اجازه نداریم کنسرت‌ها را قیمت‌گذاری کنیم/ ضرورت تشکیل صنف تهیه‌کنندگان موسیقی

تهران- ایرنا- مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به افزایش قیمت بلیت کنسرت‌ها در یک سال اخیر گفت: هیچ دستورالعمل و ابلاغیه قانونی نداریم که به ما اجازه دهد در قیمت‌گذاری بلیت کنسرت‌ها به صورت مستقیم نقش داشته باشیم و تعدیل قیمت‌ها نیازمند تشکیل صنف تهیه‌کنندگان موسیقی است.

به گزارش خبرنگار موسیقی ایرنا، سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ۳۱ فروردین ماه ۱۴۰۴ طی حکمی بابک رضایی را به سمت مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب کرد. توجه به سند ملی موسیقی و اجرایی‌سازی سیاست‌های مندرج در آن، حفظ و ارتقای جایگاه استادان موسیقی ایران، تقویت و گسترش موسیقی نواحی ایران، توجه به اعزام گروه‌های موسیقی فاخر ایرانی و اجرا در کشورهای مختلف و تقویت دیپلماسی فرهنگی و هنری جمهوری اسلامی ایران، تقویت شوراهای شعر و موسیقی و توجه ویژه به محتواهای ارائه شده توسط هنرمندان و فعالان عرصه موسیقی، صیانت از مجوزهای صادر شده و برنامه‌ریزی برای تقویت مصرف فرهنگی موسیقی اصیل ایرانی به‌ ویژه در کودکان و نوجوانان از جمله مواردی است که در این حکم مورد تاکید قرار گرفت.

رضایی دارای کارشناسی ارشد مدیریت فرهنگی است و از جمله سوابق مدیریتی و اجرایی وی می‌توان به مدیرعاملی انجمن موسیقی ایران، طراح و برگزارکننده نخستین نمایشگاه موسیقی و آثار شنیداری تهران و سلسله برنامه‌های شب‌های موسیقی ایران، مدیر اجرایی جشنواره‌های مختلف از جمله جشنواره موسیقی فجر، جشنواره ذکر و ذاکرین، مدیر اجرایی و هنری ارکستر سمفونیک تهران، موسس و مدیر مسئول پایگاه اطلاع‌رسانی موسیقی ایران اشاره کرد.

حوزه موسیقی در یک سال اخیر با توجه به جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم با چالش‌ها و مشکلات بسیاری از جمله برگزار نشدن کنسرت‌های موسیقی به دلیل شرایط نامناسب در کشور، مشکلات معیشتی هنرمندان، افزایش قیمت بلیت کنسرت‌ها، کمبود سالن‌های مناسب برگزاری کنسرت، مشکلات قضایی برخی از هنرمندان موسیقی پاپ، بازنگری در سند ملی موسیقی مواجه بوده است. مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خبرگزاری ایرنا حضور پیدا کرد و ضمن پرداختن به موضوع‌ها و مشکلات حوزه موسیقی و هنرمندان این حوزه، به سوالات خبرنگار ایرنا پاسخ داد که در ادامه می‌آید.

شما از اردیبهشت ‌ماه ۱۴۰۴ در سمت مدیرکل دفتر موسیقی به عنوان مهم‌ترین نهاد موسیقی کشور است، فعالیت خود را آغاز کردید. در یک سال اخیر با چالش‌های مختلفی از جمله جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم مواجه بوده‌ایم. لطفاً در رابطه با وضعیت موسیقی و چالش‌هایی که با آنها مواجه بوده‌اید، توضیح بفرمایید.

خیلی خوشحالم که از دریچه دوربین رسمی خبرگزاری جمهوری اسلامی با مخاطبان عزیز کشورمان صحبت می‌کنم و باعث افتخار است که امروز توفیق شد در خدمت شما و اصحاب خبرگزاری معتبر کشورمان باشم. همان طور که اشاره کردید. از اول اردیبهشت‌ ماه سال گذشته فعالیتم را دفتر موسیقی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کردم. متأسفانه شرایط کشور مدام درگیر اتفاقات و نوساناتی بود که آن تمرکز و سازماندهی که برای پیشبرد اهداف و افکارمان نیاز داشتیم، وجود نداشت.

هر چند ما هم مانند سایر ارکان دولت و کشور تمام تلاش، سعی و مساعی خود را به کار بستیم؛ چه شخص بنده و چه همه همکارانم که عملا با کمک آنها و با دستان پرتوان و تجارب ارزشمندشان کارها را پیش می‌بری،. تمام تلاشمان را کردیم تا بتوانیم از این گردنه‌ها و پیچ‌ها عبور کنیم و به نحوی، فعالیت‌های موسیقی را در کشور پیش ببریم. فکر می‌کنم موسیقی کارنامه نسبتا موفقی هم داشته است؛ علتش این است که در تمام این فراز و نشیب‌ها، موسیقی ایران مثل همیشه زنده و پویا در کنار مردم و در کنار اتفاقات اجتماعی کشور حضور داشته است. بیشترین سهم را در همراهی و تاب‌آوری مردم در جنگ‌های دوم و سوم تحمیلی، حوزه موسیقی انجام داده است.

