما خود معتقد بود که شعرهایش را بر سبک خراسانی سروده و اشعار سنتی او همان وزن ها و بحرهای عروضی گذشتگان را دارد و در این زمینه دست به نوآوری نزده است. تکرار کلمات، جمله ها، واج و عبارت در شعرهایش به وضوح دیده می شود. نیما در شعر سنتی کلمات گذشتگان را به کار برده اما واژگانی که در رباعی های دیگر همچون رباعی مازندرانی به کار می برد، بدون شک جنبه نو و تازه بودن دارد. نتیجه اخلاقی در حکایت ها و داستان هایش به وضوح دیده می شود، چیزی که در بیشتر اشعار سنتی تعلیمی نیما اهمیت دارد، اندیشه های اوست که ریشه دار شدن ظلم و ستم است.

حماسه های دینی و اقلیمی در اشعار نیما

این ادیب در پایان گفت: حماسه در اشعار نیما در قالب محلی، دینی و درونی به وضوح دیده می شود. او با وجود علاقه فراوانش به روایت های حماسی کهن به پیکارهای اسطوره ساز کشورهای دیگر نیز توجه دارد. نیما تعریفی تازه از حماسه و قهرمان دارد و تاثیر اندیشه و ادبیات عصر نوین جهان را می توان در اشعارش دید. هرچند او خود روحی سرکش دارد و همواره بر ستمگری ها می تازد اما حماسه در شعر او به دلیل همدلی با رنج انسان ها صلح را در بردارد.

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha