15:00 - 1405/08/13
کد خبر: 86312038
چین موازنه روابط با ایران، آمریکا و اعراب را دنبال می‌کند/موشکافی ریشه احتیاط پکن

تهران- ایرنا- دیپلمات پیشین با اشاره به ملاحظات راهبردی و اقتصادی چین در قبال تحولات خلیج فارس گفت: روابط راهبردی پکن با ایران، آمریکا و کشورهای عربی، این کشور را به سمت محافظه‌کاری و حفظ بی‌طرفی سوق داده است؛ چراکه چین از یک سو خواهان تضعیف موقعیت بین‌المللی آمریکا است و از سوی دیگر، نمی‌خواهد با ورود فعالانه به مناقشه، منافع اقتصادی و اعتبار بین‌المللی خود را به خطر بیندازد اما ضمانت سیاسی چین برای حمایت از توافق احتمالی ایران و آمریکا می‌تواند مفید باشد.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، در چند روز اخیر همزمان با تشدید شتاب دیپلماسی در غرب آسیا، در شرق این قاره هم گفت‌وگو و رایزنی‌هایی با اهداف و کارکردهای متفاوت در جریان بوده است. «علی باقری» معاون بین الملل شورای عالی امنیت ملی روز دوشنبه ۱۱ آبان به منظور گفت‌وگو با مقامات چین وارد پکن شد. باقری در دیدار با «وانگ یی» وزیر امور خارجه چین با اشاره به اینکه چین، قدرت مسئول جامعه بین‌الملل، شریک راهبردی ایران و بازیگری کلیدی در صلح و ثبات منطقه است، تاکید کرد: ایران از تلاش‌های جمهوری خلق چین و بویژه ابتکار رئیس‌جمهور این کشور برای ایجاد ساختار امنیتی جدید در منطقه استقبال می‌کند و آن را بسیار ارزشمند و بخش کلیدی راه‌حل برای برون‌رفت از وضع موجود می‌داند و تاکید دارد که تعمیق اتحاد راهبردی، ضرورت توسعه روابط و عبور موفق از مقطع پرتنش کنونی است.

وانگ‌ یی هم در این دیدار با اشاره به تداوم درگیری ها و گسترش پیامدهای آن در منطقه خاورمیانه اظهار داشت که گفت و گو و مذاکره راه حل مناقشات است و طرف های درگیر باید با رویکردی عقلانی و عمل گرایانه، بر حل و فصل سیاسی اختلافات متمرکز شوند، نه آنکه بار دیگر به رویارویی نظامی روی آورند. همزمانی حضور سلطان عمان در پکن و نیز ارسال پیام مکتوب ولیعهد عربستان سعودی به رئیس‌جمهور چین، همزمان با اعلام سفر قریب‌الوقوع نماینده ویژه این کشور به ایران، عمان و عربستان سعودی، پکن را به یکی از کانون‌های رایزنی‌های دیپلماتیک تبدیل و توجه‌ها را به نقش احتمالی چین در مدیریت بحران میان ایران و آمریکا جلب کرد.

گروهی درباره میانجیگری پکن برای پایان دادن به بحران منطقه و خلیج‌فارس گمانه‌هایی را مطرح کردند و گروهی حتی فراتر از میانجیگری، تحلیل‌هایی درباره امکان ایفای نقش ضامن در هر نوع توافق احتمالی میان ایران و آمریکا ارائه دادند. در این میان اما پرسش اصلی این است که چین تا چه اندازه آمادگی و ظرفیت ایفای نقشی موثرتر در این بحران را دارد و آیا می‌تواند در کنار میانجی‌گری، سازوکاری برای تضمین اجرای توافق احتمالی نیز ارائه کند؟ برای پاسخ به این پرسش و دیگر گمانه‌ها و احتمالات نقش‌آفرینی چین در تحولات با «کوروش احمدی» دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل بین‌الملل به گفت‌وگو پرداختیم.

