13:54 - 1405/07/13
کد خبر: 86283689
دوگانه‌ای میان فروپاشی و معنا در مجموعه شعر «شکوه زوال»

تهران- ایرنا- مجموعه شعر «شکوه زوال» بر دوگانه‌ای میان فروپاشی و معنا تاکید دارد؛ رویکردی که در مجموعه، زوال را نه فقط به‌عنوان یک وضعیت، بلکه به‌عنوان موضوعی برای تامل درباره انسان و جهان مطرح می‌کند.

به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، «شکوه زوال» در ادامه مسیر شعری احمد افروز و پس از کتاب «در آستانه زوال» منتشر شده و در آن به موضوعاتی همچون انسان، عشق، تنهایی، رنج، امید و مسائل اجتماعی می‌پردازد. به گفته افروز، تفاوت رویکرد دو مجموعه را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: دفتر اول، امیدِ پس از سکوت بود؛ دفتر دوم، امیدِ در دلِ زوال.

افروز در این مجموعه، زوال را صرفا به معنای پایان و فروپاشی دنبال نمی‌کند و در شماری از شعرها، آن را زمینه‌ای برای تامل درباره انسان و مفهوم امید قرار داده است. شب، تنهایی و رنج از مضامین تکرارشونده در این دفتر هستند و در کنار آنها، مفاهیمی مانند روشنایی، عشق و امکان دوباره برخاستن نیز دیده می‌شود.

در بخشی از شعرهای شکوه زوال، عشق به‌عنوان تجربه‌ای انسانی و پناهی در برابر رنج مطرح شده و تنهایی نیز فرصتی برای مواجهه فرد با خود و جهان پیرامون است. برخی شعرهای مجموعه نیز به مسائل اجتماعی و انسانی از جمله عدالت، آزادی، فقر، بی‌مهری، خاموشی و فراموشی می‌پردازند.

عنوان کتاب، «شکوه زوال»، نیز بر دوگانه‌ای میان فروپاشی و معنا تاکید دارد؛ رویکردی که در مجموعه، زوال را نه فقط به‌عنوان یک وضعیت، بلکه به‌عنوان موضوعی برای تامل درباره انسان و جهان مطرح می‌کند.

قسمتی از متن کتاب

آواز سحرگاهی

در نسیم بی‌خواب صبح.
پلک نور باز می‌شود
روی لب‌های تر کلمه،
نزدیک، نزدیک‌تر، نزدیک‌ترین.

مرا به یاد آر
در این اتاق به وسعت یک تاریکی.
من همیشه دنبال نوری گشتم
در تپش خودم
در تپش یک ماهی
در تپش یک سکوت.

هر ذره‌ی هوا
نفسی از تو دارد
از ته هستی، بی‌صدا،
بی‌آنکه کسی بفهمد.

کسی مرا به خنده‌ای بی‌انتها می‌خواند.
مثل یک نیلوفر در تنهاییِ خیس خودش
مثل یک پرنده در وسعت یک آواز.

نسیم صبح می‌گذرد
بی‌هیاهو، از میان لحظه‌ها
از کنار لیوان آب روی تخت
از میان خواب یک شاخه
و هر گذرش دری است به آن بی‌مرز.
من در آن بی‌مرز
مثل ماهی در تپش آب زنده می‌شوم
نزدیک، نزدیک‌تر، نزدیک‌ترین
رازها می رسند
در سکوت، در هر سایه، در هر آینه
در پر کبوتری که خواب یک شاخه را دیده است.
در گردوغبار نوری که از شکاف در می‌افتد.

لحظه‌های ساده
آغوششان را باز می‌کنند
دست‌هایم می‌رسد به بام آسمان
به یک پرنده، به تپش یک ماهی
همان جا که هیچ چیز کم نیست
همان جا که وسعت یک آواز
یادم می‌دهد چقدر نزدیک است
چیزی که همیشه بود.

با تو، تمام جهان از نو سبز می‌شود
جوری که هیچ‌کس نمی‌فهمد
کجای این نزدیکی
خواب از بیداری نرم‌تر است
و آب از آینه واضح‌تر
نسیم نرم، دست‌هایش را باز می‌کند
آغوشی نیست هیچ آغوشی نیست
فقط یک نزدیکی برای خواب‌های ما
همان خواب‌ها که در روشنی
مثل برکه‌ای در باد
بی‌آنکه بدانیم بیدار می‌شوند
و می‌روند تا پرنده شوند
تا یک شاخه شوند
تا یک نزدیک‌ترین شوند.

مجموعه شعر «شکوه زوال» نوشته احمد افروز در قطع رقعی، جلد شومیز، در ۱۵۷ صفحه و شمارگان ۱۰۰ نسخه در سال ۱۴۰۵ توسط انتشارات گنجور منتشر شد. طراحی جلد این کتاب را شیما شریفی بر عهده داشت.