موسیقی در جنگ ۱۲روزه، اولین هنری بود که در صحنه حضور پیدا کرد، هنرمندان موسیقی اولین صنفی بودند که با شعار تاب‌آوری و همبستگی و با این باور که باید جریان زندگی دوباره به مسیر معمول و مرسوم خودش بازگردد؛ همان پیامی که رهبر عزیز انقلاب اسلامی ارسال کرده بودند به میادین آمدند و حضور پیدا کردند. امروز درست است که بیش از ۲۰۰ روز از حضور مردم در میادین پس از شروع جنگ تحمیلی سوم می‌گذرد و با افتخار از آن یاد می‌کنیم اما یادمان نرود که در جنگ ۱۲روزه، اولین قشری که این نهضت و حضور میدانی و این همبستگی و کنار هم بودن را حول هنر فاخر موسیقی فریاد زدند و لبیک‌گوی فرمان وقت رهبری بودند، همین هنرمندان موسیقی بودند. آنها به میادین آمدند، در کنار مردم بودند و عملا آثار بسیار زیادی توسط هنرمندان موسیقی از جنگ ۱۲روزه و بعد از آن در جنگ رمضان تولید شد.

این روند تا امروز همچنان تداوم دارد و در برنامه‌ریزی‌ها و برنامه‌های آهنگسازان، هنرمندان و همه اهالی موسیقی، توجه به مضامین مختلفی که بتواند حقانیت مردم عزیزمان را در برابر تمام این ظلم‌هایی که در این جنگ‌ها به ما شده، با زبان بین‌المللی موسیقی به گوش دنیا برساند و فریاد بزند، همچنان در دستور کار هنرمندان موسیقی کشور قرار دارد.

موسیقی در جنگ ۱۲روزه، اولین هنری بود که در صحنه حضور پیدا کرد، هنرمندان موسیقی اولین صنفی بودند که با شعار تاب‌آوری و همبستگی و با این باور که باید جریان زندگی دوباره به مسیر معمول و مرسوم خودش بازگردد؛ همان پیامی که رهبر عزیز انقلاب اسلامی ارسال کرده بودند به میادین آمدند و حضور پیدا کردند.

آیا رویدادهایی هم در یک سال اخیر تدوین شده بودند که به دلیل شرایط کشور لغو شدند؟ اگر ممکن است در این رابطه و چالش‌هایی که با آنها روبه‌رو بوده‌اید، توضیح بفرمایید.

رویدادی در یک سال اخیر لغو نشده است، البته آغاز فعالیت من در دفتر موسیقی، با برگزاری هفدهمین دوره جشنواره موسیقی نواحی در استان هرمزگان و بندرعباس مصادف شد که این جشنواره متأسفانه به دلیل انفجار ناراحت‌کننده‌ بندر شهید رجایی در هرمزگان عملا نیمه‌تمام ماند و ادامه آن به خاطر شرایط ویژه‌ای که در بندرعباس و هرمزگان به وجود آمد، امکانپذیر نبود. همین جا لازم می‌دانم به خانواده همه جانباختگان آن حادثه تسلیت بگویم و برای این عزیزان از خداوند منان آرزوی علو درجات کنم.

سال گذشته جشنواره موسیقی جوان را بسیار خوب و عالی برگزار کردیم. برگزاری جشنواره موسیقی فجر هم، هر چند بر اساس طراحی و برنامه‌ریزی ‌پیشین ما محقق نشد اما بالاخره «آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید»، در حد سال‌های گذشته یا در همان ابعاد، توانستیم جشنواره را به لطف خدا برگزار کنیم.

ایده‌ها، طرح‌ها و برنامه‌های بسیار زیادی را به دلیل سابقه و تجربه کار در حوزه موسیقی و فعالیت در مجموعه موسیقی وزارت فرهنگ داشتم و بنا داشتیم پیاده‌سازی و اجرا کنیم؛ تقریبا بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد از طرح‌ها، ایده‌ها و برنامه‌هایمان را نتوانستیم محقق کنیم. دلیلش این بود که وضعیت و شرایط کشور در شرایط ویژه و خاصی قرار داشت و اتفاقاتی رخ داد که به نظرم هر کدام از آنها می‌توانست بنیان یک حکومت را تغییر دهد اما این کشور به برکت خون شهدای بزرگی که در این سال‌ها از این کشور و کیان آن دفاع و محافظت کردند، به لطف خدا و توجه آقا امام زمان (عج) همچنان پایدار و سربلند به راه خود ادامه می‌دهد و ان‌شاءالله این پرچم تا ابد در همه گیتی برافراشته خواهد بود.

