12:37 - 1405/08/13
کد خبر: 86311986
موج آبی؛ هزینه تجاوز به ایران برای ترامپ و رژیم صهیونیستی در انتخابات کنگره

تهران-ایرنا- پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا از منظری نه تنها شکست دونالد ترامپ و حزب متبوع وی بلکه بازتابی است از هزینه‌های تجاوز به ایران، افزایش لجام گسیخته اعداد و ارقام اقتصادی ناشی از آن و تغییر نگرش افکار عمومی نسبت به رژیم صهیونیستی؛ تاثیراتی که حکایت از نقش ایران در تغییر معادلات در ایالات متحده دارد.

به گزارش روز چهارشنبه ایرنا، آبی‌پوش شدن صندوق‌های انتخاباتی آمریکا را نباید صرفا در چارچوب رقابت دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان و جابه‌جایی قدرت در کنگره تحلیل کرد. آنچه این انتخابات را از یک رقابت معمول حزبی متمایز می‌کند، تاثیر مستقیم تحولات غرب آسیا بر معادلات سیاسی داخلی آمریکا و تبدیل سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری این کشور به یکی از عوامل تعیین‌کننده در نارضایتی رای‌دهندگان است.

در همین چارچوب، تریتا پارسی تحلیلگر مسائل بین‌الملل و معاون اجرایی موسسه کوئینسی، با طرح این برداشت که پیروز واقعی انتخابات آمریکا نه دموکرات‌ها، بلکه ایران بوده است، توجه‌ها را به پیامدهای فراتر از رقابت‌های حزبی این انتخابات جلب کرده است. این دیدگاه بر این مبنا استوار است که ایستادگی ایران در برابر تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی، تداوم فشار بر واشنگتن و پیامدهای راهبردی تحولات تنگه هرمز، هزینه‌هایی را به آمریکا تحمیل کرده که بازتاب آن به داخل این کشور و صندوق‌های رای رسیده است.

جنگی که از میدان نبرد به صندوق رای رسید

تبدیل تجاوز به ایران به موضوعی فراتر از سیاست خارجی و پیوند خوردن آن با زندگی روزمره شهروندان آمریکایی، یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های انتخابات اخیر آمریکا بود. در شرایطی که دولت ترامپ با اوهامی نظیر پایان جنگ در ۲ هفته و در اختیار داشتن نامحدود تسلیحات امور را پیش‌می‌برد، تداوم جنگ و پیامدهای کمرشکن اقتصادی آن به عاملی برای افزایش نارضایتی داخلی تبدیل شد.

افزایش هزینه‌های انرژی من‌جمله نرخ بنزین و گازوئیل فشار بر معیشت خانوارها و نگرانی از طولانی شدن جنگ، مردم آمریکا که به سیاسی نبودن معروفند را به پایش مستمر سیاست خارجی ترامپ وادار کرد و جنگی که دولت آمریکا با اهداف نظامی و راهبردی آغاز کرده بود، به مساله‌ای اقتصادی و انتخاباتی تبدیل شد.

نظرسنجی موسسه شیکاگو در امور جهانی نشان می‌دهد ۸۶ درصد آمریکایی‌ها معتقدند جنگ با ایران برای هزینه‌های زندگی در این کشور پیامد منفی داشته است. همچنین ۶۸ درصد پاسخ‌دهندگان معتقدند این جنگ ارزش هزینه‌هایی را که آمریکا برای آن پرداخته، نداشته است. این ارقام به وضوح بیانگر این است که مخالفت با این تجاوز صرفا به جریان‌های سیاسی مخالف ترامپ محدود نمانده و حامیان جمهوری‌خواه او را نیز دربرمی‌گیرد.

اهمیت این مساله زمانی بیشتر می‌شود که نقش تنگه هرمز در معادلات اقتصادی و انرژی جهان مورد توجه قرار گیرد. مدیریت ایران در تنگه هرمز در جریان جنگ به یکی از مهم‌ترین نقاط فشار در برابر آمریکا تبدیل شد و اختلال در جریان انرژی و افزایش هزینه‌های آن از رشد قیمت نفت و بنزین و کود گرفته تا اعداد دردآور روی کالاها پیامدهای این تجاوز را به اقتصاد جهانی و به‌ویژه زندگی مصرف‌کنندگان آمریکایی منتقل کرد.

غزه و فرسایش سرمایه تاریخی رژیم صهیونیستی در آمریکا

موضوعی دیگر که اهمیت آن در کنار تجاوز به ایران از مواضع دولت‌ها و رقابت‌های حزبی فراتر رفت، تحولات غزه بود.

تا پیش از این، بخش قابل توجهی از واکنش‌های اجتماعی و سیاسی علیه عملکرد رژیم صهیونیستی در جنگ غزه در کشورهای اروپایی و عمدتا توسط سیاستمدارانی چون کایا کالاس مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و گروه‌های حقوق بشری بازتاب می‌یافت اما سیاستمداران و فعالان رسانه‌ای نزدیک به حزب دموکرات یا چهره‌های رسانه‌ای جمهوری‌خواه ناراضی از سیاست خارجی فعلی آمریکا همچون تاکر کارلسون، تداوم کشتار غیرنظامیان، گستردگی تخریب زیرساخت‌های غزه، بحران انسانی و تصاویر و گزارش‌های مربوط به ابعاد فاجعه را در معرض افکار عمومی آمریکا قرار دادند که به تدریج دید مثبت یا خنثی شهروندان آمریکایی را نسبت به رژیم صهیونیستی تیره و تار کرد.

