11:00 - 1405/07/17
کد خبر: 86271784
خسرو آواز ایران کدام شاعر را پدر خود می‌دانست؟/سفیر شعر کهن در حافظه توده‌های مردم

تهران- ایرنا- محمدرضا شجریان برجسته‌ترین هنرمند موسیقی سنتی ایران و مفسر آوازی شعر فارسی بود که توانست غنای زبان و حکمت پنهان در ادب منظوم ایرانی را از طریق نظام دستگاهی موسیقی به گونه‌ای بازآفرینی کند که این دو به وحدتی تفکیک‌ناپذیر دست پیدا کنند.

به گزارش خبرنگار موسیقی ایرنا، محمدرضا شجریان ملقب به خسرو آواز ایران متولد یکم مهر ۱۳۱۹ در مشهد، برجسته‌ترین هنرمند عرصه آواز و موسیقی سنتی ایران بود، بسیاری از مردم شجریان را یکی از نمادهای مهم فرهنگ و موسیقی ایران‌ زمین می‌دانند.

شجریان از ارکان تثبیت و ترویج ردیف دستگاهی در سده گذشته به شمار می‌رود. او آواز خواندن را از کودکی آغاز کرد و با توجه به استعداد و صدای خوبش، تحت آموزش پدر خود که قاری قرآن بود، مشغول به پرورش صدایش شد، در سال ۱۳۳۱، برای نخستین بار، صدای تلاوت قرآن شجریان از رادیو خراسان پخش شد. او سال ۱۳۳۸ به دانش‌سرای مقدماتی مشهد رفت و برای نخستین بار با یک معلم موسیقی آشنا شد. شجریان پس از دریافت دیپلم دانش‌سرای عالی، به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به تدریس مشغول شد و در این زمان با ساز سنتور آشنا شد و فراگیری آن را نزد جلال اخباری آغاز کرد.

شجریان سال ۱۳۴۶ در تهران با احمد عبادی آشنا شد و در کلاس اسماعیل مهرتاش شرکت کرد. در همین سال برای آموختن خوشنویسی در انجمن خوش‌نویسان ایران نزد ابراهیم بوذری رفت. شجریان از سال ۱۳۴۷ خوشنویسی را نزد حسن میرخانی ادامه داد و سال ۱۳۴۹ درجه ممتاز را در خوشنویسی به دست آورد.

فعالیت هنری شجریان در حوزه موسیقی از دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ در رادیو ایران و برنامه «گل‌ها» آغاز شد؛ او سال ۱۳۵۰ با فرامرز پایور آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیف‌های آوازی را نزد او دنبال کرد. شجریان سال ۱۳۵۱ در برنامه «گل‌ها» با نورعلی‌خان برومند آشنا شد و شیوه آوازی حسین طاهرزاده را نزد او آموخت. از سال ۱۳۵۲ نزد عبدالله دوامی ردیف آوازی او و شیوه‌های تصنیف‌خوانی را فراگرفت. در همین سال، به همراه گروهی از هنرمندان همچون محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگ‌فر، حسین علیزاده، جلال ذوالفنون و داوود گنجه‌ای، به عضویت «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی» به سرپرستی داریوش صفوت درآمد. بعدها فعالیت شجریان با گروه‌هایی از جمله «عارف»، «شهناز»، «شیدا» و به صورت مستقل کارگاهی تداوم یافت.

شجریان سال ۱۳۵۸ دعای ربنا (برخی آیات قرآن که شجریان آنها را با صوت خوانده) و مناجات مثنوی افشاری را به صورت بداهه و بدون تمرین خواند. ابتدا به قصد اینکه به هنرجویان آموزش دهد و بهترین را در ماه رمضان برای افطار پخش کنند اما رادیو همان اجرای شجریان را پخش کرد و این دعا به مدت ۳۰ سال از اصلی‌ترین برنامه‌های رادیو در ماه رمضان بودند. بعدها، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری دعای ربنای شجریان را به عنوان اثر ملی ثبت کرد.

شجریان نقشی محوری در پیوند سنت کهن آوازی قاجار با زیبایی‌شناسی مدرن اجرایی و صحنه‌ای ایفا کرد. او در طول فعالیت هنری خود با هنرمندان بسیاری از جمله حسین علیزاده، محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان، مجید درخشانی، کیهان کلهر، داریوش طلایی و سعید فرج‌پوری همکاری کرد. شجریان موفق به تولید حدود ۶۰ آلبوم موسیقی، خوانندگی در تیتراژ فیلم‌هایی همچون دلشدگان، ابجد و زمستان و برگزاری کنسرت‌های متعددی در داخل و خارج از کشور شد.

