گروه جامعه ایرنا- عطر نان گرم محلی در کوچههای روستای انزها در منطقه فیروزکوه به مشام می رسید که ریل قدیمی قطار، با عبور از میان روستا، ما را به گذشتههای دور برد، به روزگاری که زندگی در این روستای کوهستانی با طبیعت و ریتم آرام آن گره خورده بود، کمی بالاتر، مسیر سربالایی و پیچوخم کوهستان، آرامآرام چهره دیگری از این سرزمین را مقابل چشممان گشود، جایی که درختان گردو و گلهای رنگارنگ، زیبایی محیط را دوچندان کردند و کوهها، با شکوهی خاموش، گویی چشمانتظار ورود ما هستند.
این توصیفی کوتاه از منطقه ای است که برای تهیه گزارش به مناسبت روز ملی محیط بان با تیم تصویربرداری به آنجا رفتیم، بعد از سه ساعت رانندگی از تهران تا رسیدن به پاسگاه محیط بانی در روستای انزها منطقه فیروزکوه، خسته اما پر امید، آماده رفتن به دل منطقه شدیم و خود را برای یک گشت چند ساعته آماده کردیم، سوار خودروی سرمحیطبان اکبر میرزا کریمی شدیم.
هنوز وارد منطقه پناهگاه حیات وحش کاوده نشده بودیم و ابتدای راه بودیم که نخستین دیدارمان با حیاتوحش رقم خورد، دستهای از قوچ و میش که با چالاکی از تپهها بالا میرفتند و در دل صخرهها و بلندیها پناه میگرفتند، تماشای این حیوانات در زیستگاه طبیعیشان، یادآور این حقیقت است که در پس هر صخره و بر فراز هر تپه، زندگی جریان دارد، زندگیای که ادامه آن به امنیت زیستگاه و دور ماندن از تهدیدها وابسته است.
هرچه بالاتر میرفتیم، چهره کوهستان دگرگونتر میشد، به آسمان نزدیک تر می شدیم، کوه های رنگارنگ به حدی زیبا و باشکوه ایستاده بودند که محو عظمتشان شدیم، رگههای آبی، قرمز، زرد و نارنجی بر پیکر کوهها نقش بسته اند، جلوتر که رفتیم چشماندازی شبیه کوههای مریخی پیش رویمان نمایان شد، منظرهای شگفتانگیز که در کنار درختان پراکنده سقز، جلوهای متفاوت به این پهنه طبیعی بخشیده اند، با ورود به زون امن منطقه و صعود تا ارتفاع حدود هزار و ۸۰۰ متری، بیش از پیش با ارزش این زیستگاه و ضرورت حفاظت از داشتههای طبیعی آن آشنا شدیم.
خودروی سر محیط بان میرزاکریمی همچنان پیش می رفت و ما در انتظار دیدن گله های قوچ و میش در حالی که محکم دسته های خودرو را گرفته بودیم به اطراف نگاه می کردیم، به ناگاه یک گله از دوردست نمایان شد، گله ای حدود ۵۰ تا ۶۰ راس قوچ و میش، برای بهتر دیدن توقف کردیم، دوربین ها بیرون آمدند، فاصله زیاد بود، اما به هر حال نخواستیم که این فرصت را از دست بدهیم و تا جایی که امکان داشت عکس و فیلم گرفتیم.
محیط بان میرزاکریمی گفت سوار شوید می خواهم شما را تا کنار گله ببرم، سوار شدیم و خودرو به راه افتاد، بعد از گذر از چند پیچ در تپه روبروی خود دوباره یک گله دیگر را دیدیم اما باز هم فاصله زیاد بود، برای اینکه بتوانیم بهتر ببینیم و تصویر واضح تری از این حیوانات زیبا را ثبت کنیم نیاز داشتیم که نزدیک تر شویم و تنها راه رفتن میانبر از میان کوه ها و سنگلاخ ها بود، بنابراین محیط بان خودرو را در حالت کمک قرار داد و دل به کوه زدیم، به اشتیاق از نزدیک دیدن این حیوانات زیبا، بالا و پایین رفتن خودرو در میان سنگ ها چندان به چشممان نمی آمد، بعد از گذر از دو تپه ، بالاخره به نقطه مدنظر رسیدیم، خودرو خاموش شد و آرام پیاده شدیم تا صدای اضافی ایجاد نشود و حیوانات رم نکنند.