چین میان درخواست منطقه برای نقش‌آفرینی و ملاحظات راهبردی خود مردد است

دیپلمات بازنشسته کشورمان درباره پیام‌های دیدار اخیر معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با وزیر خارجه چین در مقطع کنونی و اینکه چنین رایزنی‌هایی تا چه اندازه می‌تواند نشان‌دهنده هماهنگی تهران و پکن درباره مسیرهای پیش‌روی مذاکرات ایران و آمریکا باشد؛ گفت: سفر آقای باقری که معاون آقای محسن رضایی است از این جهت مهم است که در زمره تحرکات دیپلماتیک تیم آقای رضایی است. گفت‌وگوی تلفنی آقای رضایی با پوتین نیز تحرک دیپلماتیک دیگری توسط او است. وزیر خارجه چین در ملاقات با آقای باقری گفته است که طرف‌های درگیر در منطقه باید با احساس مسئولیت در قبال مردمشان و تاریخ عمل کنند. سفر آقای باقری به پکن از این جهت نیز که توسط یک مقامی غیر از مقامات وزارت خارجه انجام می‌شود، مهم است و می‌تواند نشاندهنده تحولی باشد که در ترکیب تیم مذاکراتی ایران در جریان است.

سفر معاون بین‌الملل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در پرتو آلترناتیو آمریکا برای جنگ یعنی ادامه محاصره دریایی و فشار اقتصادی هم مهم است. اگر آنطور که وزیر خزانه‌داری پیشنهاد کرده، قرار شود که فعلا تمرکز بر محاصره دریایی و فشار اقتصادی بر ایران باشد، در این صورت مهم خواهد بود که آیا چین هم با آمریکا برای فشار بر ایران همکاری بکند یا نه؛ سفر آقای باقری از این جهت هم مهم است.

معمولا قدرت‌های بزرگ جهانی که منافع عظیمی دارند، عهده‌دار میانجیگری بین کشورهای دیگر نمی‌شوند. چون طرف‌های درگیر نگران سایه انداختن منافع این قدرت‌ها بر نقش میانجیگرانه آنها هستند.

احمدی درباره اینکه آیا چین در حال تبدیل شدن به محور دیپلماسی منطقه‌ای است، گفت: باید همچنان محتاط بود. طی روزهای اخیر علاوه بر بحث در باره میانجیگری چین، صحبت هایی در مورد ضمانت توافق احتمالی بین ایران و آمریکا توسط چین هم زیاد مطرح است. این ایده بعد از انتشار خبر مربوط به طرح قطر مطرح شد. ظاهرا همه کشورهای منطقه خواستار فعالیت بیشتری از سوی چین هستند، اما نشانه ای که حاکی از تمایل قوی چین در این رابطه باشد، تاکنون دیده نشده است. برغم اینکه چین منافع بسیاری دارد، اما تا کنون بسیار محتاط تر از آن بوده که به این راحتی چنین ریسکی بکند. باید دید که مقامات چینی دست به یک اقدام جدی می زنند یا همچنان صرفا به اظهارات دیپلماتیک حد وسط بسنده می کنند.