همچنین او مبدع چند ساز جدید در موسیقی ایرانی بود که اردیبهشت ۱۳۹۰ این سازها به صورت رسمی در نمایشگاهی در تالار بهار خانه هنرمندان ایران به نمایش عمومی گذاشته شد. صراحی، شهرآشوب، ساغر، کرشمه و سبو بعضی از جمله این سازها هستند.

شجریان با برگزاری کارگاه‌های تخصصی آواز و تدوین الگوهای تمرینی مبتنی بر ردیف عبدالله دوامی و حسین طاهرزاده، شیوه‌ای از آموزش را تثبیت کرد که در آن موسیقی ایرانی، صداسازی طبیعی، تربیت گوش موسیقایی و فهم ادبیات کلاسیک هم‌راستا تدریس می‌شد. معصومه مهرعلی، حسام‌الدین سراج، مظفر شفیعی، قاسم رفعتی، همایون شجریان، ایرج بسطامی، علی جهاندار، حمیدرضا نوربخش، سینا سرلک، مجتبی عسگری، وحید تاج از شاگردان شجریان هستند.

این هنرمند از بنیاد آقاخان، جایزه خداوندگار موسیقی را دریافت کرد، او خوشنویس در خط نستعلیق، رئیس شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیانگذار شرکت دل آواز و باغ هنر بَم بود. شجریان نامزد ۲ جایزه گرمی بود که توسط سایت انجمن آسیا به‌ عنوان پرآوازه‌ترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی معرفی شد.

همچنین روزنامه ونکوورسان او را یکی از مهمترین هنرمندان موسیقی در سال ۲۰۱۰ و یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کرده‌ بود. در شهریور ۱۳۹۶ در پنجمین جشنواره بین‌المللی هنر برای صلح، نشان عالی هنر برای صلح به شجریان و سه هنرمند دیگر اهدا شد. شجریان پس از تحمل دوره طولانی بیماری ۱۷ مهر ۱۳۹۹ در ۸۰ سالگی در بیمارستان جم تهران درگذشت. پیکر او در محوطه آرامگاه فردوسی در توس، خراسان رضوی، در جوار مزار مهدی اخوان ثالث به خاک سپرده شد.

شجریان؛ مفسر آوازی شعر فارسی

شجریان علاوه بر اشعار کلاسیک شاعرانی همچون حافظ، سعدی، مولانا، عطار، باباطاهر و خیام، در برخی کنسرت‌ها و آثار خود از «شعر نو» شاعرانی همچون فریدون مشیری، نیما یوشیج، سهراب سپهری، محمدرضا شفیعی کدکنی، مهدی اخوان ثالث و هوشنگ ابتهاج بهره برده است.

در تاریخ موسیقی دستگاهی ایران، کمتر هنرمندی را می‌توان یافت که پیوند میان کلام ادبی و موسیقی آوازی را با دقتی هم‌پایه شجریان صورت‌بندی کرده باشد. آواز او فراتر از بکارگیری شعر به عنوان بستری برای تحریر و طراحی ملودیک، نوعی تفسیر صوتی و معناشناختی متن است. شجریان شعر را نه‌ تنها حامل وزن عروضی بلکه معمار ساختار آوازی، دینامیک حسی و حتی انتخاب گوشه‌های ردیف قرار می‌داد.

ارتباط شجریان با ادبیات فارسی صرفا در جایگاه یک خواننده خلاصه نمی‌شود؛ او یک مفسر آوازی شعر فارسی بود که توانست غنای زبان و حکمت پنهان در ادب منظوم ایرانی را از طریق نظام دستگاهی موسیقی به گونه‌ای بازآفرینی کند که شعر و موسیقی به وحدتی تفکیک‌ناپذیر دست پیدا کنند. این دستاورد، الگویی بنیادین در حوزه آموزش آواز اصیل، زیبایی‌شناسی کلام و تربیت نسلی نو از مجریان موسیقی دستگاهی بر جای گذاشته است.