آرام آرام از تپه پیش رو بالا رفتیم، حتی نفس ها را هم در سینه حبس کرده بودیم که مبادا موجب فرار کردن گله شویم، صدای آرام چیک چیک دوربین بلند شد و همه ما محو زیبایی و شکوه این حیوانات شدیم، ایستادنشان به حدی منظم و در یک خط بود که گویی در مقابل دوربین ژست گرفته بودند، ناگهان باد وزید و حیوانات شروع به دویدن کردند، محیط بان گفت باد بوی ما را به مشامشان رساند، در یک لحظه از تپه پایین رفتند و ناپدید شدند. باد به حدی سرد بود که بدنمان می لرزید، ناگهان قطرات باران به صورت دانه های یخ شروع به باریدن کرد، جالب این بود که فقط آسمان همان نقطه ای را که در آنجا ایستاده بودیم ابری سیاه پوشانده بود و می بارید کمی آنطرف تر خبری از باران نبود.
سوار خودرو شدیم، باید آن راه سنگلاخ را دوباره بر می گشتیم، خودروی محیط بانی با دنده سنگین، آرام و با طمانینه سربالایی را شکافت و پیش رفت، به جاده رسیدیم، البته جاده که چه بگویم یک راه باریک خاکی که فقط به اندازه چرخ های خودرو بود، وقتی به پایین نگاه می کردم سرم گیج رفت، انتهای دره پیدا نبود، در دلم گفتم خدا به خیر کند، من که یک تجربه تلخ از تصادف در ماموریت ارومیه داشتم، قلبم به تپش درآمد، اما محیط بان به حدی به راه مسلط بود که با خیال راحت و با اطمینان از رانندگی او به مشاهده مناظر اطراف پرداختم.
پیچ ها را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتیم، در حال صحبت کردن بودیم که ناگهان تصویری زیبا و با شکوه مقابلمان نمایان شد، یک گله از قوچ و میش با سرعت در حال بالا آمدن از تپه پیش روی ما بودند، ابتدا متوجه ما نشده بودند و آرام و با وقار پیش می رفتند، خودروی ما هم در حال حرکت به سمت آنها بود، گویی همزمان متوجه حضور همدیگر شده بودیم، سرعتشان را زیاد کردند و با عجله از مقابل ما و از میان جاده عبور کردند و در پشت تپه بعدی آنطرف جاده ناپدید شدند، فاصله آنقدر کم بود که سفیدی زیر شکم این حیوانات زیبا به خوبی دیده می شد، فاصله حدود ۱۰ متر بود، به حدی لحظه ناب و زیبایی بود که شکوه آن قابل وصف نیست، دوربین ها تا جایی که امکان داشت آن زیبایی را به تصویر کشیدند اما آن دقایقی که داخلش بودیم و از نزدیک می دیدم بسیار لذتبخش بود به طوری که نفس ها در سینه حبس شده بود.
در سکوت کوه پیش می رفتیم پیچ و خم ها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاشتیم، با نگاه کردن به دوردست ها آرامشی به جانمان تزریق می شد که شلوغی و همهمه شهر فراموش شد، ناگهان صدایی به گوش رسید، محیط بان گفت ناشی از فعالیت معدن است، گویی انسان قصد ندارد دست از سر طبیعت بردارد، این سکوت و زیبایی همیشه برقرار نیست، صدای فعالیت معدن سنگ در دل کوه، آرامش کوهستان را برهم میزد و یادآوری میکرد که طبیعت، حتی در محدودههای حفاظت شده، از فشار فعالیتهای انسانی در امان نیست، جلوتر که رفتیم تک درختانی نظرمان را به خود جلب کرد، درختان سقز بودند که به صورت پراکنده در دل کوهستان روییده بودند و خدا را شکر که در شمار درختان ممنوعالقطع قرار دارند وگرنه مشخص نبود که از دست این انسان سرنوشتشان چه می شد، این درختان زیبا بخشی از سرمایه طبیعی این منطقهاند، سرمایهای که حفاظت از آن تنها با ثبت یک عنوان و تعیین مرزهای قانونی محقق نمیشود، بلکه به مراقبت مستمر و پاسداری از زیستگاه نیاز دارد.
