به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، کتاب «کلمات نقاشی میکنند؛ اصول توصیف شنیداری در هنرهای پویا و ایستا» با تالیف و ترجمه جواد سقا توسط انتشارات دانشگاه صدا و سیما در ۳۲۲ صفحه و در ۵۰۰ نسخه به چاپ رسید.
نویسنده در پیشگفتار کتاب نوشت: «در سال ۱۳۹۸، یکی از دوستان کمبینا پیشنهاد کرد برای تماشای فیلمی ویژه نابینایان و کمبینایان به پردیس سینمایی چهارسو در خیابان حافظ برویم. پس از انتشار دعوتی عمومی، همراه با گروهی از دوستان به سینما رفتیم. چنانکه انتظار میرفت، بیشتر حاضران را نابینایان و کمبینایان تشکیل میدادند. برای بسیاری از آنان که به سبب محدودیت بینایی، کمتر امکان حضور در فضای پرشناط سینما را یافته بودند، این تجربه رویدادی تازه و تأثیرگذار به شمار میآمد. برخی حتی برای نخستین بار حضور در چنین فضایی را تجربه میکردند.
این رویداد در ادامه فعالیتهایی بود که پیشتر از طریق پخش فیلمهای دارای توصیف صوتی در رادیو یا فضای مجازی انجام میشد؛ با این تفاوت که اکنون در محیطی سینمایی تحقق یافته بود. پس از چند نوبت اکران، بحثهایی درباره چگونگی توصیف فیلمها شکل گرفت. این گفتوگوها برای من ارزشمند بود. زیرا دیدگاهها و پیشنهادهای مطرحشده میتوانست در بهبود کیفیت تولید فیلمهای ایرانی دارای توصیف صوتی مؤثر باشد. با وجود جستوجوی فراوان، هیچ منبع فارسی یا ترجمهشدهای درباره توصیف صوتی فیلم در دسترس نبود و همین خلأ، انگیزه اصلی انجام پژوهش حاضر شد.
این کمبود زمانی اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم تجربه هنر و مواجهه با آثار سمعی - بصری، دریچهای برای شناخت جهان و فرهنگهای گوناگون است. رسانههایی چون عکس، نقاشی، مجسمه، فیلم و موسیقی امکان گسترش افقهای فکری را فراهم میکنند. با این حال، در حالی که بینایان، شخصیتها و کنشهای بصری را به خاطر میسپارند، افراد دارای اختلال بینایی ممکن است از دریافت چنین مؤلفههایی محروم بمانند. از این رو، نقش توصیف صوتی در بازآفرینی تجربه ادراکی آنان اهمیتی دوچندان مییابد».
سقا در ادامه نوشت: یکی از اهداف اصلی این کتاب، معرفی تواناییها و مهارتهای یک توصیفگر آموزشدیده، تبیین اصول و استانداردهای حرفهای و در نهایت ارتقای کیفیت توصیفهای شنیداری است. توصیف شنیداری در سطح جهانی به عنوان حرفهای تخصصی شناخته میشود و مستلزم دانش میانرشتهای، مهارت زبانی و درکی عمیق از ساختارهای هنری است. در سالهای اخیر، پروژهها و فعالیتهای مرتبط با این حوزه، به ویژه در عرصه فیلم، گسترش چشمگیری یافته و همزمان تنوع ژانرها(گونه) و قالبهای هنری، شمار آثار دارای توصیف شنیداری، فعالان این عرصه و مخاطبان بهرهمند از آن نیز به طور مستمر افزایش یافته است.
در ادامه نوشته شده است: رهنمودها و شیوهنامههای ارائهشده در این کتاب با تمرکز بر توصیف شنیداری فیلم تدوین شدهاند؛ زیرا در میان هنرهای ایستا و پویا، گستردهترین و رایجترین کاربرد توصیف شنیداری در سطح جهانی به حوزه فیلم، سینما و تلویزیون اختصاص دارد. از این رو، همانگونه که در فصلهای مختلف کتاب تشریح شده است، شیوهنامههای بهکارگیری این تکنیک در فیلم را میتوان بنیان و نقطه آغاز استفاده از توصیف شنیداری در سایر حوزههای هنری، نمایشگاهی و سرگرمی دانست. در ایران نیز چنانچه فرایند توصیف شنیداری با دقت، دانش و رعایت معیارهای حرفهای انجام شود، این ظرفیت وجود دارد که دامنه آن فراتر از فیلم گسترش یابد و ژانرهای نمایشی همچون تئاتر، فضاهای موزهای و دیگر هنرها را نیز در برگیرد.
کتاب کلمات نقاشی میکنند در ۹ فصل تنظیم شده که فصل نخست به بررسی توسعه جهانی توصیف شنیداری، مفاهیم بنیادین مرتبط با آن، گروههای کاربری، تاریخچه و مقررات دسترسی به رسانهها اختصاص دارد؛ فصل دوم به فرایند تولید توصیف شنیداری و معرفی گونههای مختلف آن میپردازد و فصل سوم شامل کاربرد توصیف شنیداری در تئاتر، ترجیحات کاربران در حوزههای هنری گوناگون و بررسی راهنمای بهکارگیری این شیوه در هنرهای مختلف است.
فصلهای چهارم و پنجم از جنبه آموزشی و پژوهشی برای توصیفگران و پژوهشگران این حوزه اهمیت ویژهای دارند. در فصل چهارم، مجموعهای از قوانین، استانداردها و پروژههای بینالمللی، از جمله شیوهنامههای «کمیسیون تلویزیون مستقل بریتانیا» که در راستای ارتقای مهارتهای توصیفگران تدوین شدهاند، معرفی و بررسی میشود. فصل پنجم نیز به طور تفصیلی نتایج پروژه اروپایی «آ. د.لب» (دسترسی مادامالعمر از طریق توصیف صوت) را تحلیل میکند؛ پروژهای که هدف آن تدوین شیوهنامههای جامع برای تولید توصیف شنیداری استاندارد در تمامی حوزههای هنری است، هرچند تمرکز اصلی آن همچنان بر توصیف شنیداری فیلم قرار دارد.
فصل ششم به معرفی فعالیتها، گروهها و روند گسترش توصیف شنیداری در ایران اختصاص دارد؛ فصل هفتم به تحلیل تجربه تماشای فیلم توسط افراد نابینا و کمبینا میپردازد؛ بخشی که بر پایه یافتههای رسانه دکتری نویسنده در دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی شکل گرفته و به صورت میدانی، نحوه ادراک، لذت هنری و تعامل این گروه از مخاطبان با فیلمهای دارای توصیف شنیداری را بررسی کرده است.
در فصل هشتم، با رویکردی تحلیلی و تطبیقی، محصولات ایرانی دارای توصیف شنیداری بر اساس شیوهنامهها و شاخصهای بینالمللی ارزیابی شده و نتایج آن با معدود مطالعات موجود در ایران مقایسه شده است. در بخش پایانی کتاب، نویسنده بر مبنای یافتههای پژوهش، ویژگیهای حرفهای توصیفگران ایرانی و استانداردهای معتبر جهانی، مجموعهای از پیشنهادها و راهکارهای عملی برای بهبود فرایند تولید توصیف شنیداری ارائه میکند که این راهکارها میتوانند به عنوان چارچوبی راهبردی برای ارتقای کیفیت محتوای شنیداری، به ویژه در مسیر توسعه دسترسیسازی در سینما و تلویزیون ایران، مورد استفاده قرار گیرد.