محمدرضا شفیعی‌کدکنی شاعر، نویسنده و پژوهشگر، شجریان را «سفیر شعر کهن و معاصر در حافظه توده‌های مردم» می‌داند. به اعتقاد شفیعی کدکنی بسیاری از غزلیات پیچیده حافظ، سعدی و عطار، یا اشعار نوی نیما و اخوان ثالث، از طریق حنجره و خوانش دقیق شجریان به میان لایه‌های مختلف جامعه رفتند و شنیده شدند. او در توصیفی آورده است: «تاریخ هنر ایران، آواز را پیش از شجریان و پس از شجریان روایت خواهد کرد.»

هوشنگ ابتهاج (سایه) شاعر و پژوهشگر فقید که سال‌ها در کانون چاووش و رادیو مدیریت بخش موسیقی را بر عهده داشت، بر تلفیق حیرت‌انگیز عروض با نغمه در آثار شجریان تأکید می‌کرد. ابتهاج در این باره بیان کرده است؛ «شجریان شعر را غلط نمی‌خواند، جای تاکیدها را گم نمی‌کند و معنای شعر را پیش از خواندن زیسته است؛ کمتر کسی توانسته شعر حافظ را با چنین احترامی به گوش مخاطب برساند.»

احمد شاملو شاعر و پژوهشگر اگرچه به ساختار موسیقی سنتی نقدهای ساختاری وارد می‌کرد اما همواره حنجره، گستره صوتی و صلابت بیانی شجریان را پدیده‌ای منحصر به‌ فرد در تاریخ معاصر ایران برمی‌شمرد.

براساس نظر بسیاری از کارشناسان و پژوهشگران، ادای دقیق کلمات و تلفیق شعر و موسیقی از ویژگی‌های آوازی شجریان بود؛ یکی از شاخص‌ترین وجوه سبک آوازی او، پایبندی به اصول عروضی و درک عمیق از بافت معنایی شعر کلاسیک به‌ ویژه حافظ، سعدی، مولانا و عطار بود.

شیوه آوازی شجریان ترکیبی ساختارمند از مکتب آوازی اصفهان تاکید بر بیان دقیق شعر، رعایت ادای حروف و ظرافت‌های معنایی؛ متأثر از تاج اصفهانی و ادیب خوانساری و مکتب تهران/قزوین تاکید بر قدرت تکنیکی، صلابت و تحریرهای پیچیده؛ متأثر از طاهرزاده و اقبال آذر بود.

خسرو آواز ایران، شعر را صرفا قالبی برای سوار کردن ملودی نمی‌دانست؛ انتخاب اشعار از حافظ، سعدی، مولانا، عطار، و بعدها شاعران معاصر نظیر نیما یوشیج، اخوان ثالث، سهراب سپهری و فریدون مشیری کاملا متناسب با ویژگی‌های قطعه و بستر زمانی اثر انتخاب می‌شد. او با تغییر دینامیک صدا (شدت و ضعف)، تاکیدهای مفهومی شعر را برجسته می‌کرد. شجریان با همراهی استادانی همچون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان، نقش مهمی در احیای تصنیف‌های اصیل و بازخوانی آثار علی‌اکبر شیدا و عارف قزوینی داشت و این آثار را با ویرایش عروضی و اجرای دقیق انجام داد.

ارتباط شجریان با اشعار کهن چگونه بود؟

شجریان از تسلط قابل توجهی بر متون کهن و معاصر فارسی برخوردار بود. ارتباط او با شعر، ارتباطی ارگانیک و آگاهانه بود؛ انتخاب غزل‌ها نه صرفا بر اساس هماهنگی با گوشه‌های موسیقی بلکه متناسب با پیام کلی اثر و فضای اجتماعی فلسفی حاکم بر اجرا انجام می‌شد.

شجریان در نشست «موسیقی و غزلیات سعدی» که سال ۱۳۸۹ در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد، درباره ارتباط خود با اشعار شعرای کهن از جمله حافظ و سعدی اظهار کرد: من با سعدی و حافظ زندگی کرده‌ام و در کنار آنها، عطار و مولانا. من روی این چهار نفر بیشتر کار کرده‌ام: اول حافظ، بعد سعدی، بعد هم مقداری عطار و مولانا و از دیگران هم گه‌گاهی خوانده‌ام. به هر حال سعدی روان‌ترین غزل را سروده و زبانش به روانی نثر است. این‌ قدر اشعارش زیبا و خواندن آن راحت است که همه کس متوجه می‌شوند. خیلی خواننده مشکل ندارد که مثل شعر حافظ چه کند و موسیقی کلام را چگونه انتخاب کند تا بتواند عمق شعر را بیان کند.