اینجا، در پناهگاه حیات وحش کاوده، میان عطر نان محلی روستا، عبور قطار از دل تاریخ، فرار چابک قوچ و میش بر دامنهها و سکوت کوههایی با رنگهای شگفتانگیز، میتوان معنای واقعی حفاظت از طبیعت را لمس کرد، طبیعتی که هم میراث نسلهای گذشته و هم امانتی برای آیندگان است.
در این محدوده، گونههای متنوعی از پرندگان شکاری و دیگر پرندگان زیست می کند، از نظر حیاتوحش نیز گونههایی مانند قوچ و میش در منطقه حضور دارند و با توجه به موقعیت جغرافیایی منطقه، در بخشهای شرقیتر و در مسیر شاهرود و دامغان نیز گونههای متنوعی از حیاتوحش مشاهده میشود.
یکی از ویژگیهای مهم این منطقه، قرار گرفتن آن در مرز دو زیستگاه متفاوت، یعنی جنگلهای هیرکانی و منطقه رویشی ایران ـ تورانی است، همین موقعیت جغرافیایی موجب شده گونههای جانوری، پرندگان و پوشش گیاهی متعلق به هر دو زیستگاه در این محدوده حضور داشته باشند و منطقه از تنوع زیستی قابلتوجهی برخوردار باشد.
همانطور که در جاده پیش می رفتیم گرم گپ و گفت با محیط بان اکبر میرزا کریمی بودیم که به بیان دشواری ها، زیبایی های حفاظت و خاطراتی که در دوره ۲۴ سال سابقه محیط بانی در پناهگاه حیات وحش کاوده در شهرستان فیروزکوه با حدود ۷۴ هزار هکتار وسعت پرداخت و گفت: باید از طبیعت و تک تک رفتار حیوانات درس بگیریم.
وی به خاطره ای از رفتار یک روباه اشاره کرد و گفت: یک روز در همین منطقه، تقریباً در همین فصل از سال، برای گشتزنی آمده بودم. کمی دیرتر از زمان معمول بود و تنها بودم. موتورم را در محلی متوقف کردم تا خنک شود. در همان حوالی صحنهای دیدم که برایم بسیار جالب بود.
محیط بان ادامه داد: روباهی را در آغل گوسفندان دیدیم البته خالی بود، دیدم که روباه پشم گوسفندان را جمع کرد و مقدار زیادی از آن را در دهانش نگه داشت، با دقت نگاه میکردم تا ببینم چه کاری انجام میدهد، روباه بهآرامی و قدمبهقدم به سمت یک استخر آب رفت و در حالی که پشم را در دهان داشت، با احتیاط وارد آب شد، ابتدا دمش را داخل آب گذاشت و بعد بهتدریج پاهایش را وارد آب کرد، این حرکت آنقدر آرام انجام شد که حدود پنج تا ۱۰ دقیقه طول کشید تا بدنش کاملاً زیر آب رفت، پس از مدتی، فقط پوزه روباه و پشمی که در دهان داشت، روی سطح آب دیده شد، چند دقیقه به همین شکل در آب ماند و سپس ناگهان پشم را کنار انداخت و از آب بیرون آمد.
وی افزود: کنجکاو شدم بدانم چه اتفاقی افتاده است. به محل رفتم و پشم را از آب بیرون آوردم. وقتی آن را بررسی کردم، متوجه شدم پر از کنه است، به نظر میرسید روباه با استفاده از آب و پشم، روشی برای جدا کردن کنهها از بدنش پیدا کرده بود، این تجربه یکی از مشاهدات جالب من از رفتار حیاتوحش در این منطقه است.
همانطور که پیش می رفتیم به منطقه ای که تقریبا دشت بود رسیدیم، ایستادیم تا محیط بان با دوربینش نگاهی به اطراف بیندازد، به اصطلاح خودشان دوربین بکشد، دوربین کشید اما آنجا گله ای مشاهده نشد، از فرصت استفاده کردم و از سرمحیط بان میرزا کریمی خواستم که چند دقیقه ای همانجا بنشینیم و درباره منطقه ، محیط بانی و سختی ها و شیرینی های این شغل صحبت کنیم، استقبال کرد، روی سنگی نشستیم و او با همان سرزندگی که از بدو ورود ما به منطقه داشت شروع کرد به صحبت کردن.