این تحول از آن جهت اهمیت دارد که حمایت از رژیم صهیونیستی برای دهه‌ها یکی از پایه‌های نسبتا پایدار سیاست خارجی آمریکا و برخوردار از پشتوانه اجتماعی و سیاسی گسترده در این کشور بود. رژیم صهیونیستی همواره از سرمایه‌ای تاریخی در جامعه آمریکا برخوردار بود که در بزنگاه‌های مختلف، به‌ویژه در مواجهه با انتقادهای بین‌المللی، نقش یک پشتوانه سیاسی را برای تل‌آویو ایفا می‌کرد.

با این حال، جنگ غزه این سرمایه را با فرسایش جدی مواجه کرد. مساله دیگر صرفا اختلاف بر سر سیاست‌های رژیم صهیونیستی نبود بلکه در بخش‌هایی از جامعه آمریکا، اصل حمایت بی‌قیدوشرط از تل‌آویو به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شد. موضوعی که پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی ‌دینی آن توسط چهره‌های رسانه‌ای همچون کندیس اونز و مهدی حسن در مقابل دیدگان شهروندان به لحاظ سیاسی خنثی آمریکایی قرار داده‌ و محور موضع‌گیری‌های چهره‌های دموکرات شد.

نتایج نظرسنجی ۱۳ مهرماه موسسه شیکاگو در امور جهانی نیز این تغییر را تایید می‌کند. بر اساس این نظرسنجی، نگاه آمریکایی‌ها به رژیم اسرائیل به پایین‌ترین سطح از زمان آغاز ثبت این ارزیابی‌ها در سال ۱۹۷۸ رسیده است. همچنین ۵۶ درصد آمریکایی‌ها خواستار کاهش یا توقف کامل کمک‌های نظامی کشورشان به این رژیم هستند. این رقم در سال ۲۰۱۴ تنها ۳۷ درصد بود و در نهایت ترامپ را بر آن داشت که اعلام کند بخشی از کمک مالی به رژیم کودک‌کش را قطع خواهد کرد.

آرای خاموش؛ سکوتی بلندتر از هر فریاد

یکی از ویژگی‌های بارز فرهنگ و ملت آمریکایی در میان سایر ملل غیرسیاسی بودن آن‌هاست که مصداق آن را در تعدد پلتفرم‌ها، شبکه‌ها و بازار رنگارنگ صنعت سرگرمی می‌توان مشاهده کرد اما سیاست‌های ترامپ به گونه ای بود که این قشر خاکستری نیز نارضایتی خود را در روز انتخابات از طریق صندوق‌های رای نشان دادند. بخشی از این رای‌دهندگان را می‌توان در میان افرادی جست‌وجو کرد که از پیامدهای اقتصادی جنگ، افزایش هزینه‌های زندگی و سیاست‌های دولت ترامپ ناراضی بودند، اما لزوما در دسته‌بندی‌های سنتی حزبی قرار نمی‌گرفتند.

اهمیت این گروه در آن است که نارضایتی از جنگ و پیامدهای آن الزاما به شکل اعتراضات خیابانی یا مخالفت علنی با دولت بروز نمی‌کند و حتی نمی‌توان نظرات این قشر را در شبکه‌های اجتماعی هم دید. گاهی این نارضایتی در سکوت شکل می‌گیرد و در انتخابات از هر فریادی رساتر می‌شود. از این منظر، نتیجه انتخابات را باید فراتر از جابه‌جایی آرای هواداران سنتی احزاب تحلیل کرد و احتمال داد بخشی از آن حاصل ورود رای‌دهندگان ناراضی یا مشارکت دوباره کسانی باشد که پیش‌تر انگیزه‌ای برای حضور در انتخابات نداشتند.

ایران برنده انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ آمریکا

بی‌شک می‌توان ایران را برنده تقابل سیاست‌ خارجی کاخ سفید و مردم آمریکا دانست. زنجیره علل که منشا آن در تنگه هرمز و ایستادگی ملت ایران در برابر تجاوز آمریکایی-صهیونیستی بود رویدادها را به نقطه‌ای رسانید که اعلام نارضایتی از این جنگ تحمیلی نه از سوی ایرانیان که این بار از سوی شهروند عادی آمریکایی به گوش کاخ سفید و متحدانش رسید.

آبی‌پوش شدن ایالات متحده و خون گریستن قرمزها نه واکنش طبیعی هر دوره به حزب حاکم که این بار نشانی از تغییر جدی پارادایم در پهنه سیاسی آمریکا بود. آنچه این انتخابات آشکار کرد، محدودیت قدرت واشنگتن در تحمیل هزینه‌های یک جنگ بدون پرداخت بهای سیاسی و اقتصادی آن در داخل آمریکا بود. این بها این بار در صندوق‌های رای خود را نشان داد.