وی افزود: سعدی شعرش ملموس‌تر است و هر کسی با هر سوادی شعر سعدی را خیلی خوب می‌فهمد و برای خواننده هم خیلی راحت‌تر است که آن‌ را ارائه کند. منتها چه شعر سعدی باشد، چه حافظ و چه عطار، خواننده در وهله‌ اول باید معنا را خوب متوجه شود و موسیقی بیان معنا را خوب بشناسد تا بتواند سیلاب‌ها و تأکیدهایی را که بر سیلاب‌ها می‌گذارد، به گونه‌ای انتخاب کند که کلمات معنای‌شان را به بهترین شکل به شنونده منتقل کنند. والا اگر جای یک سیلاب را در بیان شعر عوض کند، کاملا معنا و مفهوم شعر عوض می‌شود.

شجریان بیان کرد: وقتی کسی شعر را بشناسد و بتواند موسیقی شعر را بیان کند تا مفاهیم معنوی شعر به شنونده منتقل شود، چه سعدی، چه حافظ، چه مولانا و ... خواندن‌شان ساده است. تجربه‌ من به این‌ گونه است که هر شاعری، موسیقی شعرش را خودش از اول روی شعرش گذاشته است و ما باید آن را کشف کنیم. وقتی کشف کردیم، خیلی خوب می‌توانیم آن را بیان کنیم. شعر سعدی برای آوازه‌خوانی که توانایی خواندن داشته باشد، خیلی روان و بهترین نوع غزل است اما مولانا و به ویژه حافظ را هر آوازه‌خوانی نمی‌تواند بخواند.

این خواننده موسیقی سنتی درباره چگونگی انتخاب اشعار و غزل‌های سعدی برای اجرا گفت: انتخاب اینها هر بار به شکلی است. اگر بخواهم کنسرتی برگزار کنم؛ چون در کنسرت، شنونده دارم و حال و هوایش برایم خیلی مهم است، زمان اجرا مهم است، از نظر مسائل اجتماعی چه شعری را انتخاب می‌کنم که زبان حال مردم باشد. اگر شعر را بجا و به‌ موقع انتخاب کنیم، می‌تواند خیلی موفق باشد. اگر بخواهم برنامه‌ای را در استودیو اجرا کنم، در نظر می‌گیرم شعری را انتخاب کنم که زمان مصرف و شنیدن آن محدود به یک زمان خیلی خاص نباشد.

شجریان افزود: خیلی از غزل‌هایی که من خواندم، در محافل خصوصی بوده است که حال و هوایی برای خواندن داشتیم و آن را ضبط کردیم. آن‌جا شعر را بر اساس حال و هوای ساز انتخاب می‌کردم. در مجموع اینها، مرا با آن نوا می‌برد تا حس کنم این غزل باب این زمانه و حالتی است که اتفاق می‌افتد. بعد که گوش می‌کنم، مطمئن می‌شوم درست انتخاب کرده‌ام و تأثیر خوبی داشته است؛ چون تحت تأثیر فضای نوازنده و محفل و زمانه‌ای بوده است که در آن زندگی می‌کنیم. اینها همه در انتخاب غزل تأثیر دارد.

وی درباره چگونگی خواندن اشعار، تکیه کردن‌ها و تحریرها اظهار کرد: وقتی می‌خواهیم مفهوم یک غزل را به شنونده انتقال دهیم، باید خیلی دقت کنیم که شعر فدای تکنیک‌های آوازی و چهچهه و مسائل موسیقایی نشود و هر دو باهم بال پرواز باشند؛ یعنی موسیقی و شعر هر دو باهم، آدم را ببرد. دستوراتی دارد که باید رعایت کرد. تاکیدها باید بجا باشد، کشش‌ها حد و اندازه دارد. تحریر نباید جایی باشد که فضای شعر را تحت تاثیر قرار دهد. همیشه تحریر را می‌گذاریم برای بعد از زمانی که شعر تمام می‌شود؛ چون ملودی‌هایی هست که با شعر جفت و جور نمی‌شود و ما آن را با تحریر بیان می‌کنیم.