بعد از اتفاقات و جنگ‌های اخیر و ناآرامی‌های دی‌ ماه سال گذشته، بسیاری از هنرمندان موسیقی کشور نتوانستند کنسرت برگزار کنند و از لحاظ معیشتی دچار مشکل شدند. آیا حمایتی از این هنرمندان انجام شد؟ همچنین بعد از اینکه برگزاری کنسرت‌ها از سر گرفته شد، برخی از هنرمندان که می‌خواستند روی صحنه بروند، با دیدگاه‌های مختلف و نامناسبی از سوی دیگر هنرمندان یا حتی مردم مواجه شدند، نظرتان در این رابطه چیست؟

متأسفانه بخشی از اتفاقات، از جمله جنگ ۱۲روزه، مانع از اجرای کنسرت‌ها بود و پس از آن نیز بلافاصله وارد ماه‌های محرم و صفر شدیم که طبیعتاً موانعی را به همراه داشت. پس از محرم و صفر سال گذشته، تا خواستیم کنسرت‌ها را از سر بگیریم، متأسفانه وقایع دی ‌ماه به وجود آمد. نتیجه و برآیند وقایع دی‌ ماه علاوه بر اینکه شرایط امنیتی کشور را دستخوش وضعیتی کرد که برگزاری کنسرت‌ها دیگر در آن امکانپذیر نبود، به نوعی فضایی را در شبکه‌های اجتماعی رقم زد که خاطر هنرمندان را مکدر کرد و شرایطی به وجود آورد که تا حدی آنها خود را از صحنه جدا کردند.

در این شرایط، مشکلات معیشتی و مسائل دیگری برای هنرمندان ایجاد شد. در آن ایام تمام تلاشمان را کردیم تا آنجا که امکانپذیر است، این گروه‌ها را همچنان فعال نگه داریم حتی سفارش‌هایی که در رابطه با آثار مرتبط با موضوع جنگ و مسائل اجتماعی به هنرمندان داده می‌شد، بخشی از آن پیرو همین هدف بود تا شاید بتوان بدین ‌وسیله کمکی کرد و حداقل مانع از پاشیده شدن و از بین رفتن این گروه‌ها شد.

وقتی در بخش اول صحبتم گفتم که هنر موسیقی به عنوان اولین، مهم‌ترین و پویاترین هنر در این اتفاقات وسط میدان بوده است، مسلماً دشمنی با این هنر هم بیشتر از بقیه می‌شود. اینکه عده‌ای در فضای مجازی شروع به تخریب هنرمندان، مقابله با آنها و خدای ناکرده توهین، بی‌احترامی و منکوب کردن این افراد کردند، به نظرم بخشی از آن توسط همان ستون پنجم دشمن یا رسانه‌های وابسته به آنها هدایت می‌شد که تلاش کردند این شعله پرفروغ و پرنور را خاموش کنند اما موفق نشدند. چون این مجموعه توانست خود را دوباره بازسازی و سازماندهی کند و به لطف خدا می‌بینیم که از بعد از محرم و صفر، کنسرت‌ها دوباره آغاز شده‌اند.

ترجیح هنرمندان این بود که کنسرت‌هایشان را از شهرستان‌ها شروع کنند. یکی از دلایلش این بود که پس از این دوره طولانی توقف فعالیت، نیازمند این بودند که این موتور دوباره به حرکت دربیاید. برای آنها اجراهای تهران اهمیت حرفه‌ای داشت؛ آنها می‌خواستند پیش از آنکه آمادگی بالای خود را در اجراهای تهران به نمایش بگذارند، با توجه به آن دوره فترت و تعطیلی‌هایی که به وجود آمده بود، یک تمرین مجدد داشته باشند تا آمادگی‌شان را به اوج برسانند. به همین دلیل فعالیت خود را از شهرهای کوچک‌تر که شاید تعداد مخاطب کمتری دارند یا تا پیش از این کمتر توانسته بودند در آنها کنسرت برگزار کنند، آغاز کردند.

علاوه بر این، یکی دیگر از دلایلشان این بود که به دنبال تولید آثار جدید بودند. همزمان که می‌بینیم این کنسرت‌ها در شهرهای مختلف ایران در حال برگزاری است، از آن طرف شاهد هستیم که قطعات و آثار جدید هنرمندان نیز برای دریافت مجوز تک‌آهنگ به دفتر موسیقی می‌رسد و روال اداری‌شان طی می‌شود. استنباط من این است که آنها پس از اینکه تولیداتشان به اندازه‌ای برسد که بتوانند کنسرت‌های تهران را هم با این آثار تازه برگزار کنند، برنامه‌های تهران را نیز از سرمی‌گیرند. هر چند که واقعاً نمی‌دانم چرا برخی اصرار دارند بپرسند چرا در تهران برنامه نیست؟ این همه سال که همه برنامه‌ها در تهران بود، چرا هیچ ‌کس اعتراض نمی‌کرد که چرا این برنامه‌ها در شهرهای دیگر برگزار نمی‌شود؟

چرا خوانندگان پاپ که به گفته شما قرار بود کنسرت‌های چندهزارنفری خود را اواخر شهریورماه در سالن‌های بزرگ برگزار کنند، امکانپذیر نشد و اکنون بیش از یک ماه از آن تاریخ گذشته است؟

این کنسرت‌ها برگزار شدند. تقریباً از اواخر شهریورماه در سالن رزمال و مرکز همایش‌های برج میلاد کنسرت برگزار شد. در همین ایام، دو کنسرت‌نمایش؛ «آرش» در سالن هتل اسپیناس و «سیاوش» در زمین تنیس مجموعه فرهنگی‌ ورزشی انقلاب اجرا شدند که در این آثار خوانندگان و هنرمندان صاحب‌نامی حضور داشتند.

