به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه و فرستاده ویژه واشنگتن برای سوریه و عراق، در هشتمین نشست «انجمن امنیت جهانی» (Global Security Forum) که از ۲۷ تا ۲۹ مهر در دوحه برگزار شد، با زبانی غیرمعمول برای یک دیپلمات آمریکایی، از تغییر بنیادین واشنگتن در خاورمیانه سخن گفت. سفیر ترامپ در آنکارا، در سخنرانی روز سهشنبه ۲۸ مهر خود تاکید کرد که آمریکا دیگر نمیخواهد «مالک» یا «کنترلکننده» منطقه باشد، اما قصد خروج هم ندارد. او بر خلاف اظهارنظرهای بسیاری از مقامهای ارشد دولت ترامپ، تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران اهریمن نیست و تاکید کرد که تنها راهکار برون رفت از بحران جاری حل و فصل دیپلماتیک مسائل از طریق رفع تحریمها و بازگشایی تنگه هرمز است.
مشخص نیست اظهارات باراک تا چه اندازه بازتاب دهنده سیاست رسمی واشنگتن باشد، او از زمان انتخابش به عنوان سفیر در ترکیه و توسعه ماموریتش به نمایندگی ویژه در سوریه و پس از آن عراق، بارها اظهاراتی را مطرح کردهاست که بعدا مجبور به عقبنشینی یا اصلاح آن شدهاست. با این حال فرستاده ارشد دونالد ترامپ در منطقه، به رغم تمام انتقادهایی که از او شدهاست، همچنان به عنوان یکی از دوستان نزدیک ترامپ، نقشی جدی در سیاست منطقهای دولت ترامپ بازی میکند.
باراک در این نشست نیز بار دیگر اظهارات غیرمتعارف خود را در مورد ناتوانی پیامبران الهی در اصلاح خاورمیانه تکرار کرد. او گفت: «این منطقه هزاران سال است که در جستوجوی خود بوده است. من همیشه میگویم برای پاسخ به این پرسش، به تعداد پیامبرانی نگاه کنید که خدا به این منطقه فرستاده است: حدود ۵۵ پیامبر مسیحی، بیش از ۱۰۰ پیامبر اسلامی و حدود ۵۰ پیامبر یهودی. هیچیک نتوانستهاند این وضعیت را حل کنند. پس انتظار نداشته باشیم ما در چند سال آن را حل کنیم.»
او با اشاره ایجاد ارتباط کنایهآمیز میان طاسی سرش و اوضاع خاورمیانه پس از ورود آمریکا به تجاوز نظامی علیه ایران به تشویق نخستوزیر اسرائیل گفت: «بهشدت نگرانم. قبل از این شغل موهای بلوند و چشمهای آبی داشتم؛ حالا به من نگاه کنید. همهچیز ترسناک است.»
باراک که پیش از ورود به دیپلماسی، سرمایهگذار املاک و از دوستان قدیمی دونالد ترامپ بود، در این نشست بارها از مواضع رسمی واشنگتن جلوتر رفت؛ از توصیف ایران بهعنوان «رژیمی که اهریمن نیست» تا اعلام پایان نسبی معادله «نفت در برابر امنیت» و انتقاد از ۲۳ بار تغییر رژیم توسط آمریکا در خاورمیانه.
آمریکا دیگر نمیخواهد در خاورمیانه هزینه بدهد
باراک در نشستی با عنوان «منطقهای در حال بازآرایی: چشمانداز راهبردی در حال تحول خاورمیانه» گفت رابطه سنتی آمریکا با کشورهای خلیج فارس بر مبنای تأمین امنیت در ازای نفت، گاز و خرید تسلیحات به دلار، دیگر با نیازهای اصلی واشنگتن همخوان نیست. چرا که آمریکا به یک تولیدکننده بزرگ نفت و گاز تبدیل شدهاست. او گفت: «سیستمی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت؛ یعنی معادلهای که در آن آمریکا امنیت میداد و در مقابل نفت میگرفت، دیگر با نیازهای اولیه آمریکا همخوانی ندارد.»