ریاض در پی گسترش جمع دوستان سیاسی و امنیتی خود است

تحلیلگر مسائل بین‌الملل در ارزیابی همزمانی ارسال پیام مکتوب محمد بن‌سلمان به شی جین‌پینگ با رایزنی‌های ایران، عمان و چین در پکن و اینکه آیا چین در حال تبدیل شدن به محور دیپلماسی منطقه‌ای برای مدیریت بحران غرب آسیاست؛ گفت: ارسال پیام بن سلمان به رئیس جمهور چین توسط مشاور امنیت ملی عربستان در این مقطع زمانی بسیار مهم است. البته خبرگزاری سعودی گفته است که این پیام در مورد تحکیم روابط دو جانبه است که بعید است از خیلی درست باشد. خاصه آنکه مطابق بیانیه وزارت خارجه چین، وزیر خارجه چین در ملاقات با مقام سعودی گفته است که خلیج فارس به "یک چهارراه حساس بین جنگ و صلح رسیده است" و اظهار امیدواری کرده که طرفین بتوانند از طریق مذاکره به دشمنی‌ها خاتمه دهند. او همچنین از همه طرف‌ها خواسته است که عرضه انرژی از منطقه و خطوط کشتیرانی را پاسداری کنند. در این بیانیه هیچ سرنخی که حاکی از آمادگی چین برای انجام اقدامی باشد، دیده نمی‌شود اما روشن است که عربستان در جستجوی گزینه‌های بیشتر برای حفظ امنیت خود و متنوع کردن جمع دوستان سیاسی و امنیتی خود است. گسترش روابط با اروپا و انعقاد پیمان مکه و سفر مقامات امنیتی سه عضو این پیمان به تهران در این رابطه انجام شده و اکنون حتما متوجه دریافت کمک از جانب چین هم هستند؛ خاصه آنکه تصور می‌شود که چین به عنوان یک قدرت اقتصادی و سیاسی بزرگ نفوذ کلام زیادی بر مقامات ایرانی دارد. اما تقارن سفر سلطان عمان به چین با سفر مقامات ایرانی و سعودی باید بیشتر تصادفی باشد. چرا که چنین سفر رسمی مهمی قاعدتا باید از ماه‌ها قبل برنامه‌ریزی شده باشد. هر چند که مسائل جاری در تنگه هرمز حتما در راس مذاکرات دو کشور خواهد بود.

تعهد حقوقی چین به راستی‌آزمایی و مقابله با نقض توافق ایران و آمریکا بعید است

احمدی درباره ظرفیت و امکان چین برای ایفای نقشی فراتر از میانجیگری و حضور به عنوان ضامن هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا هم گفت: چین طبعا به عنوان یک کشور بزرگ با اقتصادی پویا و نیرومند ظرفیت‌های زیادی دارد اما تاکنون علاقه‌ای به میانجیگری به معنای اخص کلمه نشان نداده است. در مورد ضامن و ضمانت، واقعیت این است که در روابط بین‌الملل ضامن و ضمانت به صورتی که در حقوق داخلی کشورها معمول است، خیلی معمول نیست. در داخل کشورها ضمانت رسمیت دارد و الزام حقوقی ایجاد می‌کند و ضمانت اجرا دارد اما در روابط بین‌الملل با توجه به اصل حاکمیت دولت‌ها، ضمانت معمولا شامل الزام حقوقی و ضمانت اجرایی نیست.

روابط راهبردی چین با ایران و تمایل به عدم پیروزی آمریکا بر ایران از یک سو و روابط گسترده باعرب‌ها از سوی دیگر موجب نوعی محافظه کاری و تمایل به حفظ بی‌طرفی در پکن شده است.

البته بستگی به نوع و محتویات توافق هم دارد. در مواردی در روابط بین‌الملل، کشورهای ثالثی ضمانت امنیتی رسمی، کتبی و حقوقی ارائه کرده‌اند و عواقب امنیتی و اقتصادی عدول از توافق نیز در توافقنامه ذکر شده است. سوال این است که در ارتباط با ضمانت چین تنها صحبت از یک قول سیاسی برای حمایت است یا امکان اینکه یک موافقتنامه الزام‌آور حقوقی بین ایران و آمریکا امضا شود و چین هم رسما خود را متعهد به راستی‌آزمایی تخلف و انجام اقدامات مشخصی در صورت نقض توافق بکند، وجود دارد.

بعید است چین و آمریکا حاضر باشند به چنین تعهداتی تن دهند. البته حتی اگر چین حاضر به ارائه یک قول سیاسی برای پشتیبانی از یک توافق احتمالی هم شود، مفید خواهد بود. با این همه در برجام دیدیم که برغم مشارکت ۵ کشور دیگر، آمریکا خوسرانه از آن خارج شد.