پناهگاه حیات وحش کاوده نیازمند تقویت امکانات و تجهیزات حفاظتی است
پناهگاه حیات وحش کاوده در شهرستان فیروزکوه، حدود ۷۴ هزار هکتار وسعت دارد و نزدیک به نیم قرن است که تحت حفاظت قرار گرفته است، این منطقه در گذشته به عنوان منطقه شکار ممنوع معرفی شده بود و در حدود سه سال اخیر، با همین وسعتی که عرض کردم، به پناهگاه حیات وحش ارتقا یافته است.
در این منطقه ۲ پاسگاه، شامل پاسگاه پشتکوه و پاسگاه محیطبانی انزها، در ۲ نقطه مستقر است، همچنین ساخت یک جانپناه و ایجاد امکانات در چند نقطه حساس منطقه نیز برای حفاظت بهتر و ارتقای سطح حفاظت پیشبینی شده است.
وضعیت نیروی انسانی و امکانات حفاظتی در این منطقه چگونه است
بر اساس استانداردهای جهانی، به ازای هر هزار هکتار باید یک محیطبان فعالیت کند، اما محیطبانان سختکوش و سبزپوش سازمان حفاظت محیط زیست، با تعصب و علاقهای که به مناطق تحت حفاظت خود دارند، در عمل هفت تا هشت برابر این میزان را پوشش میدهند.
در حال حاضر، در ۲ پاسگاه منطقه برای وسعت حدود ۷۴ هزار هکتار ۶ تا هفت محیطبان مشغول خدمت هستند، همیاران محیط زیست، جوامع محلی و مشارکتهای مردمی نیز در کنار محیطبانان حضور دارند و برای حفاظت از این منطقه فعالیت میکنند.
وضعیت جمعیت حیات وحش در پناهگاه حیات وحش کاوده چگونه است و چه گونههایی در این منطقه مشاهده میشوند
جمعیت گونههای مختلف در این منطقه رشد خوبی داشته است، از گونههای شاخص منطقه میتوان به قوچ و میش اشاره کرد، پلنگ ایرانی نیز از گونههای ارزشمند این منطقه است.
گرگ، کفتار، تشی و انواع پرندگان از جمله کبک، عقاب و باز شکاری نیز در این منطقه حضور دارند و جمعیت گونههای مختلف در حال رشد است، همچنین ثبت حضور گونههایی مانند گربه پالاس را در این منطقه داشتهایم.
خوشبختانه اخیراً جفتگیری پلنگ را نیز در همین منطقه مشاهده کردیم که این رویداد بهوسیله ما و محیطبانان به تصویر کشیده شد.
وضعیت جمعیت حیات وحش در منطقه چگونه است
در سالهای اخیر، با توجه به اینکه آمارهای این منطقه مورد راستیآزمایی قرار گرفت، موضوع رشد جمعیت حیات وحش نیز مورد توجه قرار داشت.
ما آماری معادل سه هزار و ۶۴۷ رأس گونه حیات وحش را به سازمان محیط زیست ارسال کرده بودیم که این آمار تا حدودی برای سازمان محل پرسش بود و لازم بود صحت آن بررسی شود. فکر میکنم اگر اشتباه نکنم، این موضوع مربوط به چهار یا پنج سال اخیر بود.
مدیران ارشد سازمان به منطقه آمدند و بازدید میدانی انجام دادند. در جریان راستیآزمایی، مشخص شد که جمعیت حیات وحش منطقه نسبت به آماری که قبلاً اعلام کرده بودیم، هزار رأس بیشتر شده است، همچنین حضور یک قلاده پلنگ نیز ثبت شد که خودشان آن را مستندسازی و تصویربرداری کردند.