به هر حال این ‌گونه نبوده که فضای فرهنگی تهران کاملاً خالی از برنامه‌های موسیقی باشد؛ شاید تعداد اجراها به آن اندازه‌ای که در گذشته بوده، نبوده است. دلایل متعددی وجود داشته؛ بسیاری از این سالن‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات فرهنگی‌ هنری آن‌ طور که من شنیده‌ام حتی بخشی از پرسنل خود را تعدیل کرده بودند. به همین دلیل، امکان فعال‌سازی مجدد آنها کمی سخت بود.این دوره طولانی یک‌ ماهه، دوماهه‌ یا سه ‌ماهه، شامل سالن‌هایی نبود که اداره‌شان توسط افراد رسمی دولت انجام شود و حقوق ثابتی دریافت کنند، آنها نیز درآمد و هزینه‌هایشان از محل همین اجراها و برنامه‌ها تأمین می‌شد تا بتوانند نیرو جذب کنند و فعالیتشان را پیش ببرند.

این ‌گونه نبوده که فضای فرهنگی تهران کاملاً خالی از برنامه‌های موسیقی باشد؛ شاید تعداد اجراها به آن اندازه‌ای که در گذشته بوده، نبوده است. دلایل متعددی وجود داشته؛ بسیاری از این سالن‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات فرهنگی‌ هنری آن‌ طور که من شنیده‌ام حتی بخشی از پرسنل خود را تعدیل کرده بودند.

دغدغه‌های دیگری هم وجود داشت؛ ما همچنان در شرایط جنگی به سر می‌بریم و وضعیت ما هنوز کاملاً استیبل، معمولی یا اصطلاحاً سفید نشده است. ما همچنان درگیر هستیم و هر آن ممکن است دوباره به ما حمله شود. از آن طرف دیگر، دولت یا مجموعه ما واقعاً توان مالی و این استطاعت را ندارد که به تهیه‌کنندگان و هنرمندان بگوید که کنسرت برگزار کنند، اگر جنگ شد، ما خسارت‌هایشان را پرداخت می‌کنیم، تهیه‌کننده هم براساس توان مالی خود محاسبه می‌کند که اگر برای کنسرتی بلیت‌فروشی کند و یک‌ دفعه جنگ شود، چطور قرار است هزینه‌هایش را جبران کند؟

بعد از جنگ ۱۲روزه، یک‌سری اتفاقات افتاد که برایمان جدید بود؛ شاید سرمایه برای هر کدام از این مؤسسات و شرکت‌ها وجود داشت که دوباره این ریسک را بکنند اما در شرایط فعلی، تهیه‌کننده می‌گوید که با این وضعیتی که وجود دارد، اگر چند میلیارد تومان برای اجاره سالن، تبلیغات، اطلاع‌رسانی و برنامه‌ریزی هزینه کند و بعد یک ‌دفعه اتفاقی بیفتد، تمام این پول و سرمایه‌ام از بین برود، چه می‌شود؟ این‌ها همه نقش بازدارنده دارد؛ یعنی کنسرت‌گذار و تهیه‌کننده دیگر رغبتی برای برگزاری کنسرت ندارد. اکنون برخی می‌پرسند چرا کنسرت‌ها در شهرستان‌ها برگزار می‌شود؟ واقعیت این است که بسیاری از این شهرستان‌ها کمی از فضای جنگ و درگیری دورتر هستند و شرایط در آنها راحت‌تر است.

علاوه بر این، برنامه‌هایی که در استان‌ها برگزار می‌شود، در سالن‌هایی با ظرفیت پایین‌تر و هزینه‌های کمتر است. تجهیزات و امکاناتی که آنجا استفاده می‌شود نیز در سطح پایین‌تر و با حجم کمتری است که برای تهیه‌کننده هزینه کمتری به همراه دارد و تبلیغات کمتری هم نیاز دارد. بنابراین، میزان ریسک و از بین رفتن یک برنامه در شهرستان یعنی آن عدد مالی که تهیه‌کننده را متضرر می‌کند قاعدتاً رقم مناسب‌تر و پذیرفته‌شدنی‌تری است تا اینکه بخواهد برنامه‌ای بزرگ در تهران برگزار کند و در صورت بروز مشکل، امکان جبران آن ضرر و زیان وجود نداشته باشد.