با این حال، باراک تأکید کرد این تغییر به معنای ترک خاورمیانه نیست: «قرار بر این نیست که مالک باشیم یا کنترل کنیم، بلکه بمانیم و مراقبت کنیم. ما نمیرویم.» او گفت واشنگتن از تلاش برای کنترل منطقه فاصله میگیرد و از متحدان منطقهای میخواهد مسئولیت بیشتری برای امنیت خود بر عهده بگیرند.
روزنامه والاستریتژورنال نیز این اظهارات را هشداری صریح به متحدان نگران خلیج فارس توصیف کرد که باید برای تأمین امنیت خود به اتحادهای منطقهای متکی شوند. به ویژه که سفیر آمریکا در ترکیه پیمان سه جانبه دفاعی میان پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه را یک نمونه موفق از همکاری برای تامین امنیت توصیف کرد.
ایران «اهریمن» نیست
جنجالیترین بخش سخنان باراک، موضع او درباره ایران بود. او گفت ایران «رژیم اهریمنی» نیست و افزود: «این رژیم شیطانی نیست. این اصلاً موضوعش نیست. این یک محتوا و عمل دینی است که همه ما به آن احترام میگذاریم.»
او درباره مسیر احتمالی توافق با ادعای جعلی چندگانگی در ساختار حاکمیت ایران گفت موانع اصلی، با وجود تلاش میانجیگرانی چون قطر، عمان، سوئیس و پاکستان، فقدان اعتماد متقابل میان واشنگتن و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. راهحل پیشنهادی او نیز روشن بود: آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز و کاهش رنج مردم ایران. او در مورد بازگشت به تفاهمنامه ۲۸ خرداد اسلامآباد گفت: «پاسخ، نسخهای اصلاحشده است که در آن همه مرتبط باقی بمانند. برنده و بازنده وجود ندارد؛ همه در طول زمان باید زنده بمانند. این از آتشبس آغاز میشود: بازکردن تنگهها و کاهش رنج مردم ایران. رفاه تنها پاسخ است.»
او گفت: «بیایید فشار را کم کنیم، به آتشبس برسیم، کریدورهای اقتصادی را باز کنیم و به گفتوگو ادامه دهیم.» باراک تاکید کرد: «گفتوگوی بیشتر، پذیرش حداقلهای مشترک و اینکه همه چیزهایی را بپذیرند که واقعاً نمیخواهند. ادامه جنگ، آخرین چیزی است که رئیسجمهور میخواهد؛ او تلاش میکند همه را پای میز گفتوگو بیاورد.»
انتقاد از سیاست تغییر نظام توسط دولتهای پیشین آمریکا
باراک در دوحه از سیاستهای گذشته آمریکا در خاورمیانه انتقاد کرد و گفت واشنگتن در منطقه بزرگ خاورمیانه بارها برای تغییر نظام دخالت کرده، اما هیچکدام به نتیجه مطلوب نرسیده است. وی گفت: «لیبی، افغانستان، سوریه، عراق؛ عراق چه فاجعهای بود. از ۲۰۰۳ تاکنون، ۲۳ سال سیاستهای ناموفق. این موضوع سیاسی و حزبی نیست؛ دموکراتها و جمهوریخواهان هر دو تلاش کردهاند کار درست را انجام دهند. او گفت: «هر بار که مداخله کردیم و تلاش کردیم فرد یا رژیم را تغییر دهیم، به نظر رسیده اشتباه بوده است.»
این اظهارات در حالی مطرح شد که مذاکرات ایران و آمریکا برای پایان جنگ ادامه دارد و قطر تایید کرده میانجیگری میان واشنگتن و تهران ادامه دارد. باراک همچنین گفت آینده ایران باید «۱۰۰ درصد به ایرانیان» واگذار شود؛ موضعی که میتواند بهعنوان فاصلهگرفتن واشنگتن از سیاست تغییر رژیم از بیرون خوانده شود.
این اظهارات همزمان با تبلیغات انتخاباتی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اسرائیل بیان میشد که در روزهای اخیر بارها تکرار کردهاست از تلاش برای تغییر نظام سیاسی و فروپاشی ایران دست نخواهد کشید.