این خواننده افزود: شعر خودش ملودی دارد و ما را گرفتار می‌کند؛ تکنیک‌های آوازی هم هست که اینها را در بیانِ کلام نمی‌شود اجرا کرد؛ چون شعر فدا می‌شود. بنابراین بعد از بیان شعر اگر نیاز بود جمله‌ موسیقایی شعرمان را با تحریر تمام کنیم، این کار را می‌کنیم. حتما هم این‌ طور نیست که باید تحریر بدهیم. این است که همه دست به دست هم می‌دهد برای یک اجرای خوب. شعر خوب انتخاب کنیم، بیان کنیم و تکنیک‌های آوازی را رعایت‌ کنیم.

دلایل انتخاب اشعار حافظ و سعدی برای اجرا

شجریان درباره دلایل انتخاب اشعار حافظ و سعدی برای اجرا با توجه به اینکه مضامین اجتماعی در اشعار حافظ بیشتر از سعدی است، بیان کرد: تنوع در انتخاب غزل و موضوع از جهتی بهتر است اما بیشتر از اینکه بخواهیم تنوع به کارمان بدهیم، نیاز جامعه ایجاب می‌کند در چنین زمانه‌ای حافظ را که بیشتر شعرهای انتقادی داشته، انتخاب کنیم. زمانه‌ سعدی با حافظ فرق دارد و هر کدام بازتاب آیین زمانه‌شان بودند؛ در شعر سعدی به گونه‌ای و در شعر حافظ به گونه‌ای دیگر.

وی گفت: زمانه‌ ما با شدت و ضعف به زمانه‌ حافظ نزدیک‌تر است و حافظ اشعار بسیاری را مطابق با حال و هوای زمانه‌ ما بیان کرده است. هر خواننده‌ای تحت تاثیر اطرافیان و جامعه‌ خودش شعرش را انتخاب می‌کند و شعر سعدی در این زمانه کمتر از حافظ مطرح است؛ چون بیشتر عاشقانه است. ما با سعدی زندگی می‌کنیم اما حافظ حرف‌هایی دارد که می‌شود با آن انتقاد کرد؛ چون هنر در ذات انتقاد است. بیشتر این زمانه می‌پذیرد که حافظ بخوانیم.

این خواننده درباره اینکه در اجراهای خود بیشتر از اشعار حافظ استفاده کرده است، اظهار کرد: مساله در وهله‌ اول یک علاقه‌ شخصی است. من با حافظ عشق و الفتی دارم که با هیچ شاعر دیگری ندارم. این است که حافظ برایم بالاترین است، از نظر شعر و غزل و محتوا. محتوای او بیشتر مرا راضی می‌کند. حافظ مانند پدر من است. این طور با او زندگی کردم و همه‌ محتوای درونی من با حافظ ارضا می‌شود. صرف نظر از مسائل اجتماعی من چنین حسی با حافظ دارم. حتی همان عشق زمینی را با حافظ بیشتر می‌شناسم و برایم لذت‌بخش‌تر است.

شجریان افزود: سعدی هم به هر حال جای خود را دارد. من بیشتر حال و هوای خودم را در شعر پیدا می‌کردم و وقتی که شعر می‌خوانم، این دیگر برای حافظ و سعدی نیست. مال من است و من دارم آن را می‌خوانم و بیان من است. حال و هوای من با شعرهای حافظ و شعرهایی از سعدی که به حافظ نزدیک‌ترند، بیشتر هماهنگ است و من آنها را انتخاب کردم و خواندم.

این خواننده درباره اقبال جوانان به اشعار سعدی نسبت به اشعار حافظ بیان کرد: تقریبا در برنامه‌هایی که ارائه کردم، حافظ و سعدی به یک اندازه بودند اما حافظ را در خلوت بیشتر خواندم. از نظر فرم، در کارهایی که ارائه کردم، سعدی و حافظ برابرند اما سعدی را جوان‌ها بیشتر دوست دارند و با حال و هوای آنها سازگارتر است و حافظ کمی به درد سنین‌ بالاتر می‌خورد. شاید این چیزی باشد که از این پس بیشتر باید به آن فکر کنیم.

روح خسرو آواز ایران شاد و یادش گرامی.

برای شنیدن تک‌آهنگ «تصنیف جان عشاق» از آلبومی با همین نام با شعری از حافظ، آهنگسازی و نوازندگی سنتور پرویز مشکاتیان، نوازندگی پیانو جواد معروفی و تنظیم محمدرضا درویشی اینجا و تک‌آهنگ «ساز و آواز» با همراهی نی محمد موسوی از آلبوم «نوا، مُرکَب‌خوانی» با شعری از سعدی، آهنگسازی پرویز مشکاتیان و اجرای گروه «عارف» اینجا مراجعه کنید.