10:23 - 1405/08/08
کد خبر: 86306349
همسایه‌ای که حذف نمی‌شود؛ امنیت در کنار ایران یا امنیت علیه ایران؟

تهران-ایرنا- در ماه‌های پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران کشورهای عربی جنوب خلیج فارس بیش از گذشته از ضرورت بازنگری در معماری امنیتی منطقه سخن می‌گویند، اما هنوز بر سر بنیادی‌ترین پرسش آن توافق ندارند: ایران شریک ساختن این نظم است یا دشمنی که نظم باید برای مهار آن سازمان یابد؟ عمان حذف تهران را خطایی ساختاری می‌خواند و تصور خصومت بنیادین ایران و اعراب را رد می‌کند؛ در مقابل، بخشی از ادبیات سیاسی و رسانه‌ای منطقه، حتی هنگام دعوت به همکاری، با زبان تعیین حدود، مطالبه حسن نیت و تهدید به ائتلاف علیه ایران سخن می‌گوید.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، مسئله خلیج فارس صرفا اختلاف در مورد شکل یک معماری امنیتی جدید نیست؛ بر سر جایگاهی است که دیگر کشورهای منطقه آمادگی دارند برای جمهوری اسلامی ایران بپذیرند. پذیرش اینکه تهران را نمی‌توان از معادلات منطقه حذف کرد، هنوز در همه پایتخت‌های عربی به پذیرش حق برابر ایران برای مشارکت در امنیت مشترک، منجر نشده‌است. برای گروهی از سیاست‌گذاران کشورهای عربی، ایران زمانی می‌تواند شریک باشد که پیشاپیش شروط کشورهای دیگر را بپذیرد، رفتار و ماهیتش را تغییر دهد و به شکلی در آید که مورد پسند این کشورها باشد؛ گویی جمهوری اسلامی ایران قرار است به شکل پادشاهی‌های جنوب خلیج فارس درآید و به نظمی ازپیش‌تعریف‌شده بپیوندد، نه اینکه همراه همسایگان در ساختن این نظم جدید سهم داشته باشد.

اگر قرار است اعتمادسازی مبنای نظم تازه باشد، این رویکرد نمی‌تواند آزمونی یک‌طرفه برای اثبات حسن نیت ایران باقی بماند.میان موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرهای برخی مقام‌های کشورهای عربی به وضوح شاهد نوعی تناقض در مورد همکاری با ایران هستیم؛ از یک سو، سخن از گشودن درهای معماری امنیتی به روی ایران است و از سوی دیگر، زبان امر و نهی و تهدید همراهی با فشار نظامی آمریکا به کار می‌رود. هم‌زمان، مرتبا از سوی متحدان آمریکایی کشورهای جنوب خلیج فارس نیز پیشنهادهایی مطرح می‌شود که اسرائیل را در مرکز شبکه دفاعی منطقه قرار می‌دهد و ایران را «دشمن مشترک» آن تعریف می‌کند. چنین الگویی، بیش از آنکه جایگزین منطق پیشین باشد، بازآرایی همان سیاست «امنیت علیه ایران» با ابزارها و شرکای تازه است.

از منظر تهران، تناقض زمانی برجسته‌تر می‌شود که مطالبه تضمین امنیت از ایران، با پذیرش مسئولیت متقابل همراه نباشد. نمی‌توان از تهران خواست نگرانی‌های امنیتی همسایگان را به رسمیت بشناسد، اما مطالبه ایران درباره استفاده‌نشدن از خاک و امکانات همان کشورها برای تجاوز به سرزمین ایران بیرون از دستور کار بماند. اگر قرار است اعتمادسازی مبنای نظم تازه باشد، این رویکرد نمی‌تواند آزمونی یک‌طرفه برای اثبات حسن نیت ایران باقی بماند.

دشواری بازطراحی امنیت خلیج فارس، پیش از تدوین پیمان‌ها و ایجاد نهادهای تازه، به تغییر ذهنیت بازمی‌گردد: عبور از این پرسش که «چگونه می‌توان ایران را مهار کرد»، به این پرسش که «چگونه می‌توان امنیت ایران و همسایگانش را هم‌زمان تضمین کرد».