از نگرانی کشورهای عربی منطقه تا اتهام «بازنویسی تاریخ»
واکنشها به سخنان باراک متفاوت بود. روزنامه محافظهکار والاستریتژورنال تمرکز را بر پیام هشداردهنده باراک به متحدان خلیج فارس گذاشت و نوشت او به آنها گفته آمریکا نمیتواند برای همیشه امنیتشان را تضمین کند. این روزنامه به نگرانی برخی کشورهای عربی منطقه نسبت به قصد آمریکا برای تغییر راهبرد در خاورمیانه اشاره کرد.
المانیتور نیز بر همین بخش از اظهارات باراک تمرکز کرد و نوشت آمریکا از نقش «تضمینکننده امنیت منطقه» فاصله میگیرد و دولتهای خاورمیانه باید مسئولیت بیشتری برای امنیت خود بر عهده بگیرند.
اما رسانههای راستگرای آمریکایی واکنش تندتری داشتند. دیلیوایر اظهارات باراک درباره ایران و تاریخ یهودیان در خاورمیانه را «بازنویسی تاریخ» خواند و از آن بهعنوان تلاش برای «سفیدنمایی» گذشته منطقه یاد کرد. پایگاه خبری صهیونیست جیاناس نیز با تیتر «باراک: ایران رژیم شیطانی نیست» نوشت این اظهارات با موضع رسمی واشنگتن فاصله دارد.
باراک حرف میزند، دولت اصلاح میکند
باراک پیشتر هم نشان داده که اظهاراتش میتواند برای دولت ترامپ دردسرساز شود. در اوت ۲۰۲۶ او گفت اسرائیل «هنوز» جولان را اشغال کرده و این وضعیت ناقض قطعنامههای سازمان ملل است؛ جملهای که با فرمان ۲۰۱۹ ترامپ درباره به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر جولان در تضاد بود. پس از واکنشها، باراک گفت منظورش توصیف تاریخی بوده و سیاست آمریکا «بدون تغییر» است. این در حالی است که موضع باراک به موضع جامعه جهانی و احکام الزامآور قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد نزدیکتر بود.
در اوت ۲۰۲۵ نیز او در بیروت از خبرنگاران لبنانی خواست ساکت شوند و گفت اگر فضا «مانند رفتار حیوانی» شود، از نشست خبری خارج میشود. سندیکای سردبیران لبنان خواستار عذرخواهی عمومی شد، رئیسجمهوری لبنان ابراز تأسف کرد و باراک بعدها پذیرفت رفتارش «نامناسب» بوده است.
جالب توجهترین اظهارنظر باراک اعتراف او به همکاری خلاف قانون آمریکا با نهادهای تروریستی بود. نخستین بار سال گذشته بود که باراک گفتهبود یگانهای مدافع خلق (گروه شبهنظامی کرد در سوریه) بخشی از حزب کارگران کردستان (پکک) هستند که در جنگ سوریه متحد آمریکا بودند. این اظهار نظر باراک از سوی رسانهها نزدیک به دولت ترکیه به عنوان یک اعتراف تاریخی در مورد پیوستگی سازمانی یگانهای مدافع خلق با حزب کارگران کردستان به عنوان یک گروه تروریستی از سوی یک مقام رسمی تلقی شد. لابیهای اقلیتهای ارمنی، یونانی و کرد در کنگره آمریکا تلاش کردند که فشار وارد کنند تا باراک به خاطر این اظهارنظر از مقام خود برکنار شوند.
بلافاصله باراک اظهارنظر خود را اصلاح کرد و گفت که مقصودش این نبودهاست که یگانهای مدافع خلق و حزب کارگران کردستان یکی هستند.
اما سفیر آمریکا در ترکیه، اظهارنظر جنجالی قبلی خود را بار دیگر در دوحه با لحنی صریحتر تکرار کرد. او گفت که «آمریکا یگانهای مدافع خلق را که شاخهای از پکک هستند به خدمت گرفتهاست تا با داعش مبارزه کنند، آن هم در حالی که مطابق استانداردهای ترکیه و آمریکا پکک یک گروه تروریستی خارجی تلقی میشود.»
او در این اظهارنظر نه تنها بر آگاهی آمریکا از پیوستگی سازمان یگانهای مدافع خلق و حزب کارگران کردستان تاکید کرد، بلکه تائید کرد که دولت آمریکا به رغم آگاهی از قرار داشتن این گروه در فهرست سازمانهای تروریستی تصمیم گرفتهاست که «آنها را به خدمت» بگیرد.