در رابطه با قیمت‌ها اشاره کردید، سال گذشته بهای بلیت بعضی از کنسرت‌ها نامتعارف افزایش یافت و به بیش از ۳ میلیون تومان رسید. آیا چارچوبی برای قیمت‌گذاری و تعیین یک دامنه مشخص وجود ندارد؟ اساساً چنین چارچوبی را چگونه می‌توان تدوین کرد؟ همچنین پیش‌تر جلساتی با تهیه‌کنندگان موسیقی داشتید، آیا این جلسات به نتیجه مشخصی رسیده‌اند؟

ما هیچ دستورالعمل و ابلاغیه قانونی نداریم که به ما اجازه دهد در قیمت‌گذاری بلیت کنسرت‌ها به صورت مستقیم نقش داشته باشیم. البته ابلاغیه‌های کلی وجود دارد؛ به‌ ویژه پس از جنگ ۱۲روزه، دولت ابلاغ کرد که دستگاه‌های دولتی باید خدمات مختلف را کنترل کنند تا اجازه افزایش بی‌رویه قیمت‌ها داده نشود.

اما از طرف دیگر، با توجه به شرایط جنگی، درگیری‌ها، تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی، با تورمی افسارگسیخته در کشور روبه‌رو هستیم. نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم بخش خصوصی که برای اجرای یک برنامه موسیقی وارد میدان می‌شود، عملاً با همان قیمت‌های گذشته کار را پیش ببرد. همه هزینه‌ها و دستمزدها افزایش پیدا کرده است؛ برای نمونه، مواد اولیه چاپ بنر مثل پلاستیک و متریال مصرفی چندین برابر شده است. فردی که می‌خواهد یک بنر در داخل یا بیرون سالن نصب کند، نسبت به سال گذشته چند برابر هزینه می‌پردازد. این هزینه را از کجا باید تأمین کند؟

از سوی دیگر، جریان و شرایط اقتصادی ایران آن‌ قدر پویا نیست که بگوییم حامیان مالی بزرگی حضور دارند و این هزینه‌ها را پوشش می‌دهند؛ بنابراین ناگزیر شاهد این افزایش قیمت‌ها هستیم. با این حال، از همه تهیه‌کنندگان و هنرمندان موسیقی تشکر می‌کنم که در این یک سال و نیم گذشته نهایت همکاری را با دفتر موسیقی داشتند، توجیه‌ها و توصیف‌های ما را پذیرفتند و تلاش کردند این افزایش به حداقل ممکن برسد یعنی تا حد و مرزی که پایین‌تر از آن دیگر امکانپذیر نبود و به زیان ختم می‌شد. با توجه به شرایط فعلی اقتصاد، به نظرم قیمت بلیت کنسرت‌ها باید بیش از چهار یا پنج برابر می‌شد اما اکنون نهایتاً ۵۰ درصد رشد پیدا کرده است؛ سال گذشته سقف قیمت بلیت ۲ میلیون تومان بود و امسال سقف آن به ۳ میلیون تومان رسیده است. منظور این است که با وجود این عدد، اتفاق خیلی بزرگی نیفتاده است.
ما هیچ دستورالعمل و ابلاغیه قانونی نداریم که به ما اجازه دهد در قیمت‌گذاری بلیت کنسرت‌ها به صورت مستقیم نقش داشته باشیم. البته ابلاغیه‌های کلی وجود دارد؛ به‌ ویژه پس از جنگ ۱۲روزه، دولت ابلاغ کرد که دستگاه‌های دولتی باید خدمات مختلف را کنترل کنند تا اجازه افزایش بی‌رویه قیمت‌ها داده نشود.

آیا دولت حق دخالت یا امتیازی برای تعدیل کردن این قیمت ندارد؟

خیر، به نظرم، مهم‌ترین چیزی که باید به وجود بیاید، تشکیل صنف تهیه‌کنندگان موسیقی است. تهیه‌کنندگان باید در قالب این صنف دور هم بنشینند، هزینه‌ها را محاسبه کنند و اعداد و رقم‌ها را استخراج کنند، در مقابل، ما نیز به عنوان دولت باید بر این فرآیند نظارت داشته باشیم. روند کار باید به این شکل باشد که تهیه‌کننده بگوید هزینه‌های من اقلام یک تا چهار است و من نیز به واسطه جایگاه تخصصی‌ام، آن هزینه‌ها را تأیید می‌کنم و می‌پذیرم. هزینه‌هایی نظیر صوت، نور، پذیرایی پشت صحنه، اجاره سالن و تبلیغات باید همگی محاسبه شوند. پس از آن، صنف بر اساس هزینه‌های تمام‌شده تعیین کند که به هر صندلی چه قیمتی تعلق می‌گیرد.

علاوه بر این، قیمت‌گذاری‌ها باید بسیار متنوع باشند. برای مثال، وقتی یک کنسرت در سالنی ۳ هزار نفری یا ۵ هزار نفری برگزار می‌شود، دستمزد و هزینه مترتب بر آن گروه تغییر نمی‌کند؛ یعنی گروه به صرف اجرا در سالن بزرگ‌تر، پول بیشتری مطالبه نمی‌کند اما از آن طرف، سالنی با گنجایش ۵۰۰ نفر ضمن اجاره پایین‌تر، شرایط متفاوتی نسبت به یک سالن ۵ هزار نفری دارد. بنابراین، اعداد و رقم‌ها باید باهم متفاوت باشند و نباید بگوییم سقف قیمت بلیت‌ها از اول تا آخر، ۲ میلیون و کف آن ۷۰۰ هزار تومان باشد. خیر؛ قیمت‌ها باید متناسب با سالن‌ها تغییر کند؛ مثلاً قیمت بلیت یک سالن ۲ میلیون تومان، سالنی دیگر ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان و سالنی دیگر ۳ میلیون تومان باشد.