از طرف دیگر، باید توجه داشته باشیم که نمیتوان درباره جمعیت حیات وحش بهصورت قطعی صحبت کرد؛ برای مثال، نمیتوان گفت اگر امسال گلهای ۱۰۰ رأسی داریم، سال آینده حتماً با زادآوری به ۲۰۰ رأس میرسد. حیات وحش با عوامل مختلفی مواجه است؛ از جمله بیماریها، شکار غیرمجاز و تلفات طبیعی، گرگ و پلنگ نیز از گونههای شکارچی هستند که از سایر جانوران تغذیه میکنند و این موضوع بخشی از چرخه طبیعی حیات وحش است.
از نظر سازمان حفاظت محیط زیست و بر اساس معیارهای علمی و کارشناسی، اگر جمعیت حیات وحش یک منطقه حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش پیدا کند، میتوان آن را رشد جمعیتی مطلوبی ارزیابی کرد. در این منطقه رشد جمعیتی قابل توجهی داشتهایم و شاهد افزایش جمعیت حیات وحش بودهایم؛ بهطوری که بر اساس برآوردهای ما، رشد جمعیت در این منطقه حدود ۱۰ تا ۱۵ برابر بوده است.
در حال حاضر، برآورد شما از جمعیت حیات وحش منطقه چقدر است؟ آیا سرشماری دقیقی انجام شده است
آمارهایی که ارائه میکنیم تقریبی است، زیرا با توجه به وسعت منطقه تاکنون نتوانستهایم تمام منطقه را بهطور کامل پوشش دهیم، برای اینکه بتوانیم سرشماری دقیق و راستیآزماییشدهای انجام دهیم، به نیروی انسانی بیشتر، تجهیزات مناسب و مشارکت گستردهتر جوامع محلی و سازمان نیاز داریم.
اگر بخواهیم سرشماری دقیق و اصولی در کل منطقه انجام دهیم، لازم است حدود پنج تا ۶ روز تا یک هفته برای این کار زمان اختصاص دهیم.
بر اساس آمار تقریبی موجود، محیطبانان پاسگاه محیطبانی انزها حدود پنج هزار و ۳۰۰ رأس و پاسگاه پشتکوه نیز حدود ۲ هزار و ۷۰۰ رأس حیات وحش را برآورد کردهاند، همچنین بر اساس برآورد تقریبی ما، مجموع جمعیت حیات وحش در مناطق آزاد شهرستان فیروزکوه نیز در نظر گرفته میشود و آمار تقریبی حیات وحش منطقه به حدود ۱۱ تا ۱۲ هزار رأس میرسد.
این آمارها نشاندهنده رشد جمعیت حیات وحش در سالهای گذشته است. البته برای دستیابی به آمار دقیقتر، باید سرشماری جامعتری با پوشش کامل منطقه انجام شود.
به نظر شما بزرگترین تهدید برای گونههای حیات وحش در این منطقه چیست
به نظر من، دامداری سنتی یکی از موضوعاتی است که باید به آن توجه شود. البته نمیتوان دامداری را بهطور کلی تهدید دانست، اما اگر بتوانیم به سمت شیوههای بهروزتر دامداری حرکت کنیم و ورود دام به مناطق را مطابق زمانبندی مقرر مدیریت کنیم، شرایط بهتری برای حفاظت فراهم میشود.
در حال حاضر، برخی دامداران زودتر از موعد مقرر وارد محدودههای مورد نظر میشوند، ما با وجود کمبود نیروی انسانی، تلاش میکنیم این وضعیت را کنترل کنیم، اما حضور دام بیش از ظرفیت منطقه، فقط مختص منطقه ما نیست و بسیاری از مناطق کشور با این مسئله مواجه هستند.
از سوی دیگر، با توجه به کاهش نزولات آسمانی و بارندگی در سالهای گذشته، بسیاری از مناطق با خشکسالی روبهرو شدهاند. این شرایط، مسئله حضور دام و فشار بر منابع طبیعی و زیستگاههای حیات وحش را به یکی از معضلات مهم تبدیل کرده است.
به نظر من، اگر بتوانیم محدودههای امن بیشتری در منطقه تعریف کنیم و تعداد بهرهبرداران و دامدارانی را که در این محدودهها فعالیت میکنند، مدیریت و محدود کنیم، شرایط برای حفاظت از حیات وحش بهتر خواهد شد.