عمان؛ نقد مبنای دشمنی، نه صرفاً دعوت به مذاکره

بدر بن حمد البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، در سخنرانی ۴ آبان در کالج گرتون دانشگاه کمبریج، مسئله امنیت فراگیر در خلیج فارس را فراتر از اختلاف‌های جاری میان کشورهای منطقه و تجاوز نظامی فعلی صورت‌بندی کرد. او کنارگذاشتن ایران و تعریف امنیت منطقه بر مبنای مقابله با آن را از مخرب‌ترین اولویت تحمیل‌شده به منطقه از بیرون دانست.

«هر معماری امنیتی خلیج فارس که ایران را در بر نگیرد، ذاتاً ناپایدار و از نظر ساختاری معیوب است.»البوسعیدی در سخنرانی خود گفت: «این رویکرد، نظام منطقه‌ای ناپایداری پدید آورد که بر تصور باطل خصومت بنیادین منطقه‌ای میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس بنا شده است. چنین خصومت بنیادینی وجود ندارد.» در نگاه وزیر خارجه عمان، مشارکت ایران امتیازی نیست که پس از حل همه اختلاف‌های سیاسی به تهران اعطا شود، بلکه یکی از شروط ایجاد نظم پایدار است.

البوسعیدی تأکید کرد: «هر معماری امنیتی خلیج فارس که ایران را در بر نگیرد، ذاتاً ناپایدار و از نظر ساختاری معیوب است.» او با یادآوری نشست نوامبر ۱۹۷۶ مسقط، خواستار احیای گفت‌وگوی هر هشت کشور ساحلی شد و گفت: «هدف باید دستیابی به پیمان عدم تجاوز میان هر هشت کشور باشد.»

پیشنهاد او قطع شراکت‌های خارجی نیست؛ تغییر جایگاه آنهاست. البوسعیدی تصریح کرد این شراکت‌ها نباید محور امنیت منطقه باشند و بهتر است به‌تدریج بیشتر به همکاری اقتصادی و سرمایه‌گذاری در آینده مشترک هشت کشور تبدیل شوند.

چارچوب مشترک، مطالبه یک‌طرفه

هر چند قطر به عنوان یکی از کشورهای دوست و همراه ایران در طول ماه‌های گذشته تلاش‌های بی‌وقفه‌ای برای احیای دیپلماسی و حل و فصل مسالمت‌آمیز مسائل انجام داده‌ اما حتی در میان برخی سیاستمداران این کشور نیز تناقض آشکاری در دعوت به همکاری برای امنیت منطقه و تصویرسازی از ایران به عنوان دشمن وجود دارد.

ابراهیم الهاشمی، مدیر اداره رسانه و ارتباطات وزارت خارجه قطر، در نشست خبری ۵ آبان خود خواستار چارچوب امنیتی مبتنی بر احترام به حاکمیت کشورها و عدم تجاوز متقابل شد. اما در همان نشست، تأکید کرد ایران باید اظهارات مثبت خود را به اقدامات عملی تبدیل کند؛ از جمله با پایان‌دادن به تهدیدها علیه کشورهای منطقه و تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز. او از آمادگی کشورهای شورای همکاری برای چارچوب امنیتی سخن گفت و مسئولیت نشان‌دادن حسن نیت را متوجه تهران کرد.

این دوگانگی در اظهارات حمد بن جاسم بن جبر آل ثانی، نخست‌وزیر و وزیر خارجه پیشین قطر، صریح‌تر دیده می‌شود. او سه هفته پیش نوشت «اکنون روشن شده است که ایران دشمن اصلی ماست»، اما بلافاصله تأکید کرد این سخن به معنای کنارگذاشتن تلاش برای «صلح و روابط روشن با ایران» نیست. چند روز بعد نیز جغرافیا را عامل ضرورت همزیستی با ایران دانست و خواستار گفت‌وگوی جمعی کشورهای شورای همکاری با تهران شد. این مواضع نشان می‌دهد پذیرش اجتناب‌ناپذیری رابطه با ایران الزاماً به عبور از دشمن‌انگاری نینجامیده است: همسایه همچنان «دشمن اصلی» نامیده می‌شود، حتی هنگامی که صلح با او ضرورتی جغرافیایی شناخته می‌شود.

انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات متحده عربی، این دوگانگی را صریح‌تر توضیح داده است. او در نشستی در دبی، گفت: «ما همسایه‌ایم؛ از نظر جغرافیایی همسایه‌ایم» و افزود باید کانال‌های تازه‌ای برای تفاهم پیدا کرد. قرقاش، مطابق میان رابطه و اعتماد تفکیک کرد: «روابط یک ضرورت است و باید با ایران ارتباط و روابطی مبتنی بر گفت‌وگوی باز داشته باشیم؛ گفت‌وگویی که از مسائل روزمره فراتر برود.» اما هم‌زمان گفت: «برای بازسازی این اعتماد به سال‌ها زمان نیاز داریم.»

در کنار این موضع رسمی، روایت تندتری نیز در فضای رسانه‌ای وجود دارد. مؤسسه واشنگتن برای سیاست‌گذاری خاور نزدیک در گزارش نشستی که فروردین ماه امسال با حضور ندیم قطیش، ستون‌نویس الشرق‌الاوسط و مدیرکل پیشین اسکای‌نیوز عربی، نوشت بسیاری از اماراتی‌ها تحولات اخیر را تأییدی بر دشمن اصلی‌بودن ایران و اسلام سیاسی می‌دانند و با تعهد بیشتری به مقابله با این تهدید و جست‌وجوی مشارکت با آمریکا و اسرائیل از بحران بیرون خواهند آمد.

دعوت به همکاری با زبان تهدید و مشروط

دانیا قلیلات خطیب، هم‌بنیان‌گذار مرکز پژوهش برای همکاری و صلح‌سازی لبنان در یادداشتی غیرواقع‌بینانه با عنوان «ایران باید حدود خود را بشناسد» در پایگاه تحلیلی عرب نیوز نوشت: «ایران باید درک کند که منطقه آغوش خود را به روی تهران باز کرده تا بخشی از معماری امنیتی منطقه باشد. اما اگر ایران بخواهد خود را به‌عنوان قدرت هژمونیک تحمیل کند، داستان کاملاً متفاوت خواهد بود.» خطیب در همان مقاله احتمال داد کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که چاره‌ای جز کمک به آمریکا برای آنچه او از پا درآوردن تهران خواند، ندارند. او همچنین ادعا کرد: «کشورهای منطقه تاکنون به ایران حمله نکرده‌اند، نه به این دلیل که نمی‌توانند، بلکه چون نمی‌خواهند.»

فیصل عباس، سردبیر عرب‌نیوز، نیز در واکنش به نشست مقام‌های ارشد عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در تهران با عنوان «آخرین تلاش برای نزدیک‌کردن تهران به مکه»، پس از طرح احتمال حمله تازه آمریکا و اسرائیل، نوشت: «توپ اکنون در زمین تهران است. آیا تهران انتخاب می‌کند به مکه، به واقع‌گرایی، به همسایگان و به حقوق بین‌الملل، نزدیک‌تر شود، یا خطر آشوب را نه‌فقط برای خود، بلکه برای کل منطقه می‌پذیرد؟» عباس ضرورت امتیازدادن دو طرف را می‌پذیرد، اما چارچوب داوری او نامتقارن است: تهدید نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل مطرح می‌شود، ولی انتخاب نهایی میان نظم و آشوب بر دوش ایران قرار می‌گیرد.

الگوی رقیب؛ اسرائیل در مرکز، ایران در جایگاه دشمن

درور شالوم، سرتیپ ذخیره و رئیس پیشین دفتر سیاسی-نظامی وزارت دفاع اسرائیل، هفته گذشته در پایگاه اطلاع‌رسانی اندیشکده شورای آتلانتیک نوشت: «اسرائیل می‌تواند به یکی از مراکز معماری دفاع هوایی و موشکی منطقه‌ای سنتکام تبدیل شود.» وی تاکید کرد اسرائیل می‌تواند به ایجاد ائتلاف‌هایی علیه «دشمنان مشترک» از جمله ایران کمک کند. او همچنین گسترش توافق‌های ابراهیم، به‌ویژه روابط اسرائیل و عربستان، را توصیه کرد.

هر چند این دیدگاه، موضع رسمی همه کشورهای عربی جنوب خلیج فارس نیست، اما در طول سال‌های گذشته امارات متحده عربی و بحرین به همین الگو پیوسته‌اند و آمریکا پیوسته تلاش می‌کند تا بقیه کشورهای منطقه را نیز در قالب‌های مختلف وارد این فرآیند کند. در واقع این گزینه‌ای است که از سوی بزرگ‌ترین قدرت حامی کشورهای عربی منطقه ترویج می‌شود: اسرائیل به مرکز شبکه دفاعی تبدیل شود و ایران مبنای تعریف دشمن مشترک باقی بماند.