با این وجود، این‌ گونه برداشت می‌شود که خوانندگان پاپ برای برگزاری کنسرت، به دلیل افزایش قیمت‌ها، به استان‌های دیگر کوچ کرده‌اند؛ چون به نظر می‌رسد در سایر استان‌ها قیمت‌ها پایین‌تر است و می‌توانند کنسرت‌هایشان را برگزار کنند. قطعاً سالن‌هایی که در شهرستان‌ها هستند قیمت پایین‌تری دارند و ممکن است از نظر هزینه سالن برای تهیه‌کننده به ‌صرفه‌تر باشند اما همان‌ طور که گفتم، متغیرهای زیادی برای برگزاری کنسرت وجود دارد. همان‌ اندازه که اجرا در شهرستان از نظر قیمت سالن پایین‌تر است، ظرفیت سالن‌های شهرستان‌ها نیز پایین‌تر است و امکانات آنها هم محدودتر است.

از طرف دیگر، وقتی هنرمند و تهیه‌کننده‌ای یک کنسرت در تهران برگزار می‌کنند ممکن است خیلی بیشتر مورد توجه و اقبال قرار بگیرد، در حالی که همان کنسرت در شهرستان ممکن است کمتر دیده شود. این‌ها دیگر چیزهایی است که به عهده خود تهیه‌کننده‌هاست.

ما از یک طرف می‌گوییم دولت و حاکمیت باید بخش خصوصی را به رسمیت بشناسد، کارها را واگذار کند و فعالیت‌ها را به دست بخش خصوصی بسپارد اما از طرف دیگر، خود مجموعه دولت را مدام تحت فشار قرار می‌دهیم که دولت باید بیای دخالت کند، چرا بلیت کنسرت موسیقی انقدر است؟ گویا در کل کشور قیمت ارزاق عمومی نزولی است و فقط بلیت کنسرت روند صعودی دارد!، وقتی در کشور همه ‌چیز روند صعودی دارد و تورم وجود دارد، قیمت بلیت کنسرت هم تابعی از آنهاست و این را هم باید بپذیریم.

اینکه برخی این موضوعات را مدام به مردم پمپاژ می‌کنند، یک‌سری رسانه‌ها که معلوم نیست از کجا آمده‌اند و با چه مبنایی این مسائل را هر دقیقه پمپاژ می‌کنند، جالب است که جلوی قاب دوربین هم می‌نشینند و می‌گویند: «ما نمی‌دانیم!» اگر نمی‌دانید، باید اول به دانایی خودتان شک کنید؛ اصلاً بروید خودتان را معالجه کنید! مگر می‌شود آدم نداند؟ می‌گویند: «نمی‌دانیم (کنسرت) چرا برگزار نمی‌شود، نمی‌دانیم چرا پول (کنسرت) این‌ گونه است، نمی‌دانیم چرا فلان اتفاق نمی‌افتد!»، این نمی‌دانیم‌ها اتفاقاً از سوی افرادی است که خیلی بیشتر از بقیه می‌دانند؛ چون خودشان دستندرکارند و در این حوزه فعالیت می‌کنند. چون خودشان وقتی دستمزد خواننده‌ای را که برایش کار می‌کنند را به چند برابر افزایش داده‌اند، (از این موضوع بیشتر مطلع هستند) وقتی آنها برای خواننده‌شان مطالبه چندبرابری دارند، چطور نمی‌دانند چرا بلیت کنسرت گران می‌شود؟ چطور نمی‌دانند چرا سالن باید گران شود؟

آن سالن هم هزینه‌های آب‌ برق و استهلاک را دارد. اگر تا دیروز برای تعمیر سیستم سرمایشی سالن یک میلیون تومان هزینه می‌شد، اکنون باید ۱۰ میلیون تومان پرداخت کرد. سالنی که دائم در حال استفاده است و مطالبه من به عنوان کسی که می‌خواهم از آن استفاده بکنم، این است که سیستم تهویه، سرمایش و گرمایشش درست باشد، همه اینها نیازمند هزینه است، این پول را که از جیبم نمی‌توانم پرداخت کنم. یک مثلی هست که می‌گویند ملانصرالدین یک تخم‌مرغ را می‌خرید یک قران، بعد یک قران هم می‌داد رنگش می‌کرد و بعد می‌فروخت ۱۰ شاهی! آیا چنین چیزی منطقی است و می‌شود این‌ کار را کرد؟، فردی سالنی را با هزینه‌های بسیاری اداره می‌کند، طبیعی است که برای تامین هزینه‌ها و سود، باید رقمی بالاتر از هزینه‌هایش دریافت کند.