خوشبختانه زونبندی منطقه انجام شده و این موضوع در طرح مدیریت منطقه نیز پیشبینی شده است. در حال حاضر، در تلاش هستیم این برنامهها را اجرایی کنیم و فشار بر زیستگاهها را کاهش دهیم تا در آینده شاهد وضعیت محیط زیستی بهتری باشیم.
یکی از موضوعات مهم دیگری که به نظر من باید مورد توجه قرار بگیرد، مسئله معادن و ضرورت بازنگری و اصلاح قانون معادن است، بارها گفتهام که قانون معادن باید اصلاح شود.
برای مثال، محدودهای که در حال حاضر تحت حفاظت قرار گرفته و ارتقای حفاظتی پیدا کرده است، همچنان با مشکل فعالیت معادن مواجه است، در این منطقه دو معدن وجود دارد؛ یکی معدن تأمین ماسه و دیگری معدن باریت، این معادن پیش از ارتقای حفاظتی منطقه، مجوز اکتشاف داشتهاند به همین دلیل، متأسفانه تاکنون نتوانستهایم درباره وضعیت آنها به نتیجه مطلوبی برسیم.
درخواست ما این است که سازمان حفاظت محیط زیست از طریق مراجع ذیصلاح، موضوع را پیگیری کند تا امکان ابطال مجوزهای مربوط به این معادن بررسی شود یا حقوق قانونی و مالکانه معدنداران بهگونهای تعیین تکلیف شود که حفاظت از منطقه نیز آسیب نبیند.
وقتی شورای عالی محیط زیست محدودهای را برای حفاظت در نظر میگیرد و بر حفظ شرایط طبیعی و بکر آن تأکید میشود، باید مشخص باشد که فعالیتهایی مانند معدنکاری تا چه اندازه با اهداف حفاظتی منطقه سازگار است. اگر قرار باشد منطقهای حفاظت شود، اما فعالیتهای ناسازگار با حفاظت در آن ادامه پیدا کند، این پرسش مطرح میشود که حفاظت از چنین منطقهای چگونه باید محقق شود.
در همین زمینه، درخواست من این است، موضوع بازنگری و اصلاح قانون معادن در ارتباط با مناطق چهارگانه تحت حفاظت و همچنین سایر مناطق طبیعی کشور مورد توجه قرار بگیرد تا بتوانیم با ضوابط روشنتر و هماهنگتر، از محیط زیست حفاظت کنیم.
در طرح مدیریت منطقه، چه محدودههایی برای حفاظت و فعالیتهای مختلف پیشبینی شده است
در طرح مدیریت، محدودههای مختلفی برای منطقه پیشبینی شده است. از جمله، زون امن در نظر گرفته شده که ضوابط حفاظتی خاص خود را دارد. بر اساس آنچه در طرح پیشبینی شده است، حتی در صورت وقوع آتشسوزی در این محدوده، محیطبانان نیز مجاز به مهار آتش در آن محدوده نخواهند بود؛ این موضوع مطابق ضوابطی است که در طرح مدیریت پیشبینی شده است.
ما منطقه را به سه بخش زونبندی کردهایم و زون تفرجگاهی نیز برای آن در نظر گرفته شده است. بخشهای مختلف منطقه و کاربریهای مورد نظر نیز در طرح مدیریت پیشبینی شده است.
امیدواریم این طرح هرچه زودتر اجرایی شود، زیرا منطقه ما از ظرفیتهای طبیعی خوبی برخوردار است و میتوان با اجرای صحیح برنامههای مدیریتی، از این محدوده بکر و ارزشمند به شکل بهتری حفاظت کرد.
شغل محیطبانی سرشار از خاطرات مختلف است. آیا خاطره خاصی از دوران خدمت خود دارید که برای ما تعریف کنید
محیطبانی، شغلی شیرین و سرشار از خاطره است، از زمانی که صبح وارد منطقه میشویم، اتفاقات و خاطرات مختلفی برایمان رقم میخورد؛ البته در کنار خاطرات شیرین، خاطرات تلخی هم وجود دارد، در مدت ۲۴ سال محیط بانی، حدود ۶ یا هفت مورد سابقه تصادف و درگیری با متخلفان شکار و صید داشتهام، در یکی از این حوادث نیز از سوی متخلفان شکار و صید، در ناحیه پای چپ مورد سوءقصد قرار گرفتم.
