به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، دیپلماسی منطقهای، یکی از مهمترین پروندههای وزارت امورخارجه ایران، در سالها و به ویژه ماههای اخیر بوده است. پروندهای که حضور نظامی آمریکا در منطقه و تجاوز نظامی این کشور با همراهی رژیم اسرائیل، آن را به یکی از دشوارترین و پیچیدهترین پروندههای دستگاه دیپلماسی در سالهای اخیر تبدیل کرد. روابط کجدار و مریز ایران با کشورهای حاشیه خلیجفارس پس از این جنگها دستخوش تحولات پرشماری شد؛ تحولاتی که یکی از آنها را میتوان تلنگری دانست که جنگ به برخی از کشورهای منطقه وارد کرد و آنها را به بازتعریف دکترین خود درباره تامین امنیت وا داشت. نشست چهارجانبه ایران، عربستان، ترکیه و پاکستان در روز دوشنبه ۴ آبان ماه در کاخ سعدآباد تهران، یکی از نشانههای این بازتعریف است. نشانهای که در صورت وجود ارادهای راسخ برای تداوم آن، میتواند منطقه را آرامآرام به سوی امنیتی درونزا و عبور از امنیت عاریتی قدرتهای بزرگ مانند آمریکا گذار دهد. گرچه راه برای رسیدن به این شرایط طولانی و البته دشوار است اما چشمانداز این نشست و نیز پیامهای آن برای منطقه از یکسو و ضرورت تداوم و تثبیت این همکاریها از سوی دیگر، موضوعاتی بود که در گفتوگو با «هادی برهانی» استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل منطقه در میان گذاشتیم. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
همکاری قدرتهای اسلامی تنها راه مهار سیطره اسرائیل بر خاورمیانه است
استاد دانشگاه تهران درباره نشست چهارجانبه تهران و اهمیت آن گفت: نشست تهران نشستی پراهمیت بود زیرا تقریبا همه قدرتهای تاثیرگذار خاورمیانه شامل ایران، ترکیه، پاکستان و عربستان را در یک جلسه جمع کرد. اگر منطقه خاورمیانه بخواهد مقدرات خود را خود تعیین کند این هدف تنها از طریق همکاری قدرتهای منطقه شامل همین کشورها به اضافه مصر تامین میشود. این همکاری میتواند هم مانع تاثیرگذاری و سیطره اسرائیل بر منطقه شود و هم تاثیرگذاری قدرتهای غربی و آمریکا را محدود و مقید نماید. بنابراین این نشست اقدامی درست برای راهبری خاورمیانه در مسیر خیر و صلاح ملتهای منطقه است.
موفقترین رهبر منطقه که توانست جهان اسلام را علیه اسرائیل متحد کند ملک فیصل پادشاه عربستان بود که یک متحد آمریکا در منطقه بود.
برهانی با اشاره به اینکه این نشست در شرایط فعلی منطقه که خاورمیانه با مشکلاتی کم سابقه روبروست و بالاتر از آن با بحرانی روبروست که تمامی خاورمیانه را به نابودی تهدید میکند اهمیت بیشتری دارد، گفت: این بحران را میتوان دسیسه اسرائیل برای نابود کردن منطقه به حساب آورد. زیرا عامل اصلی این بحران حمله اسرائیل به ایران بود و هست. همچنین با همراهی آمریکا اینک این بحران سمت و سویی یافته که همه کشورهای اسلامی منطقه از آن رنج می برند و در حال فرسایش هستند اما اسرائیل از این فرسودگی و نابودی در امان است.
وی افزود: در واقع اسرائیل را میتوان نیرویی نامید که آتشی را در منطقه برافروخته که دامن همه کشورهای اسلامی را گرفته اما خود از آن در امان مانده است. کشورهای اسلامی باید عمق این دسیسه ضداسلامی را درک کنند و جلوی آن را بگیرند. این مهم در گرو همکاری قدرتهای اسلامی منطقه است که در تهران گرد هم آمدند.
توافقهای منطقهای باید امنیت قدرتهای اسلامی را به یکدیگر پیوند بزند
تحلیلگر روابط بینالملل در ارزیابی پیام ارسال شده از این نشست به منطقه و به ویژه رژیم اسرائیل گفت: پیام این نشست برای اسرائیل این است که قدرتهای اسلامی منطقه هرچند با دسیسه و حمله اسرائیل در ورطه خطرناکی افتادهاند و روبروی همدیگر قرار گرفتهاند اما هنوز متوجه عامل اصلی این توطئه (اسرائیل) هستند و تلاش میکنند به رغم درگیریها و برادرکشیها مسائل و مشکلات فیمابین را از طریق مشورت و گفتوگو حل کنند و از این طریق توطئه اسرائیل علیه منطقه را خنثی نمایند.
برهانی درباره ضرورت اجرایی شدن پیشنهاد ایجاد یک شبکه منطقهای برای عدم تجاوز که در نشست تهران مطرح شده است، گفت: قدرتهای اسلامی منطقه هر کدام منافع ملی و شرایط خاص خود را دارند. همچنین بطور طبیعی سوءتفاهمها و اختلافاتی میان این کشورها وجود دارد. اما در عین حال اشتراکات زیادی دارند که یک مورد مهم آن ضرورت خنثی کردن تلاشهای اسرائیل برای انهدام منطقه و تسلط بر آن است. اسرائیل خاورمیانه قوی را بزرگترین خطر ممکن برای خود می داند و به هر وسیله تلاش می کند مانع شکل گیری یک منطقه قوی شود.