این اظهارات از نظر حقوقی حساس است، چون یگانهای مدافع خلق و نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی وزارت خارجه آمریکا نیستند، اما پیوندشان با حزب کارگران کردستان (پکک) سالها منشأ تنش واشنگتن و آنکارا بوده است.
چرا اظهارات باراک مهم است؟
باراک دیپلمات کارنامهدار و حرفهای وزارت خارجه آمریکا نیست. او بنیانگذار شرکتی به نام Colony Capital، سرمایهگذار املاک و از دوستان قدیمی ترامپ است. رابطه او با رئیس جمهور کنونی آمریکا از دهه ۱۹۸۰ آغاز شد و همچنان ادامه یافتهاست. او در ۲۰۱۶ رئیس کمیته تحلیف ترامپ بود و پیشتر یکی از جمعآوریکنندگان اصلی کمکهای مالی کمپین او به شمار میرفت.
باراک بهار سال گذشته با تأیید سنا سفیر آمریکا در ترکیه شد و سپس فرستاده ویژه سوریه و عراق شد؛ اما پیش از این انتصاب، سابقه رسمی در وزارت خارجه یا دیپلماسی حرفهای نداشت، اما ویژگیهای دیگری داشت که مانند استیو ویتکاف، فرستاده دیگر ترامپ در امور پروندههای مهم سیاست خارجی، اعتماد رئیس جمهور آمریکا را جلب میکرد.
تام باراک پس از دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ، در پرونده خرید نفوذ غیرقانونی در دولت و لابی غیرقانونی به نفع امارات متحده عربی، محاکمه شد، هر چند که هیئت منصفه ۹ اتهام وارده به او را وارد ندانست، اما ارتباط پنهانی او با دولت امارات در پروندهای که مستقیما به معاملههای سیاست خارجی (از جمله تشویق دولت نخست ترامپ به خروج از برجام و تحریم ایران به ازای کمکهای امارات به کارزار انتخاباتی اول ترامپ) یکی از پروندههای مهم دوران کوتاه فعالیت سیاسی او است.
باراک از سالها پیش شبکهای اقتصادی و مالی در منطقه جنوب خلیج فارس ایجاد کردهبود و دوستان فراوانی در منطقه داشت. باراک علاوه بر دوستی با ترامپ و شبکه تجاری در منطقه خاورمیانه، از خانوادهای لبنانی تبار مسیحی میآید.
همین ترکیب (تبار لبنانی، شبکه تجاری در خلیج فارس، دسترسی مستقیم به ترامپ و زبان غیرمتعارف) او را به شکلی غیرمعمول در سیاست خاورمیانهای آمریکا مطرح کردهاست: فرستادهای که گهگاه آنچه را دولت ترجیح میدهد در پسپرده بیان کند، در برابر دوربینهای تلویزیونی میگوید.
سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه رئیس جمهور در عراق و سوریه، در دوحه یک پیام مرکزی داشت: آمریکا از خاورمیانه نمیرود، اما دیگر حاضر نیست به بهای نامحدود برای آن بجنگد، امنیتش را تضمین کند یا نظامهای سیاسی را تغییر دهد. پیامهای او تا امروز با زبانی بیان شدهاند که هم متحدان منطقه را نگران کرد، هم اسرائیل را خشمگین، هم منتقدان داخلی را به واکنش واداشت و هم برای دولت ترامپ چند بار دردسر ایجاد کرد.
در دولت ترامپ که به چنددستگی و انشقاق و فقدان نهاد تصمیمگیر واحد در سیاست خارجی مشهور است، تام باراک یکی از چندین صدای قدرتمند سیاست خارجی است. صدایی که اظهاراتش در دوحه متفاوت از پیامهای رسمی جنگطلبانه دولت آمریکا بود. سوال اصلی اینجاست که در کشاکشهای راهروهای قدرت در کاخ سفید، جایی که مارکو روبیو و جیدی ونس به عنوان سران اصلی دو جبهه، سیاستگذاری در مورد جنگ ایران را هر بار به سمتی میبرند، صدای باراک تا چه اندازه اثرگذار خواه بود؟