این است که من نمی‌فهمم چرا برخی در رسانه‌ها می‌گویند که «ما نمی‌دانیم!». متوجه این «نمی‌دانم»ها نمی‌شوم؛ این کارها چیزی جز تشویش اذهان عمومی و لطمه‌ زدن به جریان هنر نیست. اتفاقاً آن افراد ژست همراهی با موسیقی را می‌گیرند، دوست دارم این نکات را در رسانه رسمی کشور عرض کنم؛ چرا که گاهی به من ایراد گرفته‌اند که مصاحبه نمی‌کنم. می‌خواهم بگویم در اتاقم به روی همه خبرنگاران حداقل در این دوره کوتاهی که در خدمت موسیقی کشور بودم، باز بوده است. هیچ‌ وقت از مصاحبه کردن و گفت و گو با خبرنگاران و رسانه‌ها ابایی نداشته‌ام؛ چون چیزی پنهان ندارم و به عنوان یکی از اصول مدیریت، حضور رسانه و خبرنگاران را باور دارم؛ چرا که می‌دانم حضور آنها کمک می‌کند خیلی از ناگفته‌ها را با مردم در میان بگذاریم.

البته برای من مهم است که مخاطبم کیست و چه کسی از من سؤال می‌پرسد. من حتماً با آغوش باز پاسخگوی رسانه رسمی هستم اما به رسانه غیررسمی هیچ ‌موقع جوابی ندارم و اصلاً دلیلی ندارد آن را به رسمیت بشناسم اما با رسانه رسمی عرض می‌کنم که بنده پاسخگوام و این پاسخ را به ضرس قاطع و با سر افراشته و قد بلند عرض می‌کنم که هنرمندان موسیقی واقعاً با مردم همراهی می‌کنند.

به هر حال هنر موسیقی، هنری است که هزینه‌های زیادی برایش مترتب است. متاسفانه از این فرآیند بودجه ضعیف حوزه فرهنگ که مبتلابه این کشور شده طی اعصار مختلف که بخشی از آن هم به دلیل همین خباثت‌ها، جنایت‌ها و هجمه‌های ناجوانمردانه‌ای بوده که آمریکا، کشورهای غربی و امپریالیسم جهانی به ما داشته‌اند و مردم را تحت فشار قرار داده‌اند، این فشاری که دنیا به ما وارد کرده، در بودجه حوزه فرهنگ هم متاسفانه ایجاد شده است. امروز این بودجه حداقلی و کوچک هنر و فرهنگ، برای حوزه موسیقی هم خیلی کوچک‌تر است و عملاً امکان اینکه بتوانیم در بخش‌هایی سوبسید بدهیم، حمایت و کمک کنیم وجود ندارد.

بارها و بارها آقایان فریاد می‌زنند که سالن‌های دولتی باعث گرانی می‌شوند! مگر امام حسین نگفت که اگر دین ندارید، آزادمرد باشید؟ شما اگر واقعاً سواد ندارید، کمی مطالعه کنید، سالیان سال است که دولت به دلیل مشکلات و گرفتاری‌هایی که داشته، سالن‌هایش را برون‌سپاری کرده است. درست است که این سالنی برای وزارت کشور است و سالنی دیگر برای نهاد دولتی دیگری است اما برای اداره آنها، به دلیل نبود یا ضعف بودجه، برون‌سپاری شده‌اند. در برون‌سپاری، به یک مجموعه واگذار شده حتی ممکن است بگویند به عنوان مثال به کانون بازنشستگان سازمانی واگذار شد. آن کانون بازنشستگان هم برای ۲۰-۱۵ پرسنلی که آنجا را اداره می‌کنند، برای پرداخت هزینه‌های آب، برق و گاز، تعمیرات وسایل و تعمیر صندلی‌ای که من مخاطب فردا می‌خواهم در آن کنسرت بروم و روی آن صندلی بنشینم، باید هزینه کند. آن نهاد هم بر اساس هزینه‌ها، عدد و رقم‌ها را محاسبه می‌کند و رقم نهایی را تعیین می‌کند.سالیان سال است که دولت به دلیل مشکلات و گرفتاری‌هایی که داشته، سالن‌هایش را برون‌سپاری کرده است. درست است که این سالنی برای وزارت کشور است و سالنی دیگر برای نهاد دولتی دیگری است اما برای اداره آنها، به دلیل نبود یا ضعف بودجه، برون‌سپاری شده‌اند.

تشکیل صنف موسیقی باید مورد توجه قرار گیرد. اکنون بیش از یک سال است با تک ‌تک تهیه‌کنندگان موسیقی صحبت کرده‌ام، خواهش کرده‌ام، جلسات مکرر و متعدد تشکیل داده‌ام و تشویق کرده‌ام که صنف تهیه‌کنندگان موسیقی را ایجاد کنند و با خرد جمعی صنف به یک عدد و رقم مشخص برسند. ما هم کنار آنها قرار می‌گیریم تا درباره جزئیات هزینه‌ها توجیه شویم. بعد، صنف بتواند این موضوع را اعلام کند که به عنوان مثال در ۶ ماه نخست سال ۱۴۰۶، رقم بلیت‌های کنسرت بر اساس این پارامترها و این عدد و رقم‌ها با میزبان مشخصی تعیین می‌شود. این یک موضوع اجتناب‌ناپذیر است.