جیمز جفری، سفیر پیشین آمریکا و پژوهشگر مؤسسه واشنگتن، دریادداشتی با عنوان «خاورمیانه پس از جنگ ایران: درس‌ها و پیامدها»، پا را فراتر گذاشت. او نوشت منطقه به صلح واقعی نمی‌رسد مگر ماهیت حکومت ایران تغییر کند یا این کشور برای همیشه از توان نشان دادن قدرت منطقه‌ای محروم شود.

صلاله؛ جایی که اختلاف به مانع عملی تبدیل شد

ناهماهنگی و شکاف در مواضع کشورهای جنوب خلیج فارس صرفا یک ناشی از موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرهای سیاستمداران تحلیل‌گران نیست، بلکه این اختلاف‌ها به عینه خود را در عرصه عمل نشان داده‌است. شهریور ماه سال جاری قرار بود وزیران خارجه ایران، عراق و شش عضو شورای همکاری خلیج فارس در صلاله، پیشنهاد مشترک ایران و عمان درباره عبور امن کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز را بررسی کنند. موضوع فوری، دریانوردی بود، اما گردهم‌آمدن هشت کشور می‌توانست گامی به سوی گفت‌وگوی فراگیر باشد. همان ایده‌ای که بدر البوسعیدی از آن با عنوان احیای فرآیند نشست مسقط در سال ۱۹۷۶ از ان یاد می‌کند.

مطالبه امنیت از ایران بدون پرداختن به عوامل ناامن‌ساز و تضمین عدم استفاده از قلمرو همسایگان برای تجاوز، اعتمادسازی متقابل نیست؛ انتقال نامتوازن مسئولیت است.اما روز ۲۱ شهریور وزارت خارجه بحرین با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد پیش از احیای روابط دیپلماتیک، در هیچ نشستی با حضور ایران شرکت نمی‌کند. این وزارتخانه گفت: «امنیت و ثبات منطقه را نمی‌توان بر چشم‌پوشی از تجاوزها بنا کرد.» این نشست نهایتا به درخواست عربستان سعودی لغو شد و تلاش تهران و مسقط برای نشستن کشورهای ساحلی خلیج فارس در کنار یکدیگر بار دیگر به دلیل اختلاف نظر کشورهای جنوب خلیج فارس ناکام ماند.

هر چند برخی کشورهای عربی از جمله بحرین، سیاست خود را ناشی از پیامدهای تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ دفاعی ایران به مبادی حملات یا اختلال تردد در تنگه هرمز می‌دانند، اما تاخیر ۵۰ ساله در برگزاری نشست مشترک میان ۸ کشور ساحلی خلیج فارس نشان می‌دهد که این اختلاف دیدگاه اساسا ارتباطی با تحولات اخیر ندارد و ناشی از سیاست‌های دائمی برخی کشورهای منطقه علیه ایران است.

در عین حال ادعای تجاوز به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشورهای منطقه از سوی ایران نیز، یک ادعای انحرافی است. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد هدف‌گیری مبادی و امکانات مورد استفاده برای تجاوز به ایران بخشی از حق ذاتی و دفاع مشروع است.

درباره تنگه هرمز نیز تهران بر تقدم علت بر پیامد اصرار دارد. بقائی در نشست خبری خود در تاریخ ۲۰ مهر گفت: «آنچه از ۹ اسفند در این آبراه شاهد بوده‌ایم، نتیجه مستقیم اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله به ایران بوده است.» او افزود: «ما از این وضعیت خوشحال نیستیم؛ زیرا امنیت تنگه هرمز بیش از همه برای خود ما لازم است.»

در این چارچوب، مطالبه امنیت از ایران بدون پرداختن به عوامل ناامن‌ساز و تضمین عدم استفاده از قلمرو همسایگان برای تجاوز، اعتمادسازی متقابل نیست؛ انتقال نامتوازن مسئولیت است.

پیشنهاد ایران؛ از رد حذف تا ساختن امنیت مشترک

در برابر الگوهایی که امنیت منطقه را بر مهار ایران بنا می‌کنند، پیشنهاد ایرانی صرفاً مخالفت با وضع موجود نیست؛ طرح سازوکاری است که امنیت کشورها را به یکدیگر پیوند دهد. در این نگاه، فراگیری به معنای چشم‌پوشی از اختلاف‌ها نیست؛ به معنای ایجاد چارچوبی است که اختلاف‌ها را بدون حذف هیچ‌یک از طرف‌ها مدیریت کند.

سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در آیین گشایش «مرکز اسناد و موزه شهید سید کمال خرازی» از آمادگی ایران برای مشورت درباره امنیت فراگیر سخن گفت. او تأکید کرد: «شکوفایی یک منطقه، پیش از هر چیز، مستلزم تعهد جمعی اعضای آن منطقه به صلح و ثبات است. آینده هر منطقه باید به دست کشورهای همان منطقه و بر اساس احترام متقابل، برابری حاکمیتی و احساس مسئولیت مشترک رقم بخورد؛ زیرا امنیت جمعی امری وارداتی نیست، بلکه باید از درون و بدون دخالت خارجی ایجاد شود. جمهوری اسلامی ایران از ایجاد بسترهای فراگیر و پایدار برای گفت‌وگو میان کشورهای منطقه با هدف توسعه صلح، ثبات و شکوفایی حمایت می‌کند. ما بر دیپلماسی فعال و حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات تأکید داریم. از نظر ما، همسایگان رقیب نیستند، بلکه شرکای اصلی ما در دستیابی به آینده‌ای صلح‌آمیز هستند. ایران آماده گفت‌وگوهای دوجانبه و چندجانبه است تا شفافیت و اعتماد را تقویت کند و سوءتفاهم‌ها را کاهش دهد.»

محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در مقاله خود در فارن‌افرز خواستار عبور از الگوی برون‌سپاری امنیت به قدرت‌های خارجی و حرکت به سوی ساختاری منطقه‌ای و درون‌زا شد؛ ساختاری که کشورهای منطقه، برای خود منطقه بسازند. او استدلال کرد ثبات پایدار نمی‌تواند از بیرون تزریق شود و تلاش برای حذف ایران نیز راهی به امنیت نخواهد برد.

پیشنهاد ظریف، گفت‌وگوی نهادینه بر پایه احترام متقابل، عدم مداخله و توافق عدم تعرض را با اقدامات عملی اعتمادساز پیوند می‌دهد: همکاری بشردوستانه، مقابله مشترک با تروریسم و ابتکارهای ترویج همزیستی. در این طرح، همکاری اقتصادی نیز صرفاً پیامد صلح نیست؛ یکی از ابزارهای تثبیت آن است.

ظریف نوشت: «برای آنکه پیشرفت هر کشور در خدمت شکوفایی و توسعه دیگر همسایگان قرار گیرد، مناسب است دولت‌های غرب آسیا ایجاد یک زیست‌بوم اقتصادی یکپارچه منطقه‌ای را پیگیری کنند.» او تأسیس صندوق توسعه غرب آسیا برای تأمین مالی بازسازی، بهداشت، آموزش و زیرساخت‌های حیاتی را از ابزارهای این همگرایی معرفی کرد.

ظریف در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶، برابر با چهارم آبان، هم‌زمان با سفر مقام‌های ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه به تهران، این ایده را به فرصت دیپلماتیک روز پیوند زد. او پیشنهاد کرد نشست تهران مبنایی برای پایه‌گذاری «شبکه امنیتی آسیای غربی» با عنوان «وصل» باشد؛ شبکه‌ای فراگیر بر پایه عدم تجاوز، اعتمادسازی متقابل و رفاه مشترک. این پیشنهاد متعلق به وزیر پیشین امور خارجه است و نباید آن را به‌خودی‌خود توافق یا برنامه مصوب دولت تلقی کرد.

بر خلاف برخی سیاست‌گذاران کشورهای عربی جنوب خلیج فارس تهران از ترتیباتی سخن می‌گوید که کشورهای منطقه در طراحی آن مشارکت کنند. در عین حال، تأکید ایران بر نبود نیروهای خارجی، یکی از موضوعاتی است که برای تبدیل این چشم‌انداز به توافق، به گفت‌وگو با همسایگان نیاز دارد؛ کشورهایی که همچنان پیوندهای دفاعی گسترده‌ای با آمریکا دارند.