یکی از خاطراتی که هیچوقت فراموش نمیکنم، مربوط به سالهای ابتدایی خدمتم است، آن زمان تلفن همراه در مناطق تحت حفاظت ما آنتن نمیداد و برای ارتباط با یکدیگر از بیسیم دستی استفاده میکردیم.
یک روز به همراه یکی از همکارانم، در ارتفاعات منطقه متوجه حضور سه نفر متخلف شدیم. چون دو نفر بودیم، تصمیم گرفتیم بهصورت نامحسوس و در دو گروه حرکت کنیم. موتورهایمان را در مسیر جاده گذاشتیم، مسیرهای حرکتی را مشخص کردیم و با استفاده از بیسیم دستی به سمت متخلفان رفتیم.
آن زمان، اواخر آبان یا آذرماه بود و بارش برف و شرایط زمستانی در منطقه آغاز شده بود. ما حرکت کردیم، اما به دلیل مه و شرایط نامساعد جوی نتوانستیم به متخلفان نزدیک شویم.
در مسیر بازگشت، با بیسیم با یکدیگر در ارتباط بودیم و قرار بود به محل موتورها برگردیم؛ اما شدت بارش برف، کولاک و بههمریختگی شرایط جوی به حدی بود که مسیر را گم کردیم.
این اتفاق هیچوقت از خاطرم نمیرود. به دلیل سرمای شدید، باتری بیسیم من تمام شد و دیگر امکان برقراری ارتباط نداشتم. تا حدودی با منطقه آشنا بودم و تلاش کردم خودم را به محدودهای که موتورها را در آن گذاشته بودیم، برسانم، اما در نهایت مسیر را گم کردم.
برف با شدت به صورتم میخورد و دید بسیار محدودی داشتم. به جایی رسیده بودم که حتی روشن کردن آتش هم کمکی نمیکرد؛ زیرا همکارم نمیتوانست مرا ببیند.
در آن شرایط، ناچار شدیم از سلاح سازمانی خود استفاده کنیم. من با کلاش تیراندازی میکردم و همکارم نیز با شنیدن صدای تیرها پاسخ میداد. به این ترتیب، با شلیکهای متوالی تلاش کردیم جهت یکدیگر را تشخیص دهیم و به هم نزدیک شویم.
سرانجام، پس از تحمل شرایط بسیار سخت و تلاش فراوان، توانستیم مسیر را پیدا کنیم و به موتورها برسیم و خودمان را نجات دهیم. این خاطره یکی از تجربههای دشوار و فراموشنشدنی دوران خدمت من است.
گاهی تصور میشود محیطبانان در تقابل با مردم محلی قرار دارند. به نظر شما مردم چه شناختی باید از شغل محیطبانی و وظایف این نیروها داشته باشند
به نظر من، بدون مشارکت مردم، با توجه به کمبود امکانات، تجهیزات، خودرو و نیروی انسانی، حفاظت از مناطق بسیار دشوار خواهد بود. اگر جوامع محلی در کنار محیطبانان نباشند، ما بهتنهایی نمیتوانیم وظیفه حفاظت را بهدرستی انجام دهیم.
خوشبختانه مردم خوبی داریم و بسیاری از جوامع محلی، منطقه خود را دوست دارند و نسبت به محیط زیست آن احساس مسئولیت میکنند.
در میان مردم منطقه، افرادی هستند که در سالهای گذشته مرتکب تخلف شده بودند، اما بعدها متوجه شدند که مسیر اشتباهی را در پیش گرفتهاند. آنها سلاحهای خود را کنار گذاشتند و اکنون در کنار محیطبانان برای حفاظت از منطقه همکاری میکنند.
این افراد در فعالیتهایی مانند لایروبی آبشخورها و سرشماری حیات وحش به ما کمک میکنند و در حفاظت از زیستگاهها مشارکت دارند.