در این صورت، ما هم به عنوان حاکمیت، دولت و ناظر، آن عدد و رقم‌ها را بررسی می‌کنیم؛ اگر ایراد یا قل ‌و غشی در آن بود، می‌توانیم تصحیح کنیم و اگر نبود، تأیید می‌کنیم. مخاطب هم با این اعتماد که صنف عددی را مشخص کرده و حاکمیت هم آن را بررسی و تأیید کرده است و قیمت تمام‌شده مشخص می‌شود و مخاطب با خیالی آسوده برای بلیت کنسرت هزینه می‌کند.

به عنوان مثال شما یک بطری شیر از مغازه یا سوپرمارکت خریداری می‌کنید که قیمتی روی آن درج شده است. به استناد اینکه اتحادیه لبنیات کشور به آن عدد رسیده و مثلاً وزارت بازرگانی یا سازمان حمایت از مصرف‌کننده و تولیدکننده آن را تایید کرده‌اند، می‌پذیرید که قیمت تمام‌شده‌اش همین است؛ دیگر مجبور است بطری شیر را براساس همان قیمت خریداری کنید و اگر مبلغ مورد نظر را ندارید، آن را خریداری نمی‌کنید.

این موضوعات خیلی بدیهی است که متاسفانه فکر می‌کنم برخی در این شرایطی که کشور نیاز به همبستگی، آرامش، تفاهم و رفاقت دارد، این چیزهای خیلی پیش‌پاافتاده را نادیده می‌گیرند. متاسفانه کشش روانی لازم را ندارند و احساس می‌کنند با مطرح کردن این نوع حرف‌ها می‌توانند غائله‌ای در کشور ایجاد کنند و مردم را ناراضی کنند. افراد اندکی هم ممکن است در این میان از شنیدن این حرف‌ها تهییج یا نگران شوند؛ چون آنها اطلاعی ندارند و فقط همین پمپاژ حرف‌های نادرست را می‌شنوند که قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند و کسی پاسخگو نیست در صورتی که ما هر روز در دفتر موسیقی شرایط و قیمت‌ها را رصد و پیگیری می‌کنیم.

مدتی پیش، اخبار و سخنانی مطرح شد که قیمت بلیت فیلم- کنسرت گروه «داریس» که توسط فیدیبو برگزار می‌شد، به ۳ میلیون تومان رسید، در این کنسرت ۱۵۰ هنرمند روی صحنه بودند و به دلیل اجرای موسیقی فیلم، مدت زمان کنسرت حدود دو ساعت بود. هیچ‌ کس به این جزئیات فکر نمی‌کند. برنامه‌ای با مدت زمان یک ساعت و نیم با برنامه‌ای دو ساعته، متفاوت است، در گذشته هم در سینما، قیمت فیلمی با مدت زمان دو ساعت با فیلمی با مدت زمان یک ساعت و بیست دقیقه متفاوت بود. کنسرت گروه «داریس» با مدت زمان دو ساعت و حضور ۱۵۰ نوازنده روی صحنه رفت. این در حالی بود که سال گذشته سقف بلیت کنسرت ۲ میلیون تومان بود و اکثر گروه‌های پاپ ۱۵-۱۰ نفر بودند و ارکسترهای بزرگ پاپ زیر ۳۰ نفر هستند.

همچنین سال گذشته قیت بلیت یک کنسرت پاپ (روزبه نعمت‌اللهی) ۳ میلیون تومان اعلام شد و مانع فروش آن شدیم و گفتیم که آنها باید از آن سقف عرفی که خود تهیه‌کننده‌ها پذیرفته‌اند پیروی کنند. گاهی وقت‌ها شیطنت‌هایی می‌شود و یکی‌دو نفر اعداد بالا اعلام می‌کنند و به ‌اصطلاح انفجاری ایجاد می‌کنند تا ببینند وضعیت چطور می‌شود و قیمت‌ها را بالا ببرند. ما با این موارد مقابله می‌کنیم اما به آن عرفی که خودشان با حساب ‌و کتاب پذیرفته‌اند، قائل هستیم.

تأکیدی که بر روی رعایت عرف داریم، همین است. امسال هم با وجود شرایط قیمت‌ها که ابتدا اعلام کردم، تا نیمه اول سال تلاش کردیم سقف ۲ میلیون تومان را حفظ کنیم. تنها همان کنسرت گروه «داریس» بود که بلیت آن ۳ میلیون تومان شد؛ دلیلش هم این بود که ۱۵۰ نوازنده روی صحنه داشت و مدت زمان برنامه دو ساعت بود. فکر می‌کنم هر کسی که آن کالا را به عنوان یک کالای فرهنگی مصرف کرده باشد، این حق را می‌دهد که بگوید که این‌ها بیش از چند برابر یک کنسرت ۲ میلیونی انرژی گذاشته‌اند، حضور هنرمندان در آنجا گسترده بوده، یک کار بسیار بزرگ و فاخر انجام شده و بابتش چنین هزینه‌ای شده است.

ادامه دارد.....