نشست تهران؛ همکاری با وجود اختلاف‌ها

دیدار مسعود پزشکیان، رئیس جمهور اسلامی ایران، با مقام‌های ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه، نمونه‌ای عملی از امکان آغاز همکاری پیش از رفع همه اختلاف‌ها بود. رئیس‌جمهور چهارم آبان با خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، و ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، دیدار کرد.

آزمون همسایگان این است که آیا این دعوت را موضوع گفت‌وگویی متقابل می‌دانند یا همچنان مشارکت ایران را به پذیرش پیشاپیش نظم مطلوب خود مشروط می‌کنند.پزشکیان، اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران با اراده جدی آماده تعمیق همکاری‌های منطقه‌ای، رفع اختلاف‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت‌های مشترک است. او گفت: «هر تفاهمی که در این نشست‌ها و دیدارها به تقویت وحدت، انسجام و همکاری‌های منطقه‌ای منجر شود، از حمایت جدی و همه‌جانبه جمهوری اسلامی ایران برخوردار خواهد بود.»

رئیس‌جمهور در همان دیدار افزود: «باید بر نقاط مشترک و زمینه‌های همکاری تمرکز کنیم و اجازه ندهیم اختلاف‌نظرها مانعی در مسیر تحقق منافع مشترک ملت‌های منطقه ایجاد کند.» او گسترش پیوندهای علمی، فرهنگی و اقتصادی را نیز بخشی از مسیر همکاری معرفی کرد.

اهمیت این موضع در ترتیب اقدامات است: اختلاف‌ها وجود دارند اما نباید آغاز همکاری را تا حل کامل آنها معطل گذاشت. این منطق، به پیشنهاد عمان نزدیک است و با رویکردی تفاوت دارد که ابتدا احیای اعتماد یا تحقق شروط سیاسی را مطالبه می‌کند و سپس امکان گفت‌وگوی جمعی را می‌پذیرد.

نشست تهران، به‌تنهایی به معنای شکل‌گیری معماری امنیتی تازه نیست؛ همان‌گونه که تعویق صلاله نیز پایان امکان گفت‌وگو نبود.

از سوی ایرانی، بحث تنها بر سر رد ائتلاف‌های ضدایرانی نیست؛ دعوت به ساختن ترتیباتی مشترک نیز مطرح است. آزمون همسایگان این است که آیا این دعوت را موضوع گفت‌وگویی متقابل می‌دانند یا همچنان مشارکت ایران را به پذیرش پیشاپیش نظم مطلوب خود مشروط می‌کنند.

انیسه بصیری تبریزی، پژوهشگر همکار چتم‌هاوس، به الجزیره گفت: «یک چارچوب امنیتی منطقه‌ای به چشم‌انداز مشترکی برای منطقه نیاز دارد؛ چشم‌اندازی که لزوماً حتی در میان خود کشورهای شورای همکاری مشترک نیست.»

حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد گروه بین‌المللی بحران، در همان گزارش تأکید کرد تردید درباره تضمین‌های آمریکا، کشورهای منطقه را بیشتر به تنوع‌بخشیدن به شراکت‌های امنیتی تشویق کرده، نه بازتعریف بنیادین جهت‌گیری‌های راهبردی.

از همین رو، افزایش تسلیحات یا افزودن شرکای دفاعی را نباید با تغییر معماری یکسان گرفت. ممکن است ابزارها تازه شوند، اما منطق امنیت علیه ایران دست‌نخورده بماند.

محسن میلانی، استاد علوم سیاسی دانشگاه فلوریدای جنوبی، در پایگاه اطلاع‌رسانی اندیشکده چتم‌هاوس نوشت: «پادشاهی‌های عرب، هنگام بازنگری در الگوهای دفاعی خود، باید بپذیرند امنیتی که برای شکوفایی آنها ضروری است، با منزوی‌کردن ایران یا مشارکت در خفه‌کردن اقتصادی آن به دست نمی‌آید.»

پرسش تعیین کننده این است که آیا کشورهای عربی ایران را یکی از همتایان و همکاران در نظم مشترک می‌پذیرند یا همچنان می‌خواهند پذیرش آن را به تحقق یک‌طرفه شروط خود موکول کنند؟ پیشنهاد وزیر خارجه عمان، اختلاف‌ها را انکار نمی‌کند اما نقطه عزیمت را تغییر می‌دهد؛ همکاری با ایران، پاداشی پس از تحقق امنیت نیست بلکه یکی از شروط ساختن آن است.