چین خواهان ثبات در خلیج فارس است اما از میانجیگری مستقیم پرهیز می‌کند

دیپلمات پیشین ایران درباره منافع راهبردی چین در حفظ ثبات منطقه و اینکه پکن تا چه اندازه حاضر است برای پیشبرد یک توافق، از نفوذ خود بر طرف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی استفاده کند؛ گفت: منافع راهبردی چین در درجه اول این است که آمریکا نهایتا در رسیدن به اهداف سیاسی خود از طریق جنگ موفق نشود. شکست آمریکا در اعمال نظر خود موجب تضعیف موقعیت آمریکا در سطح بین‌المللی می‌شود و از این طریق برای چین و روسیه و برخی دولت‌های اروپایی فرصت ایجاد می‌شود. اما همزمان چین دارای روابط استراتژیک و اقتصادی بسیار مهمی با آمریکا و عرب‌ها است و به این خاطر عمدتا در کنار ایستاده و ناظر تحولات بوده و دست به اقدامی عملی در جهت تقویت ایران نزده است.

از طرفی، چین به عنوان یک قدرت اقتصادی صادرات محور اهمیت بسیار زیادی برای آزادی دریانوردی بین‌المللی قائل است و از اختلال در تردد آزاد در دریاها ضرر می کند و از رقبا عقب می‌افتد. به‌علاوه، بخش مهمی از نفت چین از خلیج فارس تامین می‌شود. چین روابط اقتصادی مهمی با ۶ کشور عرب خلیج فارس دارد و حجم مبادلات آنها به حدود ۳۵۰ میلیارد دلار قبل از جنگ هم رسید؛ یعنی حدود ۱۰ برابر مبادلات چین با ایران. به این دلایل چین از ابتدا خواستار توقف جنگ و بازگشت تنگه هرمز به شرایط عادی بوده و اول بار این موضع در بیانیه مشترک پاکستان و چین در ۳۱ می درج شد و مکررا توسط چین تکرار شده است.

احمدی درباره محدودیت‌های چین برای ورود فعال‌تر به معادلات امنیتی منطقه هم گفت: به دلایلی که گفتم چین خواستار ثبات و عدم تنش و پیش‌بینی‌پذیری امور در خلیج فارس است و عمدتا به همین دلیل بود که چین نقش مهمی در عادی سازی روابط ایران و عربستان بازی کرد. اما روابط راهبردی چین با ایران و تمایل به عدم پیروزی آمریکا بر ایران از یک سو و روابط گسترده باعرب‌ها از سوی دیگر موجب نوعی محافظه کاری و تمایل به حفظ بی‌طرفی در پکن شده است. بعلاوه، چین روابط گسترده اقتصادی و سیاسی با آمریکا دارد و مایل است از تنش در این روابط جلوگیری کند و موجب خشم ترامپ نشود.

وی ادامه داد: ضمنا، چین متوجه پیچیدگی‌های شدید مسئله هم هست و احتمالا مایل نیست که در کسوت یک قدرت بزرگ جهانی فعالانه وارد مناقشه‌ای شده و نهایتا دست خالی از آن خارج شود و از این طریق به اعتبار بین المللی‌اش لطمه وارد شود. دلیل دیگر می‌تواند این باشد که معمولا قدرت‌های بزرگ جهانی که منافع عظیمی دارند، عهده‌دار میانجیگری بین کشورهای دیگر نمی‌شوند. چون طرف‌های درگیر نگران سایه انداختن منافع این قدرت‌ها بر نقش میانجیگرانه آنها هستند. میانجیگری معمولا توسط کشورهای کوچک که ظن غلبه منفعت ملی آنها بر بی طرفی‌شان نمی‌رود؛ انجام می‌شود.