وی راه رسیدن اسرائیل به این هدف را تحریک نقاط اختلاف و برانگیختن سوءظن قدرتهای منطقه نسبت به یکدیگر دانست و توضیح داد: متاسفانه این بازی کثیف اسرائیل در منطقه که چه بسا با توسل به ارزشهای مذهبی یا ملی موجود در کشورهای اسلامی انجام میشود عدهای سادهلوح را در این کشورها فریب میدهد و آنها را به عامل بی جیره و مواجب طرحهای اسرائیلی تبدیل میکند. مخالفت با همکاری و هم افزایی کشورهای اسلامی در ایران و سایر کشورهای اسلامی میتواند نتیجه این ساز و کار پیچیده و فریبکارانه باشد.
در واقع اسرائیل را میتوان نیرویی نامید که آتشی را در منطقه برافروخته که دامن همه کشورهای اسلامی را گرفته اما خود از آن در امان مانده است.
برهانی راه مقابله با این طرحها را همکاری قدرتهای اسلامی در قالب تفاهمها و توافقهای منطقهای دانست و توضیح داد: در این چارچوب نگرانیها و اختلافات موجود را در معرض حل و فصل قرار دهند و به این ترتیب مانع سوء استفاده اسرائیل از این مشکلات شوند و اضافه بر آن با توسعه همکاریها امنیت و توسعه قدرتهای اسلامی را به یکدیگر گره بزنند تا زمینه همکاری و دوستی گسترش یابد و در نتیجه امکان اختلاف و جنگ در منطقه کاهش یابد.
پایه همکاری و همبستگی کشورهای اسلامی این است که شرایط یکدیگر را درک کنند
وی درباره چالشهای پیشروی کشورها در منطقه برای رسیدن به همکاریهای مشترک هم گفت: قدرتها و کشورهای اسلامی هر یک شرایط و اوضاع خود را داشته و حق دارند در مورد امنیت و مصلحت خود تصمیم بگیرند. برای مثال کویت یک کشور کوچک است که به دلیل تهدید همسایگان بزرگ خود نمیتواند با اتکا به امکانات اندک داخلی احساس امنیت کند. این کشور برای حل این مشکل واقعی راه را در پیمان امنیتی با قدرتهای بینالمللی میبیند و اگر این نگاه نبود کویت توسط عراق صدام بلعیده شده بود. این برای کویت یک ضرورت است اما ایران چنین ضرورتی ندارد و میتواند روی پای خود بایستد.
تحلیلگر مسائل منطقه با اشاره به اینکه قدرتهای اسلامی منطقه هر کدام به ابرقدرتی وصل هستند؛ توضیح داد: برخی به آمریکا و برخی به روسیه و چین. این اقتضای زندگی در نظام بینالمللی فعلی است که ابرقدرتهای آن اسلامی نیستند. اما این مانع همکاری آنها با یکدیگر نمیشود. موفقترین رهبر منطقه که توانست جهان اسلام را علیه اسرائیل متحد کند ملک فیصل پادشاه عربستان بود که یک متحد آمریکا در منطقه بود. اما همین متحد آمریکا وقتی دید در جنگ ۱۹۷۳ آمریکا از اسرائیل حمایت مستقیم میکند این کشور را تحت تحریم نفتی قرار داد. تحریمی که اقتصاد آمریکا را تحت شدیدترین فشارها قرار داد. یک پایه همکاری و همبستگی کشورهای اسلامی این است که شرایط یکدیگر را درک کنند و در صدد تحمیل یک الگوی خاص رابطه با دیگران برنیایند.
درگیری میان عربستان و یمن هیچ برندهای جز اسرائیل ندارد
برهانی درباره موضوع یمن به عنوان یکی از موضوعات مطرح شده در نشست تهران هم گفت: درگیری میان یمن و عربستان نمونه اختلافی خطرناک در منطقه است که می تواند تمام منطقه را به آتش بکشد. این درگیری هیچ برندهای به جز اسرائیل ندارد. تاریخ منطقه نشان میدهد درگیری میان کشورهای اسلامی عمدتا توسط قدرتها و با تحریک اسرائیل به سمت و سویی خاص مدیریت می شود. هدف اسرائیل ایجاد فتنه و جنگ میان کشورهای اسلامی و توسعه برادرکشی در منطقه است.
وی افزود: در این مسیر طرفین درگیری از راههای مختلف تشویق می شوند به یکدیگر حمله ور شوند و هر دو چشم اندازی از پیروزی در افق می بینند اما چون پیروزی یک طرف به نفع اسرائیل و آمریکا نیست هیچ یک از جنگهای بین الاسلامی یک طرف پیروز ندارد. پیش بینی بنده این است که این موضوع در درگیری یمن هم اتفاق خواهد افتاد. قبل از اینکه چنین اتفاق ناگواری بیفتند ایران و عربستان فرصت دارند این مشکل را حل کنند. ایران باید از تمام توان خود برای پایان دادن به این برادرکشی فاجعهآمیز استفاده کند. تداوم این بحران زمینه سیطره بیشتر اسرائیل بر خاورمیانه را فراهم می کند.