البته انتظار ما این است که این مشارکتها بیش از پیش گسترش پیدا کند و مردم تصور نکنند که مناطق تحت حفاظت محیط زیست متعلق به محیطبانان است، بلکه این مناطق متعلق به مردم است و ما نیز امانتداران همین مردم هستیم.
انتظار داریم مردم در کنار ما باشند و برای صیانت و حفاظت از محیط زیست و حیات وحش منطقه خود تلاش کنند، زیرا حفظ این سرمایههای طبیعی، مسئولیتی مشترک است و همه باید در قبال آن احساس وظیفه کنیم.
مهمترین مطالبات محیطبانان برای بهبود وضعیت حفاظت از مناطق تحت مدیریت چیست
به نظر من، یکی از مهمترین مطالبات محیطبانان در سراسر کشور، کمبود نیروی انسانی است. موضوع دیگر، کمبود تجهیزات بهروز و پیشرفته است.
امروز دنیا، دنیای فناوری و پیشرفت است، ما میتوانیم با استفاده از دوربینهای هوشمند، پهپادها و فناوریهای روز، بسیاری از مناطق را با سهولت بیشتری پوشش دهیم، این تجهیزات کمک میکنند محیطبانان کمتر در معرض خطر حوادث جادهای، درگیریها و مواجهه با متخلفان شکار و صید قرار بگیرند.
یکی دیگر از موضوعاتی که به نظر من اهمیت زیادی دارد، فرهنگسازی است. این کار باید از مدارس آغاز شود. لازم است مفاهیم محیط زیست و زیستشناسی در کتابهای درسی مورد توجه قرار بگیرد تا بتوانیم فرهنگ حفاظت از محیط زیست را به کودکان و نسل آینده آموزش دهیم.
محیط زیست امانتی است که به دست ما سپرده شده و باید به نسل آینده نیز منتقل شود. بنابراین باید به فرزندانمان آموزش دهیم که چگونه از مواهب الهی بهدرستی استفاده کنند و در حفظ این امانت کوشا باشند.
با توجه به بازدید میدانی از منطقه، به نظر شما سختترین بخش کار حفاظت از این محدوده چیست
همانطور که خودتان هم مشاهده کردید، بخشهایی از منطقه صخرهای و صعبالعبور است و زیستگاه بزهای وحشی به شمار میرود. افراد غیربومی، سودجو و متخلف نیز گاهی به این مناطق وارد میشوند.
در چنین شرایطی، ما باید مسیرهای طولانی و دشواری را طی کنیم. بعضی از مسیرها بسیار سخت و صعبالعبور هستند و در برخی نقاط نیز متخلفان از موقعیت جغرافیایی منطقه و اشراف خود بر محیط استفاده میکنند.
محیطبانان در سرما و گرما، ساعتها و حتی شبهای متوالی در منطقه می مانند، گاهی سه، چهار یا پنج شب منتظر میمانند تا بتوانند متخلفان را شناسایی کنند و در صورت فراهم شدن شرایط، به نتیجه برسند، البته همیشه هم موفقیت تضمینشده نیست.
حفاظت از مناطق صخرهای و سختگذر، به تجهیزات و امکانات بهروز نیاز دارد، به نظر من، امکانات و تجهیزاتی که در حال حاضر در اختیار محیطبانان قرار دارد، در مقایسه با امکانات و ابزارهایی که متخلفان شکار و صید ممکن است در اختیار داشته باشند، چندان متناسب و عادلانه نیست.
سازمان حفاظت محیط زیست برای رفع این مشکلات چه اقداماتی انجام داده است
در اینجا جا دارد از همه مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست قدردانی و تشکر کنم. مسئولان سازمان تلاش کردهاند تا جای ممکن و امکاناتی را که در اختیار داشتهاند، برای محیطبانان اختصاص دهند.
البته با توجه به دشواری کار محیطبانی و شرایط سخت مناطق صعبالعبور، انتظار ما این است که امکانات بیشتری در اختیار نیروها قرار بگیرد تا بتوانیم حفاظت بهتری از حیات وحش داشته باشیم و امانتی را که به ما سپرده شده است، بهخوبی برای نسلهای آینده حفظ کنیم. امیدواریم بتوانیم امانتداران شایستهای برای طبیعت و حیات وحش